علت اصلي تداوم ناامني در افغانستان چيست؟

زمان انتشار : یکشنبه, 4 حمل , 1392 , بخش : مقاله , کد مطلب : 15479 , نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ,
+
-

با توجه به سابقه ناامني سي ساله در كشور، يگانه آرزوي مردم افغانستان بعد از روي كار آمدن نظام ودولت جديد اين بوده وهست كه در اين عرصه توجه ويژه صورت گيرد تا مردم بتوانند بعد از سه ده جنگ ونا امني يك نفس راحتي بكشند ودر سايه امنيت، بدون هيچ دغدغه اي به فعاليتهاي روز مره خويش بپردازند.

هرچند  درابتداي بر قرار نظام جديد وروي كار آمدن آقاي كرزي وبا حضور نيروهاي بين المللي، امنيت نسبي بوجود آمد وتاحدودي در اين عرصه موفقيتهاي حاصل شد. با اينكه در سالهاي اول نه اردوي مجهز با نيروي كافي وجود ونه نيروي خارجي از توان كافي براي حضور در تمام نقاط كشور برخوردار بود ولي با اين وصف نيروهاي طالبان والقاعده تارو مار شدند وعده اي از انها كه باقي مانده بودند يا دستگير شدند ويا به كوههاي صعبور مرز پاكستان پناه برده ويا به پاكستان متواري شدند.
حال اين سئوال مطرح مي شود اكنون كه ده سال از روي كار آمدن نظام جديد دركشور مي گذرد وده سال است كه آقاي كرزي سكاندار اداره امور كشور است وصدو ده هزار نيروهاي بين المللي در نقاط مختلف كشور حضور گسترده وفعال دارند واز طرف ديگر اردوي ملي تشكي شده واز نيرو وتجهيزات كافي برخوردار است. چه عواملي باعث شده كه نه تنها امنيت كامل برقرار نشده واز نظر امنيتي بهبودي قابل قبولي حاصل نشده ، بلكه بر عكس طالبان دوباره احيا شده وقدرتش سال به سال فزوني يافته وحملات شان افزايش يافته ومردم بشدت در ترس ودلهره بسر مي برند وبه شدت احساس ناامني مي كنند.
حال سوال اصلي مردم افغانستان اينست كه عامل اصلي نا امني در افغانستان چيست؟  بي ترديد كه عوامل نا امني در افغانستان فاكتور هاي متفاوت دارند كه عوامل داخلي يكي از مهمترين آن هاست كه چند نمونه مهم آن را مورد تحليل قرار بدهيم.
1-  كنار زدن افراد جهادي تاثيرگذار ازمسئوليتهاي نظامي وامنيتي وجاي گزين نمودن افراد بوروكرات غربي با نگرشهاي قومي و برجسته شدن حس قوم گرايي وقبيله گرايي شخص آقاي كرزي وهم قطاران ايشان وباز گشت به سنت وفرهنگ پشتون سالاري.
تا زمانيكه كنترل وزارت دفاع وداخله در اختيارافراد جهادي بود طالبان را تار وماركردند. كاري كردند كه ديگر رمقي براي طالبان نمانده بود كه بيايند عرض وجود كنند. چون در آن ايام اراده قوي براي برخورد با طالبان وجود داشت وعملا نيز با شدت تمام با اين گروه برخورد مي شد. اما زماني كه جناب كرزي وزارت دفاع وداخله از وجود افراد جهادي تصفيه كرد وعناصر خارج نشين با تفكر قوم مدارانه را بر سر كار آورد آن زمان بود كه حس ناسيوناليستي با عث شد كه نه تنها با طالبان بر خورد نكردند بلكه درعوض آنها را به طرق مختلف تقويت كردند. براي شان پول فرستادند، اسلحه دادند اگر افراد طالبان توسط اردوي ملي وپوليس دستگير مي شد دستور آزادي انها صادر مي كردند.
اطلاعات بسيار موثقي منتشر شده كه افرادي در در درون دولت با طالبان در ار تباط هستند وحتي سال گذشته در سايت افغان پي پر گزارشي منتشر شده بود كه افرادي از وزير ماليه براي طالبان در يكي از مناطق جنوبي كشور مبلغ هنگفتي پول فرستاده. از وزارتخانه هاي دفاع وداخله افرادي كه حتي نام شان نيز ذكر شده بود، براي طالبان سلاح ارسال داده بودند. اينها واقعيتهاي موجود افغانستان هستند كه متاسفانه طالبان نيكتاي پوش در درون دولت با طالبان همكاري مي كنند. وبدليل هاي مختلف از طالبان حمايتهاي مالي وتداركاتي مي كنند.
2- جا گرفتن عناصر مرتبط با طالبان وحزب اسلامي در پستهاي دولتي وهمكاري آنها با طالبان ورساندن امكانات مالي وتجهيزاتي به آنها.  وقتي كه داماد آقاي حكمتيار براي وزارت اقتصاد از سوي آقاي كرزي به پارلمان افغانستان معرفي مي شود. ديگر نمي توان هيچ گونه شكي داشت كه افراد وابسطه به حزب اسلامي وطالبان در درون دولت وجود دارد. طالبان نشانه خاصي ندارد هركسي تفكر طالباني داشته باشد او طالب است.
3- آزاد شدن بسياري از افراد طالبان كه در زندانها بودند وباز گشت دوباره آنها به صفوف طالبان. افرادي زيادي از نيروهاي طالبان كه زنداني بودند به دلائل گوناگون از زندانها رها شدند مثل زندان قندهار كه حدود چهار هزار نفر بدون هيچ كدام مقاومتي از زندان فرار كردند وبه همرزمان شان پيوستند وبعد از مدتي آب از آسياب افتاد وگويا هيچ خبري نبوده وهيچ حادثه اي رخ نداده. رقم چهار هزار رقم كمي نيست كه به يك باره به صفوص طالبان بپيوندند آنهم با انگيزه آنتقام جويانه بيشتر كه هرچيز فراري شان بيبيند نابود كنند.
4- نبود اراده قوي درشخص رئيس جمهور وزارت دفاع وداخله براي برخورد قاطع با طالبان. در ارتباط به اينكه در دولت آقاي كرزي اراده قوي براي مقابله با طالبان وجود ندارد. چيزي نيست كه كسي آنرا انكار كند. وقتي كه بعد از حمله سنگين طالبان باآن وسعت وگسترگي به كابل در اين چند روز قبل صورت گرفت وچهار ساعت با نيروهاي دولتي درگير شدند. افغان ماركت ، بزرگترين ماركت شهر كابل را به آتش كشيدند وبه بانك مركزي افغانستان حمله كردند وتا نزديكيهاي كاخ رياست جمهوري رسيدند.سخنگوي آقاي كرزي اعلام مي كند كه ما اماده مذاكره با برادران طالب خود هستيم مي خواهيم براي آنها صندوق حمايت مالي تاسيس كنيم.
معني اين حرف چيست وقتي كه بارها آقاي كرزي شخصا آمادگي خود را براي مذاكره با طالبان اعلام مي كند در حاليكه طالبان اصلا حكومت شان را قبول ندارد وايشان را نوكر وسرسپرده خارجي ها مي دانند. واگر روزي دست شان به او برسد نتنها مثل داكتر نجيب اعدام نمي كند بلكه اورا ذبح شرعي نموده بدنش را تكه تكه خواهد كرد. مگر آقاي كرزي بارها از ملا عمر كه دستش تا مرفق به خون افراد بي گناه آلوده است وهرروزه به دستور اين امرالمومنين ساختگي صدها نفر با فجيع ترين وجه به قتل رسيده وسر بريده مي شوند، با نام معتبر ملاعمر مجاهد صاحب دعوت به مذاكره مي شود.
جناب كرزي تا هنوز برادر و يا يكي از نزديكانش توسط طالبان سر بريده نشده و قطعه قطعه نشده تا كه بتواند وضعيت افراد وخانواده هاي را درك كند كه عزيزان شان يا در عمليات هاي انتحاري اين گروه كشته شده اند ويا با فجيعترين وجه سربريده شده وتكه تكه شده باشند.
اين مسامحه كاري هاي آقاي كرزي بوده كه با عث رشد ناامني در كشور ورشد طالبان و رشد خشونت در كشور گشته. اگر جناب كرزي به دلایل قومي اين قدر در مقابل طالبان كوتاه نمي آمد و به آنها اجازه رشد ونمو نمي داد، طالبان نمي توانستند چنين فجايعي را به بار آورند وروز به روز وضعييت امنيتي افغانستان وخيم تر گردد.

اشتراک گذاری »