افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : یکشنبه, 2 دسامبر , 2012 لینک کوتاه خبر :

كودكان، درجاده مرگ و انتحار

كودكان اين ديار مجرم و بدهكار به دنيا مي آيند و قامت شان با نوازش شلاق قد مي كشند. بالغ نشده به تكليف مي رسند. نان نخورده، نان آور مي شوند. به جواني نرسيده پير مي شوند وزندگي نكرده ميميرند.
تمام تقلاي كودكان ما زنده ماندن است وتمام تلاش پدران، بدست آوردن لقمه ي ناني كه آروزي كودكان ماست.
وضعيت كودكان افغان اين قربانيان خاموش جنگ افغانستان اوضاع اسفبار اين سرزمين را به نمايش مي گذارد.
انفجار بمب، عمليات هاي مسلحانه، بمباران هاي ناتو و عمليات هاي انتحاري همواره در كمين آن دسته از كودكان افغانستان اند كه در مناطق ناآرام زندگي ميكنند.
آن دسته از كودكان خوشبخت كه در مناطق امن زندگي ميكنند، با مشكلات ديگري از قبيل فقر، سوء تغذيه و محروميت از تحصيل مواجه هستند.
دسته كوچكي از كودكان افغان نيز كه از اين دو خطر خانمان سوز در امان هستند، روح و روانشان تحت تأثير اوضاع امنيتي افغانستان قرار دارد.
در ماه هاي گذشته گزارش دلخراشي از سوي اداره امنيت ملي افغانستان منتشر شد كه بهت و حيرت بسياري را برانگيخت؛ دستگيري كودكاني كه پس از شست و شوي مغزي تبديل به عاملان انتحاري شده بودند.
بر اساس گزارش امنيت ملي افغانستان، بيش از 80 درصد از عاملان انتحاري كه عمليات بمبگذاري آنان نافرجام پايان يافته و دستگير شده اند، نوجوانان پسر 13 تا 17 سال هستند.
يازده سال پيش آمريكا و متحدان غربي به بهانه تأمين دموكراسي وارد افغانستان شدند و “جرج بوش” رئيس جمهور وقت آمريكا وعده داد كه افغانستان را به بهشت دموكراسي و نمونه اي براي منطقه تبديل خواهد كرد. بهانه تهاجم به افغانستان از بين بردن تروريسم و پناهگاه هاي آن در افغانستان بود.
نگاهي به اين يازده سال گذشته نشان ميدهد كه نه تنها هيچ يك از وعده هاي آمريكا تحقق نيافته بلكه مردم افغانستان بخصوص كودكان اين كشور، از جمله قربانيان تهاجم آمريكا به افغانستان هستند.
بمباران هاي كوركورانه ناتو از جمله عوامل مستقيم قتل كودكان افغان و رشد جريان افراط و تروريسم ناشي از سياست هاي نادرست نيروهاي خارجي، از جمله عوامل غيرمستقيم تهديد كودكان افغان است.
جاي اين سئوال براي كودكان افغان باقي است كه پس از يازده سال نظامي گري، اكنون چه تغييري در اوضاع كودكان افغانستان حاصل شده است؟
گراسا ماشل، نماينده دبيركل سازمان ملل در مسائل مربوط به كودكان مناطق جنگي در سال ١٩٩٦ در گزارش مشهورخود به مجمع عمومي سازمان ملل در مورد اثرات جنگ بر كودكان “مي نويسد: «بگذاريد كودكان را مناطق صلح بناميم. به اين ترتيب سرانجام نوع بشر اعلام خواهد كرد كه دوران كودكي دوران مصونيت است و كودكان از اثرات مهلك نبردهاي نظامي بايد در امان بمانند.»
چندين سال از بيان اين سخنان گذشته است، اما فشار مصيبت‌هاي جنگ بر كودكان همچنان بي حد و حصر است. جنگ تخريب زيرساخت‌هاي اقتصادي، توسعه نايافتگي بيشتر و فقر فزونتر را در پي داشته و دارد.
ناامني در افغانستان همچنان از كودكان تلفات مي‌گيرند و كودكي آنان را به يغما مي‌برند. در برخي مناطق طول زمان جنگ‌ها بيش از سن و سال بچه‌هاست. كودكان بسياري در اين مناطق هرگز شانس تجربه نوع ديگري از زندگي جز زيستن در جنگ را به دست نياورده اند، اما آنان در سال‌هاي اوليه زندگي خود درد و رنج‌هايي را تجربه مي‌كنند، كه بيش از تجارب دردناك زندگي آدم هاي بالغ است.
ناگفته پيداست كه كودكان قرباني جنگ همان كودكاني اند كه هميشه بي پناه مانده اند وفرودست، ورنه كودكان فرادستان وزبردستان اصلا در معركه ي افغانستان نيستند تا بردامن ناز شان نشيند گردي. ازين روست كه نه ناله ي كودكان ستم ديده را كسي خواهد شنيد و نه فرياد مان را، بدينسان است كه دست بسوي فرياد رسي هميشگي مي گشاييم كه؛

كبوتري كه پر ميزند به شوق آشيانه اي…خدايا: بال او ديگر ميان راه نشكند!

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار