افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : سه‌شنبه, 26 آگوست , 2014 لینک کوتاه خبر :

ميراث‌هاي فرهنگي در گرداب بحران!

 در يك تعريف كلي ميراث فرهنگي به كليهٔ آثار باقي‌مانده از گذشتگان گفته مي‌شود كه داراي ارزش فرهنگي باشد.
اين آثار مي‌تواند دربرگيرندهٔ آثار ملموس مانند بناهاي باستاني يا آثار ناملموس مانند آداب و رسوم يك منطقه باشد كه امروزه در حفظ آن براي آيندگان كوشش بخرج داده مي‌شود. ميراث فرهنگي منحصربه‌فرد، غير قابل جايگزيني و در ميان نسل‌ها از ارزش و احترام ويژه برخوردار است.

ميراث بر جاي مانده از گذشتگان در مطالعهٔ تاريخ بشر و سرگذشت ملت‌ها موثر هستند. حفظ آن‌ها چگونگي و نيازهاي گذشتگان را بازگو مي‌كند و در پس هر يك داستاني نهفته است. از ديدگاهي ديگر حفظ آثار فرهنگي مي‌تواند به دريافت خاطرات و ارزش گذاري آن در دوران‌هاي كهن كمك نمايد.

ناگفته نبايد گذاشت كه متأسفانه ميراث فرهنگي در معرض خطرها و تهديدهاي بي‌شماري قرار دارد. اساسا نفس گذشت زمان و فاصله گرفتن از زمانه ايجاد و توليد تا عصرهاي بعدي، خود يك تهديد و خطر بشمار مي‌آيد. اما اين خطرها و تهديدها از دست زدن به آثار فرهنگي تا نوري كه براي ديدن آن‌ها مورد نياز است وجود دارد. اين خطرها در شرايط كاملا طبيعي و عادي متوجه آثار  فرهنگي و باستاني مي‌گردد؛ اما در شرايط غيرعادي اين تهديدها و خطرها چندبرابر افزايش يافته و گونه‌هاي ديگري از تهديد و خطر براي آثار باستاني و فرهنگي رونما مي‌گردد. يكي از تهديدهاي بسيار جدي و خطرناك بروز بحران در جامعه است. پيدايش بحران همانند نفوذ ويروس در بدن فرد سالم است كه تمامي مقاومت فرد را كاهش داده و بدن فرد را در معرض كوچكترين تهديد و بيماري آسيب پذير مي‌سازد. بروز بحران در هرجامعه اي نيز سبب مي‌گردد كه نه تنها تهديدها و خطرهاي عادي تقويت يابند، بلكه زمينه حفاظت ومقاومت در برابر خطرهاي تازه تر نيز به حداقل كاهش يابند. به معناي ديگر بروز بحران در هرجامعه اي همانند گردابي است كه نه تنها هست و بود آن جامعه را دركام خود فرو مي‌برد، بلكه ميراث و آثار فرهنگي و باستاني جامعه را در قدم اول بي‌رحمانه خواهد بلعيد.

در پي بروز حوادث و رويدادهاي گوناگون يا به معناي دقيق‌تر پديدار شدن بحران‌هاي متوالي در سطح جهان و تهديدي كه براي ميراث‌هاي فرهنگي و آثار باستاني وجود دارد بحث هاي جدي را درزمينه تدوين مقررات حقوق بين الملل درزمينه حفاظت و حمايت از اموال فرهنگي و باستاني به هنگام بروز بحران‌ها و حتي پس از پايان درگيري‌ها، جنگ‌ها و منازعات داخلي و بيروني به ميان آمده است. بطور مشخص سه دسته از معاهدات، چارچوب حمايت از ميراث‌هاي فرهنگي و باستاني را درجريان بحران‌ها شكل مي‌دهند .اين معاهدات عبارتند از كنوانسيون‌هاي 1899 و 1907 لاهه / كنوانسيون ژنو و دو پروتكل الحاقي آن در سال 1949 / و كنوانسيون 1954 لاهه /. اين معاهدات در مجموع به حفاظت و حمايت از ميراث‌هاي فرهنگي و باستاني دربرابر چهار تهديد عمده مي‌پردازند: حملات خودسرانه ، خسارات غيرعمد، غارت و سرقت. در اين معاهدات كه به امضاي اغلب كشورهاي جهان رسيده است، مقرراتي درباره جلوگيري از غارت و تخريب اموال دشمن در جنگ‌ها وضع شده است. بعنوان مثال، حمله به اهداف فرهنگي و باستاني و بمباران آن‌ها ممنوع اعلام شده است . حتي در بخشي از اين قراردادهاي بين المللي، بطور مشخص ذكر شده كه سربازان خارجي يك كشور در داخل كشور ديگر، مي‌بايست در مديريت موسسات عمومي از جمله موزه‌ها، مسئولانه عمل كنند و تصرف و تخريب اين اماكن، تعقيب قضايي عاملان را درپي خواهد داشت. اما متاسفانه براساس دريافت‌هاي تاريخي از رويدادها اين كنوانسيون‌ها نتوانست از وارد آمدن خسارت و تخريب‌هاي عمده بر آثار فرهنگي و باستاني جلوگيري كند.

در همين راستا افغانستان نيز بدنبال بروز بحران چندين ساله وضعيت بسيار تاسفباري را هم از جنبه انساني و اقتصادي پشت سرگذاشت و هم از جنبه حفظ و حمايت از ميراث و آثار فرهنگي و باستاني. چنانچه بطور مشخص شوراي بين المللي موزه ها، فهرستي از آثار تاريخي كشور را منتشر كرده است كه در جريان چند دهه بحران از كشور قاچاق شده است. اين فهرست “فهرست سرخ” ناميده شده و شامل آثار دزديده شده و يا به دست آمده از كاوش‌هاي غيرقانوني در كشور است. در اين رابطه يك كارآگاه انگليسي كه درزمينه رديابي آثار سرقت شده تاريخي فعاليت مي‌كند مي‌گويد: هزاران قلم از اين گونه آثار در نمايشگاه‌هاي آثار عتيقه و يا در چمدان‌هاي مسافران در ميدان‌هاي هوايي پيدا شده است.  البته غارت اشياي تاريخي افغانستان در كنار آسيب هايي كه طالبان به آثار تاريخي اين كشور زده ، موجب شده است كه افغانستان بيش از ساير كشورها و مناطق درگير در جنگ، ميراث فرهنگي و باستاني خود را از دست بدهد. چنانچه در گزارش‌ها بطور مفصل آمده است كه طالبان پس از به دست گرفتن قدرت، بر اساس افكار متحجرانه خود، شمار زيادي از آثار ارزشمند باستاني و فرهنگي كشور را كه داراي تصاوير انسان يا جانوران بود، از بين بردند. آن‌ها حتي مجسمه‌هاي عظيم و تاريخي بودا را كه در دل كوه‌هاي باميان قرار داشتند و از سنگ تراشيده شده بود، منفجر كردند. همين طور ساير اخبار و گزارش‌ها حاكي از آنست كه اشياء قيمتي و تاريخي موزه‌هاي كشور توسط قاچاقچيان به سرقت برده شده و قاچاق مي‌شوند. و به همين علت نيز موجوديت آن اشياء و آثار قيمتي و باستاني در موزه‌ها به شدت كاهش يافته است.

شايان ذكر است كه غارت و قاچاق آثار باستاني و فرهنگي كشور حتا در دوره پس از طالبان، يعني در طول دوره حاكميت سيزده ساله حامدكرزي نيز به شدت جريان داشته است. مرور كوتاه بر عناوين گزارش‌ها و خبرهاي فرهنگي كشور نشان مي‌دهد كه در روند غارت و قاچاق و حتا نابودي آثار باستاني و فرهنگي تغيير جدي نسبت به گذشته بوجود نيامده و هنوز همان نگراني‌ها و تهديدها و خطرها وجود دارد.

در شرايط كنوني علاوه بر توجه به همه امور كشور از سوي مسئولان با توجه به اهميت و جايگاه حفظ و حمايت از آثار باستاني و فرهنگي كشور، كه  در واقع حفظ ارتباط هويت و تاريخ نسل ديروز و امروز جامعه براي نسل فردا دانسته مي‌شود آنچه مهم و ضروري به نظر مي‌رسد، اينست كه تدابير محكم تر و عملي تري براي جلوگيري از غارت و قاچاق و نابودي آثار باستاني و فرهنگي كشور اتخاذ گردد. زيرا تجربه نشان داده است كه صدور بيانيه و هشدار و اقدام‌هاي تشريفاتي در اين امر موثر نخواهد بود. چنان‌كه تاريخ نمونه هاي فراواني از اين غارت‌ها را گواهي مي‌دهد كه علي رغم اقدامات صورت گرفته از سوي دولت‌ها و نهادهاي بين المللي، در مورد حفاظت يا بازگرداندن آثار باستاني به نتيجه منجر نشده است.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار