بخش : اخبار, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : سه شنبه, 31 اسد , 1396 لینک کوتاه خبر :

واکاوی استراتیژی جدید امریکا در افغانستان

زلمی استانکزی استاد پوهنتون بغلان در یادداشت اختصاصی به بررسی چرایی چرخش 180 رتبه‌ای رییس جمهور امریکا در قبال افغانستان و سود ناشی از آن و همچنین دورنمای روزگار افغان ها پرداخت.

استانکزی نوشت: دونالد ترمپ رییس جمهور امریکا صبحگاه امروز (سه‌شنبه) به وقت کابل راهبرد واشینگتن در قبال افغانستان را اعلام کرد و خلاف انتظارات و اظهارات پیشین خود مسایلی را مطرح کرد که خود خلاف آن اعتقاد داشت.

ترمپ حضور عساکر کشورش را در افغانستان افزایش داده و بر مناطقی نیز این عساکر حمله خواهند کرد، در حالیکه بر اساس استراتیژی نظامی سابق امریکا تمام عساکر این کشور نقش آموزش و مستشاری را عهده‌دار بودند.

وی آمار عساکر که قرار است به کابل اعزام شوند و همچنین چگونگی و مکان‌ عملیات‌های عساکر تحت امرش را افشا نکرد، اما بر پیروزی این عساکر تأکید ورزید.

به این ترتیب، ترمپ دیگر آن اعتقادات و باورهایش در امور افغانستان را نداشته و با چرخش 180 رتبه، سرنوشت افغانستان و عساکر امریکایی را طور دیگری رقم می‌زند.

یادگیری الفبای سیاست توسط سیاست‌مدار ملیاردر

دونالد ترمپ یک بازرگان ملیاردر است، با هیچ پیشینه سیاسی بر اریکه قدرت قدرتمندترین کشور دنیا تکیه زده، گویا چانس با وی یاری کرده و می‌خواهد در کنار بازرگانی سیاست را نیز بیاموزد.

رییس جمهور امریکا در روزهای نخست ریاست جمهوری خود اظهارات جالبی در مورد افغانستان داشت، اظهاراتی که به زعم بسیاری از کارشناسان حتی برای نزدیک‌ترین افراد ارگ سفید تکان‌دهنده و غیر قابل پذیرش بود.

با این وجود وی اعلام استراتیژی نهایی واشینگتن در امور افغانستان را از چندین ماه به این طرف به تأخیر انداخت تا چانس بیشتری برای بررسی و مشورت با سابقه‌داران امریکایی در امور دولت کابل داشته باشد.

وی به این ترتیب پس از بحث و بررسی و حداقل یادگیری الفبای سیاست در امور افغانستان، استراتیژی نهایی خود را اعلام کرد و علاوه بر امریکایی‌ها، 30 ملیون افغان را از سردرگمی نجات داد.

نمره‌های مساوی سیاست و اقتصاد

همانطوری که در بالا نیز اشاره شد، ترمپ یک بازرگان است، بناً برای یک بازرگان در کنار سیاست، سود مالی از اهمیت خاص‌ای برخوردار است، به این ترتیب ترمپ در تکاپوی سود بیشتر اقتصادی از افغانستان نیز است.

وی با چشم‌پوشی از انتظارات امریکایی‌ها و اظهارات خودش، عساکر امریکایی را علاوه بر مسایل سیاسی و راهبردی امریکا در منطقه، جهت تأمین منافع اقتصادی آن کشور نیز در افغانستان باقی گذاشت و بر آمار آنها خواهد افزود.

افغانستان برای غرب به گاو شیری تشبه می‌شود، گاوی که هر چه گرسنه می‌گذارد از آن شیر بیشتر می‌دوشد، بناً ترک چنین مُـلکی که ارزش تنها لیتیم آن بیشتر از ارزش تیل عربستان سعودی یکی از ثروت‌مندترین کشور آسیا است، کار چندان عقلایی نیست.

در کنار برداشت بدون پرسش و پاسخ از منابع غنی و طلای سرخ، بازار ملیاردی مواد مخدر نیز در افغانستان زیر سایه همین عساکر امریکایی رونق خاص‌ای یافته و به بی‌سابقه‌دارترین بازار خلاف‌کاران تبدیل شده است.

عدم واگذاری زمین بازی به رقبای بین‌المللی

کاخ سفید با ریاست ترمپ حداقل کاهش یا خروج از افغانستان را همانند واگذاری زمین‌بازی به رقبای بین‌المللی امریکا می‌دانند، رقبای که فضای اقتصادی را برای آنها در سطح جهان تنگ کرده و حتی کالاهای این رقبا در داخل امریکا جا باز کرده است.

با اتکا بر رابطه عمیق سیاست و اقتصاد، داکترین غرب به این نتیجه رسیده‌اند که در صورت ترک افغانستان رقبای قدرتمند اقتصادی آنها که حالا از توانایی‌های بالای نظامی نیز برخوردار شده‌اند، نفوذشان را در افغانستان گسترش داده و توپ را از میدان غربی‌ها خواهند گرفت.

برای هراس از این امر و جهت ادامه تأمین منافع سیاسی و اقتصادی غرب، دست‌کم واشینگتن حاضر به ترک افغانستان نشد و نخواست افغانستان بار دیگر همسو با کشورهای رقیب‌شان و دست به دست آنها داده و واشینگتن نیز تنها نظاره‌گر باشد.

اکنون کشورهای مانند روسیه، هند، چین و ایران علاقمند پیشرفت افغانستان هستند، پیشرفت که بیشتر برای اقتصاد این کشورها نیز سودآور بوده، ضمن اینکه ثبات منطقوی نیز نتیجه آن خواهد بود.

به این ترتیب امریکا با ادامه حضور خود، چنین فرصتی را از کشورهای منطقه گرفته و بر طبل جنگ جهت بی‌ثباتی و نفوذ در این کشورها می‌کوبد.

نیم‌نگاهی به وضعیت افغان ها پس از اعلام استراتیژی امریکا

افغان ها حداقل 16 سال حضور غربی‌ها را تجربه کرده‌اند با مصائب ناشی از آن به خوبی آشنا شده و می‌دانند این حضور عجب سایه سنگین و وحشتناکی است که بر زنده گی آنها افگنده شده است.

تا سال 2010 غرب بیش از 100 هزار عسکر در افغانستان داشت، این عساکر در کنار آموزش نیروهای افغان، در میادین نبرد با شبه‌نظامیان می‌رفتند، اما با وجود سیاست خطرناک تروریست‌سازی غرب، نه پیروز نبرد شدند و نه به آرزوی برقراری صلح رسیدند.

در جریان 16 سال اخیر ده‌ها هزار افغان کشته و زخمی شده و بیش از یک ملیون دیگر ناگزیر به مهاجرت به سمت کشورهای خارجی شدند.

منابع غنی کشور به شکل خودکار توسط غربی‌ها تاراج شده و خاک افغانستان شاهراه‌های تردد لاری‌های مواد مخدر به کشورهای خارجی برای تأمین منافع مافیاهای وابسته به غرب شد.

رکود اقتصاد و تورم بالا همزمان با اوج‌گیری ناامنی‌ها و انفجارهای به هم پیوسته و سیستماتیک خواب را از چشمان مردم گرفت و حداقل آرزوی برگشت به گذشته را در دل یک ملت زنده کرد.

این همه بدون شک زیر سایه بیش از 100 هزار عسکر غرب صورت گرفت، حال پرسش این است که امریکا با افزایش چند صد یا هزار عساکر چه گلی را به آب خواهد داد، در حالیکه با وجود صدها هزار عسکر هیچ کاری برای افغان ها نه که انجام نداد، حتی آنها را ده‌ها سال به عقب برد.

اجرای استراتیژی جدید امریکا ظاهراً خیلی خطرناک‌تر از حضور سابق عساکر آن کشور در افغانستان است، نظارت از عملکردهای عساکر و ملکیان امریکایی مستقر در افغانستان کار بیهوده‌ای نیست و دولت کابل با حفظ دوستی و تمرکز بر استقلال خود باید بر تمام عملکردهای این عساکر نظارت کند.

مواد قرارداد امنیتی کابل – واشینگتن که با گذشت بیش از 3 سال هیچ کدام انجام نشده باید پاسخ روشن و دقیق خواسته شده و افغان ها باید از واشینگتن بخواهند که حضورشان چه سودی بر روزگار سیاه افغان ها خواهد گذاشت و تا چه زمانی.

 

لطفا نشر دهید ...
Share on FacebookTweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on PinterestShare on RedditShare on TumblrEmail this to someone

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
آخرین اخبار