افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : شنبه, 2 آگوست , 2014 لینک کوتاه خبر :

كمك هاي ريخته شده؛ چرا افغانستان شبيه اروپايي ها نشده است؟!

عبدالرحمن فهيمي بحث جذب كمك هاي مالي كشورها و سازمان هاي خارجي، جهت بازسازي زيربناهاي اقتصادي و دولت سازي در افغانستان، يكي از مباحث مهم و پردغدغه در طول يك دهه بوده است.

 اگر در اوايل شكل گيريِ فضاي سياسي نوين و دولت جديد، دغدغة مهم همه، جذب كمك هاي مالي بود، امروزه، در كنار آن، هدر نرفتن آن كمك ها نيز به عنوان يكي از دغدغه هاي جدي مطرح است.

از سال (2002) تا كنون، ده ها مليارد دالر از سوي كشورها و سازمان هاي خارجي جهت بازسازي افغانستان كمك شده است، اما يكي از انتقادهاي جدي كه وجود دارد؛ هدر رفتن و يا به عبارت بهتر، نتيجه ندادن كمك هاست. كمك هاي ملياردي كه به افغانستان صورت گرفت، انتظار اين بود كه دستاوردهاي عيني تر و ملموس تري به دست مي آمد، اما ديده مي شود كه تغييراتِ چندان به دست نيامده است.

“اداره بازرسي عمومي امريكا” براي بازسازي افغانستان ـ سيگار ـ اعلام كرده است كه هزينه هاي مالي صرف شده از سوي امريكا در افغانستان، بيشتر از هزينة مالي است كه اين كشور پس از جنگ دوم جهاني زيرنام طرح مارشال جهت بازسازي 16 كشور اروپايي جنگ زده، مصرف كرده است. وزارت خارجة امريكا در فضاي پس از جنگ دوم جهاني، پيشنهاد كرد كه جهت برگرداندن ثبات اقتصادي به اين كشورهاي جنگ زده،بايد كمك مالي شود. بنابر‏اين، كمك هاي مالي امريكا به افغانستان، بيشتر از كمك هاي مالي به 16 كشور اروپايي بوده است. اما در آن جا جواب بهتر و در اين جا جواب كمترداده است. اروپا اكنون به يك قدرت و قطب اقتصادي در جهان تبديل شده است كه گه گاهي امريكا آن را به چشم رقيب مي بيند. اما افغانستان در عرصة بازسازي دستاوردهاي اندكي را كمايي كرده است. در عرصه «دولت» سازي به ويژه ساخت «ارتش» و ديگر نيروهاي امنيتي با چالش هاي جدي مواجه است و در زمينه هاي «حكومت» داري و مبارزه با فساد نيز وضعيت مطلوب نيست.

پس پرسش اصلي اين نوشتة موجر اين است كه: چرا كمك هاي مالي به افغانستان تاثيرگذار نبوده است؟

فرضية را كه اكنون مي شود طرح كرد اين است كه: علت بنيادين عدم تاثيرگذاري كمك هاي خارجي به افغانستان، ضعفمديريت در درون نهادهاي دولتي است. بر اساس نظريه هاي صاحب نظران توسعه، كشوري مي تواند به توسعه دست يابيده و بازسازي گردد كه دو عنصر مهم را داشته باشد؛ پول و نيروي انساني متخصص كه فرايند را مديريت كنند.

  از اين رهگذر، ديده مي شود كه افغانستان پول و منابع مالي هنگفت را در اختيار داشته و از سوي كشورها و سازمان هاي خارجي به صندوق خزانه اش واريز گرديد، اما به لحاظ نيروي انساني متخصص پاي اش مي لنگيد، هنوز مي لنگد و تا مدت ها خواهد لنگيد.

براي اين كه پاسخ پرسش اصلي را واضح بدهيم، لازم مي نمايد تا نگاه مقايسه اي بين دولت هاي اروپايي آن روز كه توسط طرح مارشال بازسازي شدند و دولت افغانستان امروز كه بنابر گفتة ادارة بازرسي عمومي كمك هاي امريكا به افغانستان، با دريافت منابع مالي بيشتر از 16 كشور اروپايي نتوانسته است، بازسازي شده و در موارد مهمِ مدنظر دستاوردهاي را كسب كند.

1 . دولت هاي اروپايي

دولت هاي اروپايي در دو جنگ جهاني اول و دوم به ويژه جنگ دوم، آسيب هاي جدي را متقبل شدند. شيرازة اقتصادي اين كشورها از هم پاشيد و وضعيت نامطلوب و نا به سامان را تجربه مي كردند. اگر بدتر از وضعيت ده سال قبل افغانستان نبوده است، بهتر نبوده است.

ولي كمك هاي مالي امريكا كه در قالب طرح مارشال پرداخت شد، نتيجه داده و اقتصاد اين كشور را بهبود بخشيد. به زودي سرپاي خود ايستاد شده و مديريت فرايند را به دست گرفتند. امروزه، به كشورهاي توسعه يافتة تبديل شده اند. حتي مجموعه كشورهاي اروپايي ـ اتحاديه اروپا ـگه گاهي به عنوان رقيب در برابر امريكا جلوه گر مي شود.

به نظر مي رسد كه دو بحث عمده باعث گرديد، كشورهاي اروپايي بتوانند از كمك هاي امريكا استفاده برده و وضعيت را بهبود بخشند.

الف .دولت هاي اروپايي، گرچند مانند افغانستانمخروبه و جنگ زده بودند، اما از سيستم «كارآمد» كه بتواند فرايند را به گونة درست مديريت كند، برخوردار بودند. از اين رو، پول هاي اندكي كه كمك شد، به تعبير اقتصادانان، از آن استفاده «بهينه» كرده و از كمترين كمك، بيشترين استفاده را كردند. مديران خوب وجود داشت كه، با توجه به واقعيت هاي عيني برنامه ريزي كرده و عملي مي كردند.

ب . مصرف پول هاي كمك شده به صورت كامل توسط خود دولت هاي ملي صورت گرفت. يعني كمك هاي مالي كه به اين كشورها صورت گرفت، مشخص بود كه در زمينة بازسازي اقتصادي است، اما اين كه كدام مسايل در اولويت باشد و اول در كجا مصرف شود، مديريت دولت هاي ملي بود.

2 . دولت افغانستان

افغانستان از آغاز تا كنون به عنوان كشور عقب مانده و توسعه نيافته بوده است. يعني اگر از جنگ ها و نبردهاي ويرانگر كه در طول چندين دهه صورت گرفت، چشم پوشي گردد، بازهم افغانستان كشور عقب مانده و توسعه نيافته بوده است. خاندان هاي شاهي و حكومت هاي استبدادي و پاتريمونيال، هدف درازمدت شان حفظ قدرت و سوار ماندن بر گردة مردم بوده است نه توسعه كشور. از اين رو، اگر جنگي رخ نداده و تحولات دهه اي 60 و 70 خورشيدي نيز رخ نمي داد، افغانستان عقب مانده و فقير بود.

پس از گذر جنگ ها و بي ثباتي ها، امريكا با برچيدن بساط طالبانيسم كه روزگار تلخ ستم را بر مردم تحميل كرده بود، متعهد به دولت سازي و بازسازي زيربناهاي اقتصادي افغانستان گرديد. اين بحث خوش بيني هاي را آفريد. كمك هاي مالي امريكا از سال (2002) تا اكنون ادامه دارد. اما گفته مي شود مبلغ كمك شده، بيشتر از مبلغ كمك شده به اروپاي پس از جنگ، ولي، بازدهي كمتر از آن است. يعني با مبلغ كه 16 كشور اروپايي پس از جنگ توانستند سامان بيابند، با چيزي بيشتر از آن، افغانستان نتوانسته است، دستاورد كسب كند.

   با توجه به بحث كه در دولت هاي اروپايي مطرح گرديد، مي توان علت عدم تاثيرگذاري كمك هاي مالي به افغانستان را به صورت نسبي فهم كرد.

الف. دولت افغانستان از پول هنگفت برخوردار بود، اما از نبود سيستم كارآمد كه قادر به مديريت بهينة كمك هاي ريخته شده باشد، رنج مي بُرد، مي بَرد و خواهد بُرد. نيروهاي انساني متخصص و برجستة نبود، يا از سوي دولت استخدام نگرديد، تا سيستم را از حالت ناكارآمدي خارج كرده و به سيستم كارآمد و داراي بازدهي مطلوب تبديل كنند. مشخص است كه در نبود مديريت سالم، پول بدون اولويت بندي مصرف شده و هدر مي رود.

ب. بحث ديگري كه تا حدودي مي تواند جدي گرفته شود، مصرف كمك هاي خارجي از سوي كشورهاي كمك كننده است. در آغاز تنها دولت افغانستان حق داشت 11% كمك ها را مصرف كند اما پس از تلاش ها حق مصرف 50% را دريافت كرد. در اين صورت دو دستگي ايجاد مي شود و مصرف كنندگان خارجي آشنايي چندان به افغانستان ندارند.

بنابر‏اين، عدم تاثيرگذاري كمك هاي مالي واريز شده به افغانستان را مي توان در دو علت شناسايي كرد؛ نبود مديريت سالم در دولت افغانستان و مصرف بخش قابل ملاحظة كمك هاي خارجي از سوي سازمان هاي خارجي وابسته به آن كشورها.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار