- خبرگزاری افغان تلکس - https://www.afghantelex.com -

رسانه ها و امنیت روانی شهروندان

رسانه ها و امنیت روانی شهروندان

حضور پر رنگ رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری در کشور باعث شده است که تاثیر این رسانه ها بر افکار عمومی در کشور نیز بسیار مهم و حیاتی باشد. امروزه در افغانستان بیش از نود در صد مردم دست رسی به خدمات مخابراتی، انترنت و پایگاه های اطلاع رسانی مختلف در شبکه انترنت دارند.

علاوه بر این ده ها شبکه تلویزیونی، رادیویی، و رسانه های نوشتاری در قالب رسانه های چاپی یا انترنتی در کشور و خارج از کشور فعالیت می کنند. بنا براین حجم گستردۀ مطالب منتشره توسط این مجموعه، تاثیر فراوان در تقویت و یا حتا تخریب افکار عمومی دارد.

به طور کلی باید گفت این رسانه ها می تواند به همان میزان که نقش مثبت و سازنده را در جامعه ایفا نماید می تواند نقش مخرب و ویرانگر نیز داشته باشد. امروزه مردم افغانستان بیش از ساکنان کشورهای دیگر بدلیل اوضاع خاص کشورشان به رسانه ها وابسته اند و سعی می کنند اخبار، گزارش ها وتحلیل های کارشناسان را دنبال نمایند. بنا بر این تامین امنیت روانی شهروندان بستگی به نقشی دارد که رسانه ها در این زمینه می توانند ایفا نمایند.

همین نقش مهم و تاثیر گذار رسانه ها در کشور باعث شده است که شورای وزیران، در جلسه روز دوشنبه خود، از وزارت اطلاعات و فرهنگ بخواهد با تبلیغات “مغشوش کننده” و به گفته آنان ضد منافع ملی در رسانه ها، به شکل جدی برخورد کند. به گفته این شورا، برخی از رسانه ها بدون در نظرداشت منافع ملی، به انتقاد از کارکردهای حکومت می پردازند که باعث مغشوش شدن وضعیت کشور می شود. در خصوص این گونه اظهارات مقامات کشور باید گفت از مبهم بودن تعریف منافع و مصالح ملی که بگذریم، آیا صرف انتقاد از حکومت و نشان دادن نقاط ضعف و قوت حکومت باعث تشویش اذهان عمومی می شود؟

زیرا پرسش اساسی این است که آیا دانستن نقاط ضعف عملکرد حکومت، برای مردم امر ضروری است یا خیر؟ آیا مردم وقتی شناخت واقعی و درست از وضعیت کشور داشته باشند برای شان بهتر است یا بی اطلاع از اوضاع واقعی کشور باشند؟ مردم همان ملت است و ملت منافع اش دراین است که درک درست و واقعی از نقاط قوت و ضعف کشور و حاکمان کشورشان داشته باشند. بنا بر این منافع ملی ایجاب می کند که رسانه ها رسالت خطیر اطلاع رسانی درست و شفاف و به هنگام را به مردم انجام دهند و اگر خلاف این عمل کنند بر خلاف منافع و مصالح ملی عمل کرده اند.

نباید منافع ملی حربه ی برای محدود کردن رسانه ها در امر اطلاع رسانی درست به مردم شود و حکومت بجای جبران ضعف های خود سعی کند بر آن ها سرپوش گذاشته و مردم را از دانستن حقایق محروم کند.

اما اگر رسانه های باشند که نقش منفی ایفا کرده و حقیقتا شرائط کشور را وارونه جلوه دهند این حق دولت و ملت است که با انان برخورد کند. به نظر می رسد مدعای مقامات حکومت چنین چیزی است. رفیع فردوس سخنگوی اداره امور، در توضیح این درخواست شورای وزیران گفته است “پروسه های صلح، انتقال مسوولیت های امنیتی و روند برگزاری انتخابات 1393 موارد مهمی است که افغانستان با آن روبروست و رسانه ها بر بنیاد قانون اساسی و قانون رسانه های همگانی، مسوولیت دارند تا مطابق با اجندا های رسمی دولت از این پروسه ها حمایت کنند.” به گفته آقای فردوس، پرداخت غیر واقع بینانه به مسایلی چون نواقص و کاستی های نیروهای امنیتی، که می تواند روحیه نظامیان را تضعیف کند؛ آن هم در شرایطی که به گفته او، افغانستان در یک جنگ استخباراتی با بیگانگان قرار دارد، خلاف منافع ملی است.

اما همانگونه که قبلا اشاره شد در خصوص وارونه جلوه دان شرائط امنیتی کشور یا مسائل دیگر در کشور باید حکومت طبق قانون با چنین رسانه های برخورد نماید در این تردیدی وجود ندارد. اما نکته ی مهم این است که بر ملا ساختن نقاط ضعف حکومت نمی تواند وارونه سازی حقایق در کشور باشد بلکه باید رسانه ها نقاط ضعف حکومت را تبیین کند تا مقامات برای جبران این نقاط ضعف ها اقدام نمایند اگر خلاف این صورت بگیرد منافع ملی قربانی شده است و مصالح علیای ملی زیر پا گذاشته شده است.

واقعیت این است که هم در خصوص پروسه صلح، که تلاشهای چندین ساله عملا ره بجای نبرده است با آنکه هزینه های سنگینی هم پرداخت شده است، و هم در خصوص پروسه انتقال مسئولیت های امنیتی، و همینطور انتخابات آتی ابهامات جدی یا لا اقل پرسش های جدی وجود دارد که نباید طرح این مسائل به مثابه مخالفت با حکومت یا منافع ملی تلقی شود.

زیرا منافع ملی یعنی منافع احاد شهروندان کشور نه فقط حکومت و مقامات دولتی. طبیعی است که اطلاع رسانی شفاف و به موقع حق اصلی شهروندان کشور است و کسی نمی تواند شهروندان را از دانستن حقایق به هر بهانه ی که باشد محروم نماید. در خصوص عملکرد نیروهای امنیتی و مسلح کشور حقیقتا نقاط مثبت و امیدوار کننده ی وجود دارد و هم نقاط ضعف جدی که باید هردو مورد کنکاش وبررسی توسط کارشناسان در رسانه هاقرار گیرد و این نمی تواند برای کشور یک تهدید باشد بلکه دولت باید شکر گذار این باشد که کارشناسان و رسانه های مختلف در کشور به کمک شان آمده و رایگان سعی می کند نقاط ضعف های شان را نشان بدهد.

مقامات کشور مان باید بپذیرند که اگر این راه را سد کردند و به کسی اجازه ندادند نقاط ضعف ها را بگوید و یا نقد و بررسی از وضعیت کشور آزادانه انجام دهد یک فاجعه تمام عیار در کشور رخ داده است.

اما این را هم نباید از یاد برد که اگر رسانه ها و کارشناسان آنان سعی کنند موانع را بزرگ نمایی نموده و مثلا از مخالفان مسلح به عنوان تهدیدی فراتر از آنچه هستند برای مردم بگویند این می تواند امنیت روانی مردم را به هم بزند و آرامش را از آنان سلب نماید. در همین راستا سخنگوی اداره امور شرایط کنونی افغانستان را حساس خوانده و می گوید “ما در معرض جنگ با هیولایی به نام تروریزم هستیم و در چنین وضعیتی، اگر قرار باشد که انتقادات، در راستای تبلیغات رسانه ای دشمنان افغانستان، صورت گیرد، منافع علیای کشور به خطر می افتد.” بنا بر این او با توجه به وضعیت پیچیده کشور و حکومت از رسانه ها “بسیار خاضعانه” می خواهد که رسالت تاریخی خود را درک کنند.

نگارنده بر این باور است که هم رسالت رسانه های جمعی در کشور خطیر است و هم رسالت حکومت و مقامات کشور خطیر تر از آن. بنا بر این هم رسانه ها نباید تهدید ها را بزرگ نمایی نمایند و هم حکومت نباید به بهانه ی منافع ملی محدودیت های را وضع نماید که زبان انتقاد و نقد در کشور را ببندد.

مقامات حکومت باید درک کنند که منافع ملی را حکومت تعریف نمی تواند، دیدگاه قدرت حکومتی قطعا دیدگاه ملت نیست، در رابطه ی دولت و ملت، دولت طرف و خادم ملت است و آنچه ملت می خواهد و تعریف می کند را دولت می پذیرد و عملی می کند نه عکس آن.

بنا بر این هم دولت و هم ملت و هم منافع ملی، نه توسط حلقه حکومت، بلکه توسط نهاد های علمی و اکادمیک، تعریف می شوند و برای این مفاهیم تعاریف روشن ارائه شده و می شوند که حکومت موظف است، همانند رسا نه ها و نهاد های مدنی از آن پاسداری نماید. اما در کشور ما آنگونه که مقامات حکومتی سخن از ملت و منافع ملت می گویند؛ انسان یاد همان شعر معروف حافظ می افتد که گفت: ندیم و مطرب و ساقی همه اوست/ خیال آب و گل در ره بهانه است.