افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : شنبه, 21 جولای , 2012 لینک کوتاه خبر :

چالش های تامین عدالت در افغانستان

چند روز قبل رئیس جمهور کرزی از ناتوانی دولت اش در تامین عدالت در کشور خبر داده و در این زمینه خواهان جدیت بیشتر مقامات قضایی افغانستان شد. رییس جمهور کرزی می گوید که هنوز دولت افغانستان توانایی تأمین عدالت را به شکل کامل و در وقت معین آن ندارد. او که در مراسم افتتاح اولین محمع قضات زن افغانستان صحبت می کرد گفت دلیل این که هنوز هم مردم در قرا و قصبات به روش های سنتی برای رسیدگی به قضایای شان می پردازند، این است که هنوز قوۀ قضائیۀ دولت توانایی تأمین عدالت را به شکل صحیح و به وقت آن ندارد و در مواردی از سوی قضات افغانستان به جای عدالت، بی عدالتی می شود.

او تاکید کرد که قضات در هر جایی مشکل ترین وظیفه را به عهده دارند و باید پاک نفس ترین افراد جامعه باشند زیرا اشتباهات آنان پیامدهای عمیقی را به دنبال خواهد داشت. اگرچه تمرکز رئیس جمهور افغانستان در این نشست روی عدالت قضایی بود و او گفت دولت تلاش می کند تا در حد توانایی خود بهترین امتیازات را برای قضات فراهم سازد. اما براستی اصولا در ساختار نظام کنونی افغانستان عدالت براساس کدام تئوری ها و نظریه های علمی در حوزه عدالت استوار است و از چه الگوهای پیروی می گردد؟ چه چالش های در مقام نظر و تئوری و همینطور مقام عمل در مسیر تحقق عدالت در افغانستان وجود دارد؟

در پاسخ به این سنخ پرسش ها نخست باید گفت این یک واقعیت انکار ناپذیر است که بحث «عدالت» از مباحث اصلی و بنیادین در مکتب های مختلف فکری، اعتقادی و سیاسی است. رو یکرد های مختلفی نسبت به این بحث در حوزه های الهیات و فلسفه های اخلاق نیزمطرح است. هرگاه بحث عدالت در حوزه مسائل فردی مطرح می شود فلسفه اخلاق عهده دار آن است و در حوزه مسائل اجتماعی فلسفه سیاست به آن می پردازد. اما با وجود اهمیت فوق العاده بحث عدالت اجتماعی اگاهانه یا نا آگاهانه، در افغانستان کمتر به آن پرداخته می شود. این در حالیست که متفکران بزرگ تاریخ و جوامع مختلف بشری از دیرباز تا کنون در ارتباط با بحث عدالت دیدگاه های مختلف و ارزشمندی را مطرح نموده است.

عدالت در مفهوم عام خود می تواند به عدالت کیفری و عدالت توزیعی یا اجتماعی تقسیم پذیر باشد که در هردو حوزه دیدگاه های مبسوط و گوناگونی توسط متفکران یونان باستان، قرون وسطی، دوران مدرن و پسامدرن مطرح شده است. در خصوص عدالت کيفري در حوزه مجازات ها و پاداش های کیفری مطرح است که بر اساس آن مجازاتی می تواند عادلانه باشد که با رعايت عدل و انصاف و مطابق روال قانوني بوده به لحاظ کمي و کيفي، با جرم ارتکابي در تناسب باشد. یعنی در يک فرايند تصاعدي، ميزان آن با تکرار جرم افزايش يابد. عمده ترین استدلال ها در موجه سازی عدالت کیفری اهمیت بازدارندگی آن و یا عقوبت کیفر ها است.

اما مهم ترین بحث در ارتباط با عدالت مبحث عدالت اجتماعی است که شالوده و زیر بنای ثبات و آرامش فکری و روحی روانی جامعه و ثبات نظام های سیاسی است. در واقع منظور از «عدالت توزيعي» يا «عدالت اجتماعي» اجراي اصول عدالت در توزيع کالاها و منافع اجتماعي است. البته تبيين، تنظيم و توجيه اصول حاکم بر تعيين توزيع عادلانه ي منافع و مسئوليت هاي اجتماعي (از جمله حقوق مدني و سياسي مانند حق رأي، حق محاکمه ي منصفانه و حق آزادي بيان) نیز در نظریه عدالت توزیعی مطرح است. بنا براین این نظریه صرفا در حوزه ي امور مادي مانند توزيع مواد غذايي، مراقبت هاي بهداشتي و تهيه ي سرپناه و مسائلي از قبيل درآمد و ثروت محدود نمی گردد.

اما در این زمینه مهم این است که دیدگاه ها و رویکردهای کاملا متفاوتی وجود دارد و اینکه افغانستان بر اساس کدام یک از نظریات و الگو ها برای تحقق عدالت تلاش می کند چندان روشن نیست. بطور نمونه می توان گفت در در توجیه بحث عدالت اجتماعی انبوهی از نظریات و دیدگاه های متفاوت و بعضا متناقض مطرح است از جمله می توان را با تمام تفاوت هايي که دارند، با توجه به مشترکات آنها به چند دسته مهم دسته بندی نمود که عبارت اند از نفع متقابل (mutual advantage)، فرجام گرايي (teleology)، عرف باوري (conventionalism)، وظيفه گرايي (deontologism)، مساوات طلبي (egalitarianism)، استحقاق (desert)، بي طرفي (impartiality)، و خدا/ مصلحت محوري.

با توجه به اینکه نظام سیاسی افغانستان مبتنی بر قوانین واصول بنیادین اسلام طراحی شده است باید از الگوی اخیر پیروی نماید. براساس نظريه فرجام گرایی، عدالت فقط با توسل به يک قدرت بيروني قابل توجيه و تحقق است. این فرجام وغايت می تواند قدرت الهي یا قوانین طبیعی که در یونان باستان حکم قانون الهی را داشته است باشند.

بر اساس اين ديدگاه، سعادت انسان را خود انسان تعريف نمي کند، بلکه خداوند طرح و برنامه اي در خصوص سعادت انسان دارد که اين طرح و برنامه با توجه به عقل انسان می تواند قابل فهم و اجرا باشد. اما هنگامی که پای فهم انسان به میان می آید خواهش ها و تمایلات انسانی او باعث سو برداشت و سوء فهم از پدیده عدالت می گردد و درمقام عمل نیز مشکلات فراوان در تامین عدالت پدیدار می گردد. به همین دلیل نزاع ها کشمکش ها و درگیریهای فرقه ی گروهی و درمیان پیروان ادیان شکل می گیرد. هنگامیکه سیاستمداران بخواهند از دین و باور های دینی در تامین منافع شان مایه بگذارند و استفاده ابزاری از باور های توده ها بکند مشکلات چندین برابر می شود.

در افغانستان واقعیت این است که هم در مقام تئوری و نظر مشکلات فراوان وجود دارد و هم در مقام اجرای عدالت در تمامی حوزه های عداالت قضایی و توزیعی مشکلات فراوان وجود دارد. عدم شفافیت در رسیدگی دوسیه های مردم در دادگاه های کشور و همینطور فساد گسترده در ادارات مربوطه باعث شده است که مردم در برخی مناطق محاکمه های صحرایی طالبان را بر دادگاه های رسمی ترجیح دهند. در خصوص عدالت اجتماعی مشکلات بیش از اندازه است. از گذشته های دورتر که بگذریم در یک دهه گذشته شاهد برخی نابرابری ها و تبعیض های سیستماتیک و نظام مند علیه بخش های از جامعه و برخی مناطق کشور بوده و هستیم. انکشاف نامتوازن و کاریکاتوریک که در نتیجه سیاست های تبعیض آمیز و ناعادلانه برخی نهاد های رسمی کشور تحقق یافته است هر روز بر بی اعتمادی ملی بیش از پیش می افزاید.

برای اثبات این مدعا تلاش زیاد لازم نیست امروزه با یک سروی ساده و دم دستی و با یک نگاه اجمالی به پروژه های انجام شده و در دست اجرا در تمامی ساحات کشور کاملا روشن می گردد که کدام مناطق کشور و چه بخش های از جامعه مورد بی مهری های هدفمند قرار گرفته است. واقعیت آن است که در برابر دیدگان ما قرار دارد. میزان پروژه های در حال اجرا و به انجام رسیده در مناطق مختلف کشور هر گز نشان دهنده رعایت اصل اعتدال ، توازن و انصاف در این زمینه نیست.

متاسفانه به دلیل غفلت و یا تغافل مسئولین بسیاز از مناطق کشور از کمترین میزان توجه در امر بازسازی بهره مند نبوده است و وضعیت بازسازی در این مناطق اصلا قابل مقایسه با مناطق دیگر بویژه برخی از مناطق جنوب کشور نیست. اکنون پرسش اساسی این است که براستی جایگاه عدالت و تحقق عدالت اجتماعی در نظام کنونی افغانستان در کجا است؟ آیا پس از این نیز ما شاهد تداوم بی مهری ها در حق بخش های از جامعه خواهیم بود؟ باید از مقامات حکومت افغانستان پرسید که اولویت بندی های افغانستان در یک دهه آینده بر چه معیار های استوار شده است؟ در این اولویت ها توجه به مناطق محروم کشور نیز قرار دارد یا نه؟

 

 

 

روزنامه افغانستان

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار