افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 30 ژوئن , 2014 لینک کوتاه خبر :

راهي براي شكست بن بست انتخاباتي

سومين دور انتخابات رياست جمهوري ظاهرا به بن بست مواجه شده است. اين بن بست اما، روز به روز تشديد مي شود.

تيم اصلاحات و همگرايي مدعي است كه اميرخيل رئيس قبلي دارالانشاء كميسيون مستقل انتخابات به نفع تيم رقيب تقلب نموده است. تيم اصلاحات و همگرايي براي مدعاي خود اسناد صوتي و تصويري نيز به رسانه ها ارائه نموده است. اسنادي كه تا هنوز ارائه شده مربوط به مكالمه تلفني اميرخيل با كارمندان كميسيون مستقل انتخابات و يكي از اعضاي ستاد انتخاباتي تيم تحول و تداوم مي باشد. اسناد ديگر مربوط به والي ميدان وردك مي باشد. اين تيم تا هنوز دوبار مردم را به منظور اعتراض به خيابان ها كشانده است. همه اين ها بيانگر آن است كه نتيجه انتخابات از سوي اين تيم مورد پذيرش قرار نمي گيرد. از طرف ديگر، تيم تحول و تداوم اعلان پيروزي نموده است. نتيجه اي كه منجر به پيروزي تيم تحول و تداوم نگردد نيز مورد پذيرش قرار نمي گيرد. زيرا، اعلان پيروزي زود هنگام مي رساند كه تيم تحول و تداوم نتيجه جز پيروزي را قبول ندارد. واكنش هاي هر دو تيم تا هنوز بيانگر به بن بست مواجه شدن انتخابات است.

تا روز برگزاري انتخابات رياست جمهوري و پايان پروسه رأي دهي، نتيجه به سود دموكراسي و تحكيم دموكراسي بود. از فرداي آن اما، نتيجه برعكس شد. انتخابات و مشاركت گسترده مردم تا حدودي زيادي با واكنش ها و رفتار هاي غير دموكراتيك ه صورت گرفت خنثي شد.به عبارت ديگر، جهت گيري ها به گونه اي شد كه خيلي ها آن جهت گيري ها را خطري براي ثبات حكومت، رفتار هاي سياسي و زير سوال رفتن پروسه انتخابات و دموكراسي دانستند.به باور نويسنده اگر چه رفتار هاي بعد از روز برگزاري انتخابات تند و زننده بود و تهديدي جدي براي دموكراسي و ثبات سياسي اما، راه هاي جلوگيري فراروي ماست. ادامه رفتار ها و جهت هاي گيري هاي دو تيم انتخاباتي مي تواند بحران زا باشد. بنابراين بايد رفتار هاي اين دو تيم كنترل شود و در چارچوب قانون در آيد. زيرا قانون چتر همگاني است. هيچ يك از تيم هاي انتخاباتي بيرون از چارچوب قانون قرار نمي گيرد. حال مهمترين سوال اين است كه چگونه مي توان رفتار ها را به گونه جهت دهي كرد كه به سمت بحران پيش نرويم.

قبل از پاسخ به سوال مذكور بايد اين نكته را يادآور شوم كه تيم اصلاحات و همگرايي براي حل مشكل به مردم مراجعه نموده است. در صورت كه نيتجه انتخابات به سود تيم تحول و تداوم نباشد، اين تيم نيز قطعا به مردم مراجعه خواهد كرد. به عبارت ديگر، اين باور در هر دو تيم وجود دارد كه كليد حل مشكل مردم افغانستان است.مراجعه به مردم هم سودمند است و هم ضرر هاي جدي را براي جامعه ما در پي دارد. اول؛ مراجعه به مردم منجر به تثبيت جايگاه مردم در عالم سياست مي شود. مردم خود باورمند به آوردن دگرگوني و گرفتن سكان سياسي كشور مي گردد. از اين جهت مراجعه به مردم سودمند است. دوم؛ مراجعه به مردم اما، از جهت هاي ديگري ضرري جدي براي جامعه ما دارد. تجربه نشان داده است كه رفتار هاي توده مردم مبتني بر عواطف و احساسات است. رفتار هاي مبتني بر عواطف و احساسات نه تنها منجر به حل مشكل نمي گردد بلكه پيامد هاي مانند بي ثباتي، طولاني شدن روند انتخابات و … مي شود. رفتار هاي احساسي نه تنها قضيه حل نمي كند بلكه اختلافات و تنش ها را بيشتر مي سازد. با افزايش تنش ها بن بست انتخاباتي تشديد مي گردد. بنابراين دو تيم انتخاباتي بايد بازنگري در رفتار هاي خود نمايد. تا مبادا رفتار هاي آن ها منجر به تنش هاي خونين نشود.

اگر مراجعه به مردم راه حل نيست. چگونه مي توان اختلافات ميان دو تيم انتخاباتي را مورد حل و فصل كرد.نويسنده اگر چه در نوشته مكانيسم هاي مختلف را جهت عبور از وضعيت كنوني مطرح نموده بود. اما از آنجايي كه نهاد هاي بين المللي مانند يونوما قادر به حل معضل نشد، لازم است كه يك بار ديگر مسئله را از زاويه ديگر به بررسي بگيرم.

در سال هاي اخير دگرگوني در تئوري منازعه در كشور هاي جهان سوم به وجود آمده است.اكثر نظريه پردازان در حل منازعه مسئله گفتگوي نخبگان در كشور هاي جهان سوم را مطرح مي كند. به نوعي اين دگرگوني در بخش هاي مختلف مانند توسعه نيز به وجود آمده است. تجربه كشور هاي جهان سوم نيز نشان داده است كه دگرگوني و حل منازعه بدون گفتگوي نخبگان ممكن نيست. افغانستان بعد از سال ها جنگ و منازعه در بن آلمان با همديگر نشست و نظام سياسي جديدي به وجود آورد و از جنگ و منازعه دست كشيد. اگر چه در كنفرانس بن آلمان دست هاي خارجي نيز دخيل بود. اما با همه اما و اگر ها، كنفرانس بن اول را مي توان محصول گفتگو و تحمل نخبگان سياسي افغانستان دانست.

بعد از كنفرانس بن اول و شكل گيري حكومت، همين نخبگان سياسي بودند كه حكومت را حفظ كردند و وارد منازعه و درگيري نشدند. در شرايط كنوني نيز، نخبگان سياسي با گفتگو مي تواند بن بست انتخاباتي را بشكند. بنابراين گفتگوي نخبگان سياسي راه گشا است. اما در باب گفتگو بايد چند نكته را متذكر شد. اولين و اساسي ترين نكته اين است كه گفتگو بايد در چارچوب قانون اساسي صورت گيرد. يعني با مبنا قرار دادن قانون اساسي و مكانيسم هاي حل منازعه در قانون اساسي بايد گفتگو صورت گيرد.دوم؛ در گفتگو بايد دو تيم انتخاباتي بايد حضور داشته باشد. رهبران دو تيم با پا در مياني نخبگان سياسي به يك توافق برسد. مهمترين مسئله توافق نخبگان سياسي است.اما اين كه نخبگان سياسي چگونه به توافق مي رسد و چگونه تيم هاي انتخاباتي را رازي مي كند، مسئله ديگري است كه در اين نوشتار نمي گنجد.

در پايان اين نوشتار بايد متذكر شد كه سومين انتخابات رياست جمهوري متاسفانه به بن بست رسيده است. جهت گيري هاي كه صورت گرفته است و احتمالا رفتار هاي كه در روز هاي آينده صورت مي گيرد، بن بست انتخابات را تشديد خواهد كرد. اين بن بست انتخاباتي، با دموكراسي نوپا و شكننده و حكومت ضعيف كه داريم، خطرناك است. خطر جدي از آن جاست كه تيم اصلاحات و همگرايي براي حل مشكل به مردم مراجعه نموده است و تيم تحول و تداوم نيز اگر نتيجه مطابق ميل شان نبود، به مردم مراجعه مي كند. رفتار هاي مبتني بر احساسات و عواطف مردم، خطر بي ثباتي را در پي دارد. راه حل معقول كه وجود دارد اين است كه نخبگان سياسي وارد گفتگو شود. تنها توافق نخبگان سياسي مي تواند انتخابات را از بن بست برهاند. توافق نخبگان در چارچوب قانون اساسي تنها راه ممكن براي شكستن بن بست انتخاباتي است.

 

 

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار