افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : یکشنبه, 16 ژوئن , 2013 لینک کوتاه خبر :

فراتر از استعمار كهن

استعمار فرانو و سلطه‏ گري نوين، مبتني بر ايجاد تغيير در جهان‏بيني، فرهنگ، باورها، بينش‏ها، رفتار نگرش‏هاي سياسي با هدف تغيير نامرئي و نامحسوس هويت ملت‏ها، پايه ‏ريزي گرديده است.

سست كردن پايه‏ هاي وحدت ملي، تشديد اختلافات داخلي، بي‏تفاوت ساختن مردم، از مهم‏ترين محورهاي القايي استعمار فرانو است. استراتژيست‏هاي نظام سلطه و طراحان سياست‏هاي استعماري، با بهره ‏گيري از تكنولوژي‏هاي پيشرفته و فناوري‏هاي مدرن اطلاعاتي و ارتباطي، در پي تأثيرگذاري بر مباني اعتقادي و رفتار مذهبي و ملي مردم هستند.
در دوران استعمار كهن و استعمار نو، امكان تأثيرگذاري مستقيم بر افكار عمومي كمتر بود. اين امكان اكنون با رشد و توسعه فناوري بيشتر پديد آمده است
با افزايش سرعت انتقال اطلاعات و گسترش فناوري ارتباطات و اطلاعات و با ظهور ماهواره، اينترنت و كامپيوتر و امكان ارسال مستقيم پيام و ارتباط با مخاطبان كه به شكسته شدن قرنطينه‏ هاي سياسي، تبليغاتي، فرهنگي و اطلاعاتي حكومت‏هاي بومي انجاميد، ذهنيت ‏سازي و تأثيرگذاري بر افكار عمومي و جنگ رواني، تبليغاتي و فرهنگي، اهميت بسيار يافته است كه به هيچ روي، قابل قياس با گذشته نيست.
جنگ رواني، تبليغاتي و فرهنگي در مقايسه با جنگ نظامي و اقتصادي، از هزينه كمتر و تأثير بيشتري برخوردار است. توسعه تكنولوژي و رشد فناوري شرايطي را بر جهان حاكم ساخته كه جهاني‏سازي اقتصاد، استحاله سياسي، فرهنگي، همراه با جنگ رواني و تبليغاتي، محور اصلي استراتژي استعمارگران فرانو است.
جنگ رواني – تبليغاتي به معناي تلاش هدفمند و برنامه ‏ريزي شده براي تخريب يا تضعيف روحيه و قدرت مقاومت يك ملت است و هدف آن تحميل اراده وتأثيرگذاري بر افكار، عقايد، عواطف، مواضع و رفتار ملت‏هاست.
جذب افراد يا تبديل آنان به ستون پنجم، از طريق ايجاد روحيه يأس و نوميدي، مخدوش ساختن اعتماد، ايجاد اختلاف و انشقاق، سست كردن انسجام دروني، از بين بردن وحدت فرماندهي در نيروها ايجاد گسست ميان نظام حكومتي و مردم، ترور شخصيت رهبران با دروغ ‏پراكني، شايعه ‏سازي، اشاعه اطلاعات نادرست و.. تأثيرگذاري مستقيم بر ملت‏ها را به اجرا درمي‏آورد.
تضعيف و تخريب فرهنگ ملت‏ها و حاكميت بخشيدن به فرهنگ غربي و وارداتي،يك از مهمرين كار ويژه هاي استعمار فرانو به حساب مي آيد چه آنكه اين حركت امري زيربنايي و حياتي براي غرب است؛ زيرا:
الف. يكسان ‏سازي فرهنگي سبب سست شدن قدرت مقاومت ملت‏ها خواهد شد؛
ب. يكسان‏ سازي فرهنگي بقا و دوام جهاني‏سازي را به همراه دارد؛
ج. با يكسان‏ سازي فرهنگي تبديل كشورها به بازار فروش محصولات غربي تسريع مي‏شود؛
د. با يكسان‏ سازي فرهنگي جهت دادن به افكار عمومي جهانيان، تسهيل مي‏گردد؛
ه . يكسان‏ سازي فرهنگي زمينه ‏ساز تسلط سياسي، امنيتي است؛
و. با يكسان‏ سازي فرهنگي، موانع حاكميت نظام تك ‏قطبي از ميان مي‏رود؛
ز٫ با يكسان ‏سازي فرهنگي قوانين نظام سلطه حالت فرا مرزي مي‏يابد.
ح. يكسان‏ سازي فرهنگي بقاي سلطه‏ گري و سلطه ‏پذيري را تضمين مي‏كند.
غرب كه طراح اصلي دوره سوم استعمار و مبتكر نظم نوين جهاني است، براي دستيابي به اهداف خويش، بيشترين سرمايه‏ گذاري را در بخش تهاجم فرهنگي و جنگ نرم براي جهاني جهاني‏سازي فرهنگي و هويتي انجام مي‏دهد. نوك پيكان نيز در مرحله نخست، به سوي جهان اسلام و سپس چين، روسيه و هندوستان است.
كاهش و حذف تدريجي قدرت تأثيرگذاري رسانه‏هاي ملي، با هدف ارتقاي توان تأثيرگذاري و جايگزين شدن رسانه ‏هاي ماهواره‏اي، از طريق دگرگون‏ سازي سليقه مخاطبان در سراسر جهان، منزوي كردن فرهنگ‏هاي بومي و خرده ‏فرهنگ‏ها، تخريب و حذف انديشه ‏هاي استقلال ‏طلبانه و فرهنگ‏هاي غني و متعالي، گسترش مباني فرهنگ غربي، محاصره اطلاعاتي و سياسي مخاطب و بمباران‏هاي مستمر خبري در فرد، خانواده و اجتماع، با به‏ كارگيري انواع شيوه‏ هاي روان‏شناسي فردي و اجتماعي، در دستور كار نظام تبليغاتي و رسانه ‏اي استعمار فرانو قرار دارد.
ويژگي ديگر دوران نوين در استعمار فرانو عبارت است از تعيين قوانين و مقررات بين‏ المللي و تدوين خط مشي‏هاي اجرايي و سياست‏هاي كلان حاكم بر مناسبات جهاني و روابط بين ‏المللي، از سوي كشورهاي توسعه يافته غرب و اجراي آن سياست‏ها از طريق سازمان‏هاي بين ‏المللي و مجامع جهاني، ايجاد كنوانسيون‏هاي مختلف و رسميت بخشيدن به آنها و ملزم ساختن كشورهاي ضعيف به اجراي مفاد كنوانسيون‏ها و پروتكل‏هاي الحاقي، از يك سوي و نفوذ در سازمان‏هاي بين‏ المللي و دراختيار گرفتن رهبري آنها، از سوي ديگر، از محورهاي مهم استراتژي استعمار فرانو است كه در دوران جديد، به اجرا درمي‏آيد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار