افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : پنج‌شنبه, 19 جولای , 2012 لینک کوتاه خبر :

نان استعمار با ما چه كرده است؟!

تاريخ چند صده اخير سرزمينهاي آسيايي و آفريقايي آكنده است از تراژديهاي تلخي كه به دست استعمارگران اروپايي و آمريكايي رقم خورده است.

 مشقتهاي جانفرسايي كه ساكنان سرزمين هند در دوره طولاني حضور كمپاني استعمارگر هند شرقي به جان خريدند و آسيبهاي تلخي كه از به يغمار رفتن سرمايه هاي مادي و معنوي خويش متحمل گرديدند از عبرتهاي و درسهاي تلخ روزگار است و بسان بانگ بيداري باشي است براي ان كساني كه يا به خواب غفلت رفته اند و يا اينكه عامدانه به تجربيات تلخ تاريخي خويش پشت نموده اند.
داستان تيپو سلطان و حكومت او بر بخشهاي وسيعي از سرزمين هند و نبرد دلاورانه اش بر ضد استعمارگراني كه در آن ايام به تازگي به آن خطه هجوم آورده بودند از آن دسته سندهاي زنده اي است كه ماهيت حقيقي نقشه هاي استعمار را آشكار مي سازد. تيپو سلطان كه در طي نبردهاي دلاورانه خود توانسته بود استعمارگران را در طي چندين جنگ به زانو درآورد تنها به سبب خيانت عده اي از هموطنان خود كه به فريب و نيرنگ استعمار خنجري از پشت بدو وارد اوردند به شهادت رسيد و در فقدان او سرزمين پهناور و مالامال از نعمت هند به اشغال كمپاني هند شرقي درآمد.
گرچه نظريه زنده و هدفدار بودن تاريخ به رغم اقبال گسترده اي كه از ان در صده هاي گذشته مي شد امروزه خريداران كمتري دارد ولي نمي توان از اين حقيقت زنده و هشدار دهنده غفلت ورزيد كه تاريخ با زبان بي زباني از وقايعي كه در دل او تحقق يافته است همواره با ما سخن مي گويد و هشدارمان مي دهد كه از تلخي هاي ان عبرت گيريم و به جهالت و غفلت گام در راهي ننهيم كه نگونبختان و بر زمين غلطيدگان گذشته تاريخ بدان گام نهاده بودند.
به حكم اينكه طبيعت آدميان به رغم تفاوت فاحش شكل زندگي و اهداف و آرمانها هيچگاه ماهيت ثابت خود را از دست نداده است  نقشه هاي شيطاني استعمار  در اسارت و به يغما بردن ثروتهاي ساير ملتها نيز به رغم تفاوت ظاهري در چگونگي اجرا از ماهيتي يكسان برخوردار است. اگر ديروز اجداد ما را با هجوم به خانه و كاشانه مان به بردگي و اسارت مي بردند امروزه شكل بسا فجيع تر ان را به كار مي برند.
بردگي امروز شكل مبتذل تري يافته است امروز كسي ما را به زور اسلحه و دشنه به يغما نمي برد بلكه ما در حاليكه در خانه هاي خود به آرامي غنوده ايم به فجيعترين شكل ممكن و از طريق ابزارهاي گوناگوني كه از قضا پول خريد آن ابزارها را نيز خود از سرمايه هاي خويشتن مي پردازيم به بردگي رفته ايم. اگر اجداد ما در گذشته با خون و مال و جان خويش به جنگ استعمار مي رفتند اينك ما  روح و روانمان را اسير كساني ساخته ايم كه به چيزي كمتر از نابودي هويت ما رضايت نخواهند داد.
چه اسارت و بردگي از آن بالاتر كه سخن گفتن از “عزت مسلماني” به عنوان اصلي ترين رهاورد پيامبر اسلام امروزه در گفتمان سياسي و فكري جامعه ما جايگاهي ندارد و همگي گداصفتانه تمناي ياري و حمايت از كساني داريم كه خدايمان ما از سلطه و تسلط آنان بر حذر داشته است. وزرا و دولتمردان گدا صفت ما چنان به صفت دريوزگي آلوده گشته اند كه بيشرمانه و طلبكارانه هزينه هاي عادي حكومتداري خويش را نيز از بيگانگان مي طلبند.
به راستي چه اندوهبار است كه سخن گفتن از عزت مسلماني امروزه حتي به مشام مردمان كوچه و بازار ما نيز خوش نمي آيد. اين بلايي است كه استعمار و نان پر منت آن بر ذهن و روح و روان ما وارد آورده است. اگر كساني كه سخنانشان در ميان مردمان خريداري دارد در نفي اين روحيه ذلت آور كوششي ننمانيد در پيشگاه رسول مكرم اسلام سخت مسوولند و پاسخگو…

افغانستان نوین

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار