افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : شنبه, 8 دسامبر , 2012 لینک کوتاه خبر :

وارونگي دموكراسي در افغانستان

دموكراسي از عمده ابزار هاي تأثير گذاري فرهنگ وآموزه هاي غرب در افغانستان است.

آموزه هاي دموكراسي در افغانستان براساس معرفت شناسي غربي مطرح مي گردد و رويكرد ليبرال دارد. جهاني شدن و گرايش جهان  به سوي سياست ها و جزيره واحد نيز از جمله ابزار هاي معرفتي است كه بيشترين خدمت را براي پاليسي هاي غرب انجام مي دهد. چه آنكه بزرگترين مانع در برابر گسترش فرهنگ غرب مرزهاي ملي و فرهنگي است. با فرسايش و فروافتادن اين مرز ها ، فرهنگ غرب با شتاب دلخواه فضاي فرهنگي كشورهاي پيراموني چون افغانستان را در خواهد نورديد. آزادي، حقوق بشر، گفتمان مدني سازي، برابري ، كرامت انساني، و همه مفاهيم مدرن امروزي از جمله ابزار هاي عقلاني است كه غرب آن را در افغانستان دنبال مي كنند. اين مفاهيم ابزار هاي دلنوازي هستند كه زندگي بشري به آن دلپذير مي شود. بدين جهت مردم افغانستان كه سال ها رنج وتعب را از همين ناحيه ها تحمل كرده اند به شدت خواهان ودر جستجوي همين اصول هستند. چه آنكه اين اصول زمينه ي يك زندگي آرام وبه دور از تنش هاي رايج در افغانستان را براي مردم نويد مي دهند. بدين لحاظ مردم افغانستان برآنند كه پيش از همه ي مفاهيم آرماني به زندگي عادي ومعمولي خويش دست يابند. تا در پرتو آرامش زندگي رهاي يافته از تنش هاي متمادي در جوامع افغانستان، آرزوهاي انساني خودش را دنبال كند. واينك كه گمشده اش را در پناه مفاهيم مدني غربي مي يابند بي محابا به سوي آن هجوم مي آورند غافل از اينكه جزصورت زيبا از اين مه رويان محبوب چيزي ديگر حاصل نخواهد شد. چه آنكه در نهاد اين مفاهيم بسته هاي معنايي تعبيه شده است كه براي مردم خسته ي ما جز كرختي كوتاه مدت چيزي ديگري را در بر نخواهد داشت. ولي عوارض جانبي اين داروهاي افيوني آسيب هاي جدي واساسي بلند مدت وويرانگر را براي مردم با خود دارد.
در حقيقت آموزه هاي مدرن غربي حتي عاري از اصول ماهوي خودش مي باشد. چه آنكه در معرفت شانسي غربي نگرش خاصي به موضوعات اين مفاهيم وجود دارد. بدين مراد كه غرب از حقوق وبشر برداشت هاي متفاوت دارد. كه بدين تلقي بين بشر غربي و افغاني تفاوت ماهوي قايل است. درست به همين نگرش است كه غرب آن چه را كه براي خود زشت مي پندارد مردم افغانستان را سزاوار آن مي دانند. ظاهر و هويداست كه غرب  زير نام دموكراسي و محورهاي حقوق بشر مسايلي را در افغانستان مرتكب شده است كه حتي با ابتداي ترين قواعد زندگي سازگارنيست.
شيوه برخورد غرب با مفاهيم حقوق بشري يك شيوه بسيار رياكارانه است. خودشان ازجمله نخستين پايمال كنندگان اين مفاهيم هستند. استحاله فرهنگي بزرگترين بدبختي جوامعي است كه بدان گرفتار آمده است. زيرا هم از هويت وشخصيت خود بيگانه شده اند و هم با فرهنگ جديد غرب انس وسازگاري نيافته اند. بدين صورت است كه در فضاي فرهنگي پريشان شناور وهراسان مي مانند وآرامش زندگي اش برهم مي خورد.  پس بر ماست كه فرهنگ خود را پاس بداريم كه زندگي كردن در فضايي خودي از هرلحاظ آسان است وآسودگي را با خود دارد. نه تنها دولت افغانستان كه نقش اساسي را در قبال حفظ هويت فرهنگي بايد داشته باشد، بلكه تمامي مردم افغانستان در اين زمينه بايد تلاش كنند. تقويت فرهنگي در جامعه باعث مصونيّت حاكميت ملي، استقلال و رشد معنوي و مادي خواهد شد. دولت افغانستان و مسئولين ذي ربط در اين ارتباط يك وظيفه سنگيني در قبال حفظ هويت فرهنگي و اجتماعي مردم افغانستان دارد.زيرا وابستگي فرهنگي  وابستگي سياسي و اقتصادي را نيز در پي دارد كه رويهمرفته جامعه را در معرض خطر از خود بيگانگي و دخالت بيگانگان قرار مي دهد. عدم توجه به مقوله فرهنگ در جامعه موجب مي شود تا نوعي بحران هويت در جامعه پديدار شود، كه مي تواند پيامد و عواقب خطرناكي براي افغانستان داشته باشد. تقويت هويت هاي ملي وخانوادگي براي حفظ بنياد هاي اجتماعي افغانستان يك ضرورت است. چه آنكه فروپاشي نظام خانوادگي واجتماعي موجب گسستگي پيوند هاي محكم نهاد هاي جامعه مي گردد واين خود موجب پريشان رفتاري وهرج ومرج جامعه مي گردد در آن صورت است كه دولت قادر به كنترل رفتارهاي نا مناسب وناهنجارين جامعه نخواهد شد كه در نتيجه ما در آينده به بحران امنيتي از نوع ديگر رو بروخواهد شديم. كما همچنين كه معضل ناسازگاري خانوادگي به سبب اشاعه فرهنگ حقوق بشري غرب دارد گسترش مي يابد وآماري طلاق وجداي در كشور روند رو به رشد خودش را خواهد پيمود. چه آنكه شكست ساختار مستحكم سنتي موجب رهاي وبي پرواي مي گردد واز ديگر جانب عدم تطابق با فرهنگ وارداتي غربي نوعي سرخوردگي ،بي هويتي  وبي شخصيتي را به وجود مي آورد. احساس شخصيت و احساس عزت از آن كساني هستند كه داراي هويت باشد و اين هويت ملي و اسلامي است كه به افراد جامعه و كشور شخصيت مي بخشد و استقلال مي دهد. هويت سبب مي شود كه شخص احساس كند كه داراي يك جايگاه خاصي در جامعه مي باشد. وظيفه دولت افغانستان و پارلمان اين كشور در قبال حفظ ارزشهاي ملي و اسلامي در قبال تهاجم فرهنگي غرب بسيار مهم است و بايد نقش اساسي در اين زمينه ايفا كند. وظيفه دولت ، پارلمان و نخبگان است كه به هر نحو ممكن اين ضعف فرهنگي را كه در طول سه دهه صورت گرفته جبران كنند و وظايف بسيار سنگيني در بعد فرهنگي دارند كه يقيناً اگر اينها خوب وارد عمل در صحنه شوند و بتوانند ملت را به صورتي كه ايده آل باشد و مردم بپسندند و به يك نقطة فرهنگي برسانند تقريباً ساير اهداف دشمنان نسبت به افغانستان ازبين خواهد رفت و آنها موفق نخواهند شد به اهداف غيرفرهنگي نايل شوند.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار