افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 24 سپتامبر , 2012 لینک کوتاه خبر :

ناکامی استراتژی جنگ و صلح

از هفته صلح و وحدت ملی در ولایت بغلان تجلیل شد

جنگ هفته صلح درحالی در افغانستان نامگذاری می شود که از یکسو نیاز به صلح به اولویت درجه اول تبدیل شده است و از دیگر سو کوچکترین روزنه ای هم به سوی صلح وثبات در افغانستان قابل مشاهده نمی باشد.

استراتژی جنگ و صلح در افغانستان هر دو به ناکامی انجامیده و حتا دولتمردان را نیز به اعتراف واداشته است. این که چرا پروژه های بزرگ انکشاف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی درافغانستان عقیم می مانند وهیچ راه حلی برای آنها جستجو نمی شود، پرسشی است که ذهن هر افغان را به خود مشغول داشته است.

حضور نظامی بیش از چهل کشور دنیا با بیش از صدوچهل هزار نیرو که با تجهیزات مدرن و پیشرفته مجهز می باشند، این امید را به وجود آورده که مردم افغانستان پس از تجربه های تلخ سالهای جنگ در کشور، اکنون به آسانی و گرمی از روند جدید حکومتداری تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر، استقبال خواهند کرد.

این انتظار اگر چه در ابتدا برآورده شد ومردم علیرغم بدگمانی هایی که نسبت به خارجی ها داشتند، از آنها حمایت کردند وآنها را درمأموریت مبارزه با تروریسم یاری رساندند؛ با آن هم آتش فتنه و جنگ به تدریج از گوشه و کنار وطن شعله ور گردید و مردم افغانستان را درمجمر گداخته خود گرفتار کرد.

تلاش های حکومت و حامعه جهانی در راستای کاهش خشونت و ناامنی به سرانجام نرسید و اقتدار مرکزی روز به روز تنگ تر و محدودتر گردید. اگر درگذشته گفته می شد، مردم افغانستان فرهنگ وتساهل و مدارا نیاموخته و بذر ملت سازی در این سرزمین پاشیده نشده است. از این رو زمینه برای رشد و گسترش فرهنگ خصومت پرور کاملاً آماده می باشدو بهانه جویی ها برای اختلاف انگیزی و تجاوزگری نیز همیشه فراهم بوده است. این بار دلیل شکست و ناکامی جنگ و عقامت و ناکار آیی پروسه صلح را چگونه توجیه می کند؟

اما نه؛ این بار نمی توان شکست را به نام مردم افغانستان رقم زد. مردم علیرغم بدگمانی هایی که نسبت به خارجی ها داشتند، به منظور رسیدن به اهداف والاتر صلح، امنیت وثبات سیاسی پایدار از نیروهای ائتلاف حمایت کردند و پروسه دولت سازی را تقویت کردند و در پروسه های ملی باشوق و هیجان خاص اشتراک ورزیدند و صادقانه برای بازسازی و نوسازی کشور در پرتو حاکمیت دموکراتیک ومشارکت طلب تلاش ورزیدند.

پس این بار مردم افغانستان از جنگ و نا امنی استقبال نکردند و در راه تطبیق ارزش های ملی و جهانی مانع ایجاد ننمودند، ولی باز شاهد هستیم که نا امنی رو به گسترش بوده و ارزش ها و دستاوردهای دهه گذار به سوی دموکراسی در معرض خطر قرار گرفته است.

این بار دلیل ناکامی ها و فرو افتادگی ها را درکجا باید جست؟ غرور و اطمینان بیش ازحد جامعه جهانی به موفقیت و کامیابی و غفلت از عوامل و بسترهای درونی و بیرونی نا امنی؟ اختلاف روبه تزایدی که در سیاست ها و رویکردهای حکومت و جامعه جهانی تبارز می کرد و سکتگی هایی را در عرصه عمل به وجود می آورد؟ یا نبود یک اراده قوی برای مبارزه با هراس افکنان طالب این وضعیت خطر را به وجود آورده است؟

شاید همه عوامل و زمینه های فوق به گونه ای در ترویج و گسترش نا امنی دخیل بوده باشد؛ اما آنچه برجسته تر از همه در ناکامی ها و شکست ها موثر بوده، تمایلات شخصی و گروهی و گرایشات مادیی بوده که اشخاص و افراد بلند رتبه سعی کرده به این تمایلات خود از هر طریقی دسترسی پیدا کنند.

وجود فساد در ابعاد گوناگون آن، تمامی مسایل و مشکلات بالا را توجیه می کند. امروزه طرح ها وسیاست های عوام فریبانه و شعارهای دلپذیرانه، پیش از آن مفهوم واقعی شان را انعکاس دهند به شکل وارونه در راستای تعمیق و گسترش فساد به کار گرفته می شوند.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار