افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : سه‌شنبه, 14 آگوست , 2012 لینک کوتاه خبر :

طالبان و ادامه راهبرد ترور و وحشت

عملیات مشترک اسلام آباد و واشنگتن بر ضد طالبان

با نزدیک شدن سال 2014 و آغاز دهه تحول در افغانستان، مخالفان مسلح دولت و استخبارات برخی کشورها یکجا تلاشهای وسیعی را شروع کرده اند، تا نقش و تاثیرگذاری خود را در تحولات سیاسی و امنیتی کشور از راههای گوناگون افزایش دهند.

مذاکره با مقامات کشورهای خارجی برای شریک ساختن خود در قدرت سیاسی آینده، تشدید حملات هدفمند بر افراد ملکی و راه اندازی ترورهای زنجیره ای برای از میان برداشتن شخصیت های سیاسی و نظامی و تمرکز ویژه روی طراحی و پلان گذاری ترور برخی شخصیت های سیاسی و فکری که نقش محوری را در روندهای جاری کشور داشته است، اساس استراتژی نظامی و سیاسی آنها را تشکیل می دهد.

کارکردهای گذشته سیاسی و نظامی افراد و تاثیرگذاری شان در فرایند تشکیل نظام نوین سیاسی در افغانستان و طرحها و برنامه های مشخص شان برای آینده کشور از مهمترین پارامترهایی است که ضرورت از بین بردن آنان را در استراتژی کلان سیاسی و نظامی مخالفان مسلح دولت، قطعی و غیر قابل اجتناب می سازد.

گروه طالبان و سایر شبکه های مربوط به سازمان های تروریستی، قصد دارند با از بین بردن اشخاصی که از یک جریان مهم سیاسی و یا کتله بزرگ و تاثیرگذار اجتماعی نمایندگی می کنند، نقش آن جریان و کتله سیاسی و اجتماعی را در فرایندهای ملی کمرنگ بسازند.

طالبان و شبکه های تروریستی دیگر می دانند، با وجود افرادی که هم در داخل جامعه از نفوذ گسترده ای برخوردارند و هم در سطح بین المللی به عنوان یک بازیگر فعال سیاسی شناخته شده اند و هم دارای اهداف و تفکر سیاسی مشخص می باشند، نمی توانند رویکردهای سیاسی خود را در آینده کشور به مورد اجرا بگذارند. از نظر آنها وجود چنین شخصیت هایی به عنوان موانع بزرگ در راه تطبیق استراتژی سیاسی و نظامی شان به حساب می آیند؛ بنابراین ناگزیر باید از میان برداشته شوند، تا زمینه برای اجرای پلان های بعدی مخالفان مسلح دولت در کشور فراهم گردد. قصد ترور معاون دوم رییس جمهور و سایر شخصیت ها را باید در همین راستا مورد تحلیل قرار داد.

در حالی که مخالفت با دیدگاههای تندروانه، خشونت آمیز و محدود گرا و جانبداری از تفکرات همپذیرانه انسانی، امروزه به یک رویکرد ملی تبدیل شده است و همه اقشار جامعه صرف نظر از وابستگی های نژادی و قومی و گرایشات سیاسی و مذهبی از ارزشهای نوین سیاسی در افغانستان حمایت و پشتیبانی می کنند.

فرایند آزادیخواهی، عدالت طلبی و توسعه و پیشرفت همه جانبه کشور در پرتو روابط و مناسبات نیک با جامعه بین المللی و پایبندی به اصول و مقررات اسلامی به معنای واقعی کلمه، ناشی از تحولات عمیقی است که در اندیشه و بینش سیاسی و اجتماعی مردم به وجود آمده است. بنابراین اصل آزادی خواهی و برابری طلبی و نفی امتیاز و تبعیض های ناروا و پرهیز از نگاههای افراطی در افغانستان، امروزه به تعدادی از اشخاص و یا جریانات مشخص وابسته نیست؛ از اینرو با ترور افراد و اشخاص برجسته سیاسی و فکری ممکن است، خللی در پیشرفت روند مزبور پدید آید؛ اما این روند، چون در شرایط فعلی به یک جریان اجتماعی تبدیل شده است، هرگز برگشت پذیر و توقف بردار نخواهد بود.

لذا همانطوری که طالبان از زمان ظهور تا حال با کشتار وسیع و سیستماتیک مردم و قتل و ترور بسیاری از شخصیت های موثر، کوچکترین گامی در راستای اهداف ناانسانی شان برداشته نتوانسته اند، از این به بعد نیز با تشدید خشونت ها و افزایش حملات هدفمندانه انتحاری و تروریستی، جز نکبت، نفرت و بدنامی چیز دیگری نصیب نخواهند شد.

این گونه حملات هدفمند و زنجیره ای تروریستی در حالی در افغانستان شدت پیدا می کند که حکومت افغانستان تلاش های گسترده را برای حذف نام سران طالبان از لیست سیاه سازمان ملل متحد، آزادی زندانیان رهبران این گروه از زندان های گوانتانامو، بگرام و پلچرخی انجام داده و درخواست های مکرری از مقامات پاکستان برای رهایی زندانیان طالبان از زندان های آن کشور داشته است.

حال سوال اینجا است که آیا روند آزادی رهبران طالبان از زندان ها و کشتار سران و رهبران مخالفان گروه طالبان در نهایت به تکمیل پروژه تقویت طالبان نمی انجامد؟!

 

 

 

روزنامه افغانستان

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار