افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : یکشنبه, 10 فوریه , 2013 لینک کوتاه خبر :

غرب زدگی نشانه غروب روشنایی ماست!

هستند کسانی که شیفته غرب و فرهنگ غرب می باشند؛ آن هم جنبه های علمی و عقلانی بلکه بیش از همه ابتذال، عریان گرایی و فساد پیشگی آن را می پسندند و به این طریق تجارت سیاسی و اقتصادی می کنند. درچند سال گذشته چهره این طیف ها را در پشت کارکردهای آنان در ابعاد مختلف به خصوص رسانه های تجارتی که به راه انداخته‌اند دیدیم. ترغیب و تشویق زنان و دختران به کنار گذاشتن حجاب و تقلید و تبعیت از فرهنگ غربی از مهم ترین رسالت کاری آنان در طول این پنج سال به حساب می آید. بدون شک این طیف یا به صورت مستقیم ابزار دست کشورهای خارجی هستند و یا چنان شیفته فرهنگ مبتذل مغرب زمین شده اند که ترقی و پیشرفت را فقط در گرو کنار گذاشتن اخلاق، عفت و هنجارهای دینی و اجتماعی کشور می دانند.

بسیاری از کشورهای غربی از اسلام و مسلمانان و به خصوص اسلام سیاسی و مسلمانان متعبد و ضد استعمار بیم و هراس دارند و لذا در تلاش‌اند تا برای رسیدن به مقاصد خویش به شیوه های غیر مستقیم با آن مبارزه و مقابله کنند. دنیای غرب که هنوز هم خوی و خصلت ضد اسلامی دارد و منافع خود را از طریق استعمار و استثمارگری دنبال می کند، همواره کوشیده تا از طریق به راه انداختن جنگ فکری و فرهنگی، زمینه حضور خویش را در کشورهای اسلامی مساعد و هموار سازد. در چند سال گذشته، همانند دهه های قبل نیز غربی ها به صورت سازمان دهی شده از طریق رسانه ها، موسسات خیریه، نهادهای تجارتی و.. وارد عمل شده است و برای تغییر ارزش ها در افغانستان گام های را برداشته است. این فعالیت ها گاهی در قالب افکار و مفاهیم اجتماعی مدرن و گاهی زیر چتر کمک و مساعدت انسان دوستانه و زمانی از طریق رسانه ها تطبیق و پیاده گردیده است. به طور کلی یکی از مشکلات جهان اسلام و مشرق زمین، مساله تهاجم فرهنگی است که به عنوان یک آفت مهلک و درد جانکاه نه تنها اندیشمندان دلسوز جامعه را مشغول داشته که پدران و مادران علاقمند به سرنوشت جوانان و مدیران را به فکر واداشته است. جهان امروز را جهان و عصر ارتباطات نامیده‌اند، که جامعه بشری را که به هم پیوسته و درهم تنیده شده است با کوه های سر به فلک کشیده و دریاهای بزرگ مانع مسافرت و رفت و آمد نمی‌شود. مسافرت های هوایی، زمینی، دریایی، ارتباطات پیشرفته جدید ماهواره ای، اینترنت و فکس، دنیای امروزی را علی رغم مساحت و وسعتش چون دهکده ای ساخته است که گویا فاصله ها چند متر یا حداکثر صد متری بیشتر نیست. طرح ها، کارکردها و اندیشه ها در کمترین زمانی قابل دسترسی است. امروز افکار، اندیشه ها، مذاهب و مکاتب همه در میدان و در محضر عموم قرار دارند و برای تصاحب فضای حاکم بر بشریت، سخت در رقابت و تلاش هستند. فرهنگ قوی، تهاجم را آغاز می کند و فرهنگ ضعیف انزوا را ترجیح می دهد. تهاجم فرهنگی برای مغرب زمینی ها، منافع بی شماری را فراهم آورده است و نظر به تهاجم نظامی هم زحمت و رنج و خرج کمتری دارد. در تهاجم فرهنگی طرف مهاجم لباس دوست می پوشد و شعار تمدن می دهد و هدف خود را عمران اعلام می کند. طرف مورد تهاجم نه تنها موضع خصمانه نمی گیرد و نه تنها به دفاع نمی پردازد بلکه با آغوش باز از او استقبال میکند.

بی تردیدی در تهاجم فرهنگی منظور تسلط بر تن نیست بلکه شکار قلب و دل است. تهاجم فرهنگی در محدوده ی لباس، آرایش، وسایل زندگی، مسافرت و رسم و رواج معمول جامعه خلاصه نمی شود بلکه تهاجم فرهنگی در جهت تغییر اصل زندگی است. در تهاجم فرهنگی منظور تنها بردن سرمایه مواد خام به کشورهای صنعتی نیست و باز هم تنها تهیه بازار مناسب فروش محصولات و مصنوعات شان نیست؛ مقصود تغییر فضای فکری جامعه است. پس تهاجم فرهنگی مسئله ای است کلیدی و دفاع در برابر آن مسئولیتی است همگانی.

براستی که اینک اهریمن غرب و بیگانه چون اژدهای هزار سر دهن گشاده تا فرهنگ اصیل، متمدن و اسلامی کشور عزیز ما را ببلعد و بیم آن می رود که روزگار فرهنگ ناب و پر بار ما را زیر چرخهای ماشین فرهنگ زدای غرب در حال پیشرفت و شکل گیری است. اگر فرهنگیان، دانشمندان وپژوهشگران باهمیاری رسانه های گروهی و جمعی در پی حفظ، حراست، تقویه وتکامل فرهنگ وزبان خود نشوند، شاید خیلی زود شاهد آن باشیم که لغات، اصطلاحات و واژه های ناآشناو بیگانه چون مهره های شطرنج بجای هر لغات و اصطلاحات بنشیند. و درخت پربار زبان ما را بی برگ و بر ساخته و سرانجام بخشکاند. فرهنگ ما در حالت رکود و دیگر گونی قرار گرفته که با تاسف ریشه های این رکود را می توان از سده های دور یعنی از زمان یورش ابرقدرت ها و مداخله گران پی گیری کرد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار