- خبرگزاری افغان تلکس - https://www.afghantelex.com -

ماهيت گروه جبهه الفتح مجاهدين ولايت كابل

اين جبهه نسبت به مقامات پاكستاني بدبين مي باشد. همانطور كه از اسمش به نظر مي رسد، به دنبال درگيري و خشونت طلبي نيست و سعي دارد با مطرح كردن موضوع صلح و اتحاد در بين گروههاي مختلف قومي و جهادي و دولتي براي خود نام و نشاني را ايجاد كند

با انتشار اعلاميه جبهه الفتح استان كابل، درميان محافل حكومتي و اپوزيسيون افغانستان ، نظرات مختلفي بيان شده است. برخي مي گويند اين حركت شاخه اي از طالبان يا حزب اسلامي و يا جهاديان سابق مي باشند. بنا به گفته ادريس امير موسس اين جبهه كه در سايت اين جبهه ‌(مبارزان صلح افغانستان) آورده شده است،
جبهه الفتح عبارت است از يك مجموعه نظامي مردمي جهت فراخوان و بسيج همه نيروهاي جهادي و ملي افغان كه به ابتكار يك عده از مجاهدين تشكيل شده است. ماموريت اين جبهه سازماندهي مبارزه مشترك در مقابل خارجي هاي مغرض و اشغالگر و قاتلين ملت مظلوم افغانستان است.
هدف از ايجاد اين جبهه زمينه سازي براي تشريك مساعي همه نيروها به منظور رسيدن به يك صلح پايدار و عادلانه است. به گفته وي اين جبهه مركب از همه مجاهدين و مدافعين افغان مي باشد. اين جبهه نسبت به مقامات پاكستاني بدبين مي باشد. همانطور كه از اسمش به نظر مي رسد، به دنبال درگيري و خشونت طلبي نيست و سعي دارد با مطرح كردن موضوع صلح و اتحاد در بين گروههاي مختلف قومي و جهادي و دولتي براي خود نام و نشاني را ايجاد كند تا بتواند از اين طريق در آينده به اهداف خود برسد.
به نظر مي رسد كه اين گروه نو ظهور وابسته به جرياني خاص نباشد و بيشتر دنباله رو افكار احمد شاه مسعود و جهاديان سابق افغان باشد. هنوز از تيم همراه وي و تعداد سربازان اين جبهه خبري منتشر نشده است. از فاصله مرداد ماه (زمان انتشار اعلاميه) تا آبان امسال، هيج عملياتي با مسئوليت اين گروه صورت نگرفته است.
به گفته “ادريس مير”در حال حاضر اولين و مهمترين خواست اين جبهه، تحميل اراده افغانها بر خارجي ها, مجبورساختن آنها به اعلام آتش بس فوري, ملزم گردانيدن آنها به احترام به استقلال, حاكميت و منافع ملي افغانستان مي باشد. هدف بعدي هم متحد ساختن كليه افغانها عنوان شده است. از ديد وي، در شرايط حاضر واقعيت هايي كه در ذيل آمده است، ضرورت مبرم فعال سازي جبهه الفتح را در استان كابل روشن مي سازد:
1-  حضور مسلحانه و مداخله كشور هاي خارجي ناقض استقلال و حاكميت ملي افغانستان است.
2- اتكا و پناه بردن به كفار- تسليم شدن به خواست آنها مخالف تعاليم شريعت والاي محمدي و منافي عزت و غيرت ملت مجاهد – دشمن شكن و كفر ستيز افغانستان است.
3- عمليات نظامي قواي خارجي باعث صلح و آرامش در كشور نشده، بلكه نتيجه معكوس داشته است. با ازدياد نيروهاي خارجي، ميزان نا امني ها و تلفات مردم بيگناه – كشت و قاچاق مواد مخدر, فساد و تخريب روستاها و تجاوز به خانه هاي مردم افزايش يافته است.
4- عملكرد سيزده ساله خارجي هاي مداخله گر در افغانستان نشان داد كه در آنچه مي گويند، صادق نيستند. هدف اصلي شان كسب منافع مادي و كنترل منطقه به قيمت بردگي مردم افغانستان است.
5-  تا زماني كه خارجي ها به عمليات نظامي ادامه مي دهند و يك طرف قضيه هستند، امكان توافق گروهاي افغاني مهيا نمي شود و هرقدر به اتمام سال 2014 نزديك تر بشويم، مذاكرات بين الافغاني مشكلتر مي شود.
6-  وجوب كمك به قواي مسلح كشور در دفاع مستقلانه در برابر دشمن خارجي و كمك در جهت اجتناب از فروپاشي در جريان يك جنگ خانمانسوز ديگر
7-  ضرورت سازماندهي جنگ ميهني به جاي جنگ دولتي در مصاف با دشمنان خارجي
او مي گويد: “از شواهد و قرائن برمي آيد كه خارجي ها يكبار ديگر نقشه اي براي ما در دست دارند، بنابر اين كوشش و تلاش همه جانبه و پيگير جهت متحد ساختن افغانها و ايجاد يك موضع واحد افغاني در برابر همه خارجي ها، رسالت تاريخي و واجب ملي است. ”
لينك ويديويي صحبت هاي ادريس مير:
www.youtube.com/watch?v=ro1-448D08U [1]
برخي مواضع ادريس مير نسبت به دولت پاكستان و نيروهاي خارجي :
ادريس مير در بخشي از سخنانش مي گويد كه: ” پاكستان درتباني با امريكا و انگليس، ثمرات اقتصادي و سياسي جهاد مجاهدين ما را به خود نسبت داده و براي خود اين حق را قائل است كه يك حكومت ضعيف و محتاج دركابل به وجود آورد. اكنون نيز كه نظاميان خارجي با بن بست و سرگشتگي رو به رو شده اند، نبايد اجازه داد كه دستاورد هاي مقاومت به هدر برود. جبهه الفتح با تمام توان خود عليه اين اقدام قواي خارجي كه پايگاه هاي مرزي را به ارتش پاكستان تحويل مي دهند، ايستادگي مي كند و به تمام نيروهاي مجاهدين در دولت و خارج دولت، تحريك طالبان و حزب اسلامي فراخوان مي دهد كه براي حراست از حق مردم ما و حيثيت و اعتبار مقاومت در برابر ارتش  بيگانه، به طور يك صدا موضع گيري كنند. امريكا وغرب ديگر قادر به حفظ تشكيلات دولتي نيستند. برفرض اگر هسته دولت را حفظ كنند، اين كار به قيمت تشديد درگيري ها خواهد بود. نه جنگ و بمباران راهي به سوي پيروزي گشود و نه دولت مورد حمايت «خارجي ها» قادر است بدون حمايت بيگانگان روي پاي خود استوار بماند. بدبختي اين است كه تمديد عمر دولت كنوني نيز در شرايط اضطراري جنگ و ترس، به معناي ادامۀ فساد، قانون شكني، خيانت كاري به آرمان مجاهدين و ويران شدن تأسيسات ملي در سراسر كشور است. در چنين وضعي، خيمۀ «انتخابات» روي آتش بنا مي شود. همچنين ما متوجه شده ايم كه نيروهاي خارجي و متصديان آن ها به خيانت ديگري عليه افغانستان متوسل شده اند كه از آن جمله، ترك افغانستان با همه سلاح ها وتجهيزات و امكانات لجستيكي شان است. به آنان نبايد اجازه بدهيم كه با ناديده گرفتن حق مردم ما، همه چيز را خارج كنند و براي ما يك ويرانه جنگي باقي بگذارند.”