افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 27 می , 2013 لینک کوتاه خبر :

زمينه سازي غرب براي نهادينه سازي فرهنگ غرب در افغانستان

بديهي است هر تفكر و مذهبي كه بخواهد بر اخلاقيات، عادات و انديشه ‏هاي يك ملت رسوخ كند و آن ملت را از خوي‏ ها و اعتقادات قبلي جدا نمايد، محتاج بسترسازي براي رسيدن به اين اهداف و خنثي ‏سازي مقاومت‏ هاي احتمالي است.

بدين شكل كه اگر همه‏ ي لوازم تهاجم فرهنگي از قبيل: تفكر، ابزار و روش انجام كار فراهم شود، ولي شرايط و بستر مناسبي كه بتواند اين‏ها را به‏ كار گيرد، وجود نداشته باشد، در واقع همه‏ ي تلاش‏ هاي قبلي عقيم مي‏ماند، و برعكس، چنانچه بر اثر عوامل متعدد، بستر و شرايط مناسب و مساعد وجود داشته باشد، يا به وجود آورده شود، ديگر جلوگيري از نفوذ تفكر بيگانه و پيش‏گيري از مسخ فرهنگ خودي بسيار مشكل خواهد بود. در اين مقاله مجال تفصيل بيش‏تر اين موضوع نيست؛ لذا به برخي از موارد مهمي كه موجب پذيرش و تقويت فرهنگ مهاجم مي‏ شود اشاره مي ‏كنيم:
1. مشكلات و كاستي‏ هاي اقتصادي و اجتماعي؛
2.عدم برنامه ريزي دقيق فرهنگي و غفلت مسئولين در اين خصوص؛
3.فقدان توليدات فرهنگي و هنري كافي و متناسب با فرهنگ بومي؛
4.كم ‏توجهي زنان به جايگاه والاي خود؛
5.ضعف‏ هاي موجود در خانواده، مدرسه و جامعه؛
در بررسي دلايل طرح و پذيرش فرهنگ غربي مباحث بسياري در چندين دهه‏ ي گذشته صورت گرفته است. عده‏ اي نقش عوامل خارجي را در نفوذ فرهنگ غرب بسيار برجسته دانسته و در مقابل، عده‏ اي ضعف فرهنگ ملّي را زمينه‏ ساز نفوذ فرهنگ بيگانه عنوان كرده ‏اند.
ضعف و نارسايي عناصر فرهنگ ملي و بومي، نبود سازماني مناسب براي گسترش فعاليت‏هاي فرهنگي، بي‏ توجهي به عنصر تغيير در سطح بين‏ المللي، تغيير چهره‏ ي دشمن و دخالت ديگرگونه و جدي او در شرايط داخلي.
رشد گروه جديد از نخبگان كه عموما افكار و آراي آنان ريشه در حوزه‏ ها و مكاتب فكري و فرهنگي مطرح در غرب دارد، وجود مكاتب و نظريات جديد، برخورد با فرهنگ در قالب تهاجم فرهنگي، سياسي و اقتصادي، بازياب و توسعه ‏ي فرهنگي غرب، رشد و افول ماركسيسم، استقلال كشورهاي جديد در جهان سوم و… همه عوامل مؤثر در برخورد فرهنگ‏ها و درنهايت، زمينه‏ ساز غلبه‏ي فرهنگ غرب بر فرهنگ ملّي كشورهاي جهان سوم بوده است .
بي‏ترديد امروزه اكثر كشورها در پي آن هستند كه راهكارهايي بينديشند تا از تخريب و تضعيف فرهنگ خود از طريق رسانه‏ هاي همگاني هدايت شده توسط غرب بكاهند؛ هرچند كسي منكر اين واقعيت نمي‏تواند باشد كه در دنياي امروز، كشورها نمي‏توانند ديواري به دور خود بكشند و از برخورد فرهنگ جامعه‏ ي خود با فرهنگ‏هاي بيگانه، در امان باشند، زيرا رسانه‏ هاي همگاني جهان هم‏چون ماهواره‏ ها و تكنولوژي اينترنت، مردم دنيا را در جريان آخرين پيشرفت‏ها، مدها، ساخته‏ ها، هنرها و غيره قرار مي‏دهند. اگر فرهنگ جامعه‏ اي توان خود را از دست بدهد و اگر مردمي از فرهنگ خود گسسته شوند، قدرت درست انديشيدن از آنها سلب مي‏گردد و در اين درياي ارتباطات غرق مي‏شوند.
اگر ظرف مدت دو سال، جامعه‏ ي شوروي سابق به كلي دگرگون مي‏شود و رسانه‏ ها و كانال‏هاي تلويزيوني امريكايي و اروپايي چنان فرهنگ آن را در هم مي‏ كوبند كه آثار نويسندگان و هنرمندان بزرگ روسيه به كلي فراموش مي‏شود و الگوهاي غرب مقبوليت مي‏يابند، بيش‏تر به اين دليل است كه پيش از آن، فرهنگشان صلابت و ايستادگي خود را از دست داده بود. ما معتقديم فرهنگ اصيل اسلامي و تعصب مذهبي، هم‏چون درخت تنومندي در ذهن و قلب مردم مسلمان اين مرز و بوم ريشه دوانيده است و طوفان “تهاجم فرهنگي” به راحتي نمي‏تواند اين درخت را از جاي بركَنَد، اما نبايد از تكان‏هاي گاه و بيگاه آن كه ميوه‏ هاي نارسيده‏را سرنگون مي‏سازد غافل بود؛ لذا شناخت راه‏هاي مقابله با تندباد تهاجم بسيار حايز اهميت است.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار