افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : جمعه, 29 مارس , 2013 لینک کوتاه خبر :

فرصت را به اميد دست بيگانه از دست داديم

افغانستان كشوريست كه در بحران و تنش‌هاي بزرگ منطقه اي به عنوان بستر رقابت هاي بزرگ در سطح بين المللي موردبحث است. موقعيت استراتژيك و حساس ارضي كشورمان از گذشته‌هاي دور مورد هدف قدرتهاي بزرگ بوده، چنانچه حافظه‌ تاريخ اين سرزمين، رويدادهاي بزرگ و خونيني را به ياد دارد. به گونه‌يي ‌كه مردمان اين سرزمين، قرباني بزرگي داده اند. ازساليان دراز و متمادي همهء تلاش‌ها براي به دست آوردن اين مكان به خرج داده شده است و تا هنوزتقابل قدرت‌هاي جهان روي اين هدف جريان دارد.
امپراتورهاي بيگانه در چندسال پسين به سرچشمه‌هاي ذخيره اي اين جغرافيا چشم دوخته اند. چنان‌چه در ادبيات سياسي جهان، نام مشهوراين سرزمين “گورستان بزرگ امپراتورهاي مهاجم ” مي‌باشد. لايه‌هاي خاك اين سرزمين استخوان‌هاي مردمان قدرتمند راهنوز با خود دارد. مردم اين سرزمين هر چند در فقدان امكانات رفاهي  نسبت به شهروندان جامعه‌هاي ديگر به سرمي‌برند.
به هرحال شگفت انگيز و تعجب آور به نظرمي‌رسد كه اين مردمان، مهاجمترين و سرسخت ترين امپراتورهاي قدرت‌ مند را شكست داده اند و دشواريهاي تاريخ را متقبل شده اند. اما نكته‌ء افسوس آور رويداد‌هاي تاريخي اين سرزمين اين است كه تا هنوز اين خاك به ثبات سياسي و داشتن نظام پاسخگو نرسيده است و كشورما امروز كانون توطئه‌ها و دسيسه‌هاي سازمانده اي شده‌ جهان مدرن به شمار مي‌رود.
انديشمندان بيروني دليل بحران‌ها و تاخت و تازهاي بزرگ اين سرزمين را گذرگاه بودن و پل تمدني بودن اين مكان مي‌دانند كه آسياي ميانه را با آسياي جنوبي وصل مي‌كند وعنوان مي‌كنند؛ جغرافياي افغانستان ميتواند نقطه‌ وصل قدرتهاي منطقه اي باشد به همين خاطر از اين سرزمين قدرت‌هاي بيروني مي‌توانند به اهداف استراتيژيك خود برسند.
اهداف استراتيژيك قدرت‌هاي بيروني سبب شده كه كشورما تخته‌ خيز قدرت‌هاي بزرگ باشد. رويدادهاي تاريخي ما نشان مي‌دهد كه هميشه تقابل قدرت‌هاي‌جهان در اينجا سبب تحولات بزرگ سياسي جهان گرديده است. به همين اساس است كه امروز در جهان مدرن تمام قدرت‌هاي گسترده‌ جهاني خود را شريك حادثه‌هاي افغانستان مي‌دانند و به گونه‌يي در معضلات اين كشور درگير هستند.
هويت سياسي كشورما نقطه‌ عطف همه كشورهاي جامعه‌ جهاني شده است و هيچ قدرت بزرگ و توسعه يافته‌ اي نيست كه خود را در معضل افغانستان بي طرف عنوان كند. به روايت ديگر كشور ما سوژه استراتژيك قدرت‌هاي فرا مليتي جهان گرديده است تئوري‌ هاي نوين قدرت‌هاي جهاني نشان مي‌دهند كه همه قدرت‌ها مي‌خواهند به نحوي با ما شريك باشند به همين اساس است كه بحران ما منتج به همگرايي‌ منطقه‌ اي شده است.
به هرحال دشمن درجه يك قدرتهاي بزرگ و ابزار كنوني كه عنوان اسلام گرائي و تروريزم را به خود گرفته و استكبار جهاني احساس ناامني را از آن مي‌كند؛ در سال اول و نخستين پديدارشدنش حريف متقابل اين قدرتهاي جابر وظالم جهاني پنداشته شد و آنها در پي خرج و پرداخت مصارف و هزينه‌هاي گزاف استخباراتي و سياسي برآمدند تا بلكه بتوانند كه نفوذ و اعتماد ملت افغانستان را از اين نظام اسلامي كاهش داده و به گونه اي مردم را وادار به حمايت وهمكاري نمايند ولي با گذشت ساليان وعمل كرد هاي خلاف اسلامي غرب عكس اين مسئله ثابت گرديد و در اخر آن ها مجبور گرديدند تا بهانه و راهكاري را براي حمله و از هم پاشي اين نظام پيدا نمايند كه واقعه حمله بر امريكا زمينه را براي يك لشكر كشي جهان غرب و يهوديت به اين سرزميني  تاريخي هموار ساخته و امريكا بعد از حوادث ۹ و ۱۱ سپتمبر – با طمطراق و غوغاي فروان جهان را هم به پشت خود كشانيده به جنگ با طالبان و القاعده شتافت و به يورش و اشغال كشور آغاز نمود.
مردم جهان منتظر بودند كه دولت مردان امريكا بعد از سپري شدن مدت دوازده سال وكشته شدن هزارها  تن از عساكر تربيت شدهء خويش و مصرف مليارد ها دلار در كشور  ما چه گلي را به آب ميدهد .
اما بعد از دوازده سال  باز هم همان آش است و همان كاسه . اگر دولت مردان امريكا قبل از دوازده سال ازتاريخ و گذشته  كشور و مردم ما شناخت نداشتند اما در اين مدت طولاني شايد از تمام خصوصيات تاريخي، فرهنگي، اجتماعي، قومي و زباني كشور ما شناخت پيدا كرده باشند اگر باز هم شناخت پيدا نكرده باشند بدا بحال دولت مردان امريكا.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار