افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : چهارشنبه, 24 آوریل , 2013 لینک کوتاه خبر :

سياست تخدير و روانگرداني آمريكا در افغانستان

افغانستان عضو مهم جامعه جهاني است. بدين جهت كه شرايط داخلي آن تأثير عميقي بر امنيت و ثبات منطقه دارد.

با چنين نگاهي هر گامي كه در جهت ثبات و امنيت در افغانستان برداشته شود، نه تنها يك پيشرفت براي دولت و مردم افغانستان محسوب مي شود كه حركتي در جهت صلح و امنيت جهاني خواهد بود.
اما رشد فزاينده ي خشونت هاي ساختاري و نا امني هاي سازمان يافته، ايجاد امنيت در افغانستان و منطقه را در معرض خطر قرار داده است. وضعيت موجود در حالتي بررسي مي شود كه ده سال از فرايند حضور ناتو در افغانستان مي گذرد. بدين رهيافت، مي توان چنين بيان كرد كه حضور ده ساله نيروهاي عضو پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) به رهبري آمريكا نتيجه اي جز افزايش وخامت اوضاع امنيتي در افغانستان نداشته است. اين موضوع تا حدي شفاف وهويدا شده است كه  اينك شعارهاي غربي  مبني بر تحول جامعه افغانستان به وضعيت مدرن ودموكراتيك براي جامعه جهاني و مردم افغانستان قابل پذيرش  وباور نيست.
رشد و نهادينه شدن تروريسم، افزايش توليد و قاچاق مواد مخدر، فزوني جرائم سازمان يافته، كشتار وسيع غيرنظاميان، تخريب شهرها و روستاها و تداوم حضور طالبان در نقاط حساس افغانستان ازجمله تهديدات امنيتي جدي براي منطقه و جهان محسوب ميشوند.
پرسش مهم در اين جا اين است كه آمريكا در طول قريب به يك دهه حضور همه جانبه در افغانستان به كدام يك از اهداف اوليه خود ازجمله نابودي تروريسم، محدوديت توليد و قاچاق مواد مخدر و تضعيف طالبان نائل شده است؟ با آنكه ده ها كشور عضو و هم پيمان ناتو، نيروي نظامي خود را در اختيار آمريكا قرار داده اند، اين كشور به عنوان مدير بحران چه اقدام مثبت امنيتي انجام داده كه اينك درصدد حضور نظامي طولاني در افغانستان است.
خطرات گسترده ناشي از توليد و قاچاق مواد مخدر و مصرف آن، ايده هاي ارزشمند بشر براي صلح جهاني را به طور جدي تهديد مي كند. شبكه هاي قاچاق مواد مخدر در افغانستان جزء جدايي ناپذير گروه هاي تروريستي هستند و اين گروه ها از درآمد مواد مخدر بودجه خود را تأمين ميكنند و مبارزه با تروريسم و جرائم سازمان يافته، بدون مبارزه كامل با قاچاقچيان مواد مخدر تلاش ناقص خواهد بود.
بعد از نابودي رژيم طالبان در سال 2001 و اشغال كشور از سوي كشور هاي آمپرياليستي غربي و در صدر آن آمپرياليزم آمريكا، كشت و قاچاق مواد مخدر نه تنها كاهش نيافت، بلكه به مراتب افزايش پيداكرد. توليد ترياك در افغانستان از 200 تن در سال 2001 به 8200 تن در سال 2007 و 5800 تن در سال 2011 رسيد.
با گذشت هر روز از اشغال افغانستان و تداوم بحران در افغانستان، شمار معتادين به شكل بسيار خطرناك روند صعودي يافته است. به اساس گزارش هاي رسانه هاي داخلي هم اكنون تعداد معتادين افغانستان به دو ميليون نفر ميرسند.  معتادين در سراسر جهان به بيش از 200 ميليون نفر گزارش شده است. براستي مسؤل اين همه جنايات پنهان جز كشور هاي آمپرياليستي غربي وسياست هاي ناركوتروريسم شان در افغانستان ديگر كدام نهادي مي تواند باشد؟
آمار ذكر شده چيزي نيست كه براساس يك تحقيق كتابخانه ي پديد آمده باشد، بلكه واقعيتي است كه همه روزه به طور محسوس آن را به صورت استقراي حس ومشاهده مي كنيم. حال به راستي اين همه توليد مواد مخدر چطور ممكن است صورت بگيرد؟ آيا بدون همكاري هاي سازمان يافته ي بين المللي، توليد، انباشت و انتقال آن در سراسر بازار هاي جهاني مي تواند ممكن باشد؟ آيا صرف كشاورزان افغانستان مي تواند اين همه فرايند توليدات مختلف ناركوتيك را به صورت انواع فراورده هاي تخديري مديريت وترانزيت كند؟
تحقيقات نشان مي دهد كه شماري زيادي از حلقات حكومتي و افراد نزديك به دولت در كشت و قاچاق مواد مخدر از افغانستان به سراسر جهان به صورت مستقيم و غير مستقيم دخالت دارند. برعلاوه شركت هاي خارجي با همكاري سازمان يافته ناتو در افغانستان مديريت وسفارش توليدات مواد مخدر را برعهده دارد وزمينه ي ترانزيت آن را به بازار هاي جهاني فراهم مي كند.
صد ها هزار تن مواد مخدر كه به وسيله قاچاقبران كوچك به صورت كيلوي منتقل مي شوند، به بازار هاي بزرگ جهان و به بازار اصلي خود يعني غرب نميرسند.از اين رو اين باور كه احتياج بيشتر از دوصد ميليون معتاد جهان به وسيله قاچاقبران كوچك حل ميگردد، منطقي نيست. درست درهمين جاست كه نقش نظام سرمايه داري جهاني را درراستاي اين ترانزيت مهم بايد بررسي شود. بدون ترديد نظام سرمايه داري جهاني تمام واحد هايش در سراسر جهان بسان شبكه هاي عنكبوت به هم تنيده اند و در رشد و حفظ اين تجارت منفعت آور شركت وسهم اساسي دارند.
در گذشته ها نيز مردم عادي به اين انديشه بودند ، كه كشور هاي فقير يگانه مسئول گسترش اين پديده در جهان ميباشند. حال با اشغال افغانستان از سوي كشور هاي آمپرياليستي غربي ثابت شده است كه دليل اصلي گسترش اين پديده كشور هاي فقير نيست بلكه كشور هاي سرمايه دار آمپرياليستي غربي است.
يك قرن قبل نمايندگان كشور هاي جهان در شهر لاهه ي هالند گردهم جمع شدند، و اولين پيمان منع گسترش كشت وقاچاق مواد مخدر را به امضا رسانيدند. دولت ها تعهد سپردند تا از كشت و قاچاق مواد مخدر جلوگري كنند. صدسال قبل تنها يك نوع از اين پديده بنام ناركوتيك از كشوري به كشوري قاچاق مي گرديد. سپس پيمان بين المللي در سال 1912 به امضا رسيد؛ كه ترياك ، مورفين و كوكايين نيز شامل اين تحريم مي گرديد. آن روز ها ظاهرا آمپرياليزم آمريكا در پيمان منع گسترش اين پديده، جدي به نظر مي رسيد ولي واقعيت ها طور ديگري پديد آمد. واقعيت اينست كه استعمارگران هميشه بر آن بوده اند كه ملت ها را به هر نحوي شده است  گرفتار كنند. گرفتاركردن مردم در چنگال اعتياد تنها چيزي است كه دست وپاي مردم را در برابر آرزوهاي استعمارگران بسته خواهد كرد. چه آنكه اعتياد به مواد مخدر ملت هارا در برابر هرگونه تحقير واستثمار،كرخت وبي حساسيت خواهد كرد. اين سخن تجربه ونمونه ي تاريخي را بعنوان بهترين گواه با خود دارد.
حدود 50 سال از كنترل هند به واسطه انگليس ها نمي گذشت كه شركت هند شرقي در سطح بسيار وحشت آوري به ترويج كشت مواد مخدر در هند اقدام ورزيد. دامنه اين توليد به هزاران تن افزايش يافت. توليدي كه در اوج آن در قرن 18 حدود 4046 مترمربع زمين و دو ميليون دهقان را در بر مي گرفت. توليداتي كه بالاخره يكي از عوامل جنگ اول ترياك ثبت شده است.
بخش اعظم ترياك هند، توليده شده در بنگال، به چين صادر مي شد، جايي كه اعتياد به بيماري واگيرتبديل شده بود. اين در حالي بود كه فرمان هاي امپراتوري واردات و مصرف آن را ممنوع كرده بود. صدور اين محصول براي مدت زيادي عامل متوازن كننده حساب هاي تجاريي شركت هند شرقي بود. امري كه بريتانيا به هيچ رو مايل به از دست دادن اش نبود.
صدور اين ماده به واسطه بريتانيا در چين در پهلوي عوامل ديگر، دمار از روزگار چيني ها در آورده بود. در سال 1906 چين حدود 135 ميليون معتاد به مواد مخدر داشت كه حدود 39000 تن ترياك را مصرف مي نموند.
امروز نيز بريتانيا به باور اكثر آگاهان سياسي دست به همين تاكتيك هاي پدرانش مي زند. هيچ تصادف نيست كه هلمند با داشتن قريب به 9000 عسكر بريتانياي در سال 2007 نزديك به 4229 تن ترياك از 8200 تن توليد كل را توليده نموده است.

امپرياليزم آمريكا را نيز ازاين خوان بهره ي فراواني بوده است. ارزش هاي سود محور، اين غول استعمار نوين را به اين معامله سودآور وادار مي سازد. به نظر مي رسد كه طعم سود سرسام آور ناركوتروريسم به مذاق اين ها خوش آمده است، بدين جهت است كه آمريكا به صراحت ووقاحت تمام اعلام مي دارد كه آمريكا طالبان را ديگر بعنوان دشمن نمي نگرد. اين سخن خود حكايت از هم دستي و هم سودي آمريكا با طالبان دارد. بي ترديد يكي از نقاط مشترك، همين توليد و فروش سازمان يافته مواد مخدر در بازار هاي جهاني است.
از بعد اقتصادي بيشتر از ده ها ميليارد دلار تنها عوايد مواد مخدر افغانستان تخمين زده شده است. حال به راستي كه جاي تحقيق دارد كه اين مبلغ هنگفت در چه راه به مصرف مي رسد؟ آيا به خزانه دولت واريز مي شود؟ آيا صرف مبارزه با تروريزم مي گردد؟ پاسخ اينست كه هيچكدامش.  پس اين مبالغ هنگفت به كجا مي رود ودر كدام حساب ذخيره مي شود؟ جواب كلي ودرست اينست كه اين مبلغ به دست بازيگران اصلي اين تجارت  مي رسد. بدون شك مالكيت اصلي اين تجارت در جهان به دست آمريكا و انگليس مي باشد.  دولت آمريكا نه تنها هيچ گامي جديي را به خاطر جلوگيري از زرع و قاچاق مواد مخدر در افغانستان برنداشته است كه در بسياري موارد در راه نيل به اهداف خود به مافياي مواد مخدر به شكل مستقيم و غير مستقيم كمك كرده است.
بعد از حادثه بمگذاري در سفارت خانه هاي آمريكا در كنيا و تانرانيا در سال 1998 اداره استخبارات آمريكا (سيا)مأمورشد تا گزارش دقيق از پايگاه ها و نقاط مهم القاعده  در افغانستان تهيه نموده ودر دسترس پنتاگون قرار دهد. بيش از بيست تا بيست پنج مركز توليد هيروئين، لابراتوار هاي هيروئين و ذخيره گاه هاي مواد مخدر نيز شامل اين ليست مي شد. بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001  زماني كه آمريكا تصميم گرفت به افغانستان تجاوز كند اين گزارش روي ميز دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا قرار گرفت. تمام نقاطي كه مرتبط با مراكز توليد مواد مخدر بود علامت گزاري واز بمباردمان حذف گرديد. اين سياست نشانگر آنست كه تا زمان حضورآمريكا در افغانستان كشت وتوليد مواد مخدر در افغانستان همچنان روند به رشد خودش را دنبال خواهد كرد. واز ديگر جانب تا هنگامي كه توليد مواد مخدر درافغانستان چنين مبالغ هنگفت را به حساب نظام سرمايه داري واريز كند ناتو و آمريكا افغانستان را هرگز ترك نخواهد كرد. فراموش نشود كه نيروهاي آمريكاي و انگليس چندين بار در مورد كنترل نظامي وايجاد پايگاه نظامي در هلمند با همديگر درگير ودل خور شدند. براستي به جز ترياك ديگر مواد قابل بهره برداري فوري در هلمند چه مي تواند باشد؟

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار