افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : یکشنبه, 16 ژوئن , 2013 لینک کوتاه خبر :

دورنمايي از قدرت نرم

پديد آمدن تئوري «قدرت نرم» در سال ۱۹۹۰ ديدگاه جديدي را به مخاطبان ارائه كرد كه براساس آن ايالات متحده به جاي آن كه از طريق بكارگيري آنچه كه قدرت سخت مي نامند به انجام كودتاي نظامي در كشورهاي رقيب اقدام كند؛ تلاش خود را بر ايجاد تغييرات در كشورهاي هدف از طريق تأثيرگذاري بر نخبگان جامعه متمركز مي كند.

براين اساس آمريكا مي توانست بجاي سرمايه گذاري ميليارد دلاري بر تئوري جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهديد شوروي خوانده مي شد، به سرمايه گذاري بر نخبگان جامعه شوروي از طرق مختلف اقدام كند. پس از فروپاشي شوروي جوزف ناي مقاله ديگري تحت عنوان «كاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسي در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت كه تكميل كننده نظرات قبلي او متناسب با تغييرات جهان در سال هاي پس از فروپاشي شوروي و بويژه تحولات ناشي از واقعه يازده سپتامبر در روابط بين الملل بود.
جوزف ناي در تئوري قدرت نرم، ديدگاه خود را درباره ايجاد تغييرات از طريق به كارگيري ديپلماسي عمومي در كنار بكارگيري قدرت نرم در ميان نخبگان جامعه هدف مطرح كرد. بعدها نظرات او تكميل تر شد و به عنوان دستورالعمل سياست خارجي آمريكا تحت عنوان بكارگيري «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس اين نظريه آمريكا با استفاده از ديپلماسي عمومي و قدرت هوشمند به برقراري نفوذ در بدنه جامعه هدف كمك مي كند. اين ديدگاه با دستورالعمل هاي اجرايي كه توسط كارشناسان اطلاعاتي آمريكا نظير دكتر «جين شارپ» تهيه شد، در سطح رسانه هاي گروهي به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.
بنابراين جنگ نرم، امروزه مؤثرترين، كارآمدترين و كم هزينه ترين و درعين حال خطرناك ترين و پيچيده ترين نوع جنگ عليه امنيت ملي يك كشور است، چون مي توان با كمترين هزينه با حذف تهاجم خود قرار مي دهد.
جنگ نرم به روحيه، به عنوان يكي از عوامل قدرت ملي خدشه وارد مي كند، عزم و اراده ملت را از بين مي برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سياست هاي نظام را تضعيف مي كند، فروپاشي رواني يك ملت مي تواند مقدمه اي براي فروپاشي سياسي- امنيتي و ساختارهاي آن باشد. جوزف ناي قدرت نرم را شيوه غيرمستقيم رسيدن به نتايج مطلوب بدون تهديد يا پاداش ملموس مي داند. اين شيوه غيرمستقيم رسيدن به نتايج مطلوب قدرت است. بر اين پايه يك كشور مي تواند به مقاصد موردنظر خود در سياست جهاني نايل آيد، چون كشورهاي ديگر، ارزش هاي آن را مي پذيرند، از آن تبعيت مي كنند، تحت تأثير پيشرفت و آزادانديشي آن قرار مي گيرند و در نتيجه خواهان پيروي از آن مي شوند. در اين مفهوم آنچه مهم تلقي مي شود، تنظيم دستورالعملي است كه ديگران را جذب كند. بنابراين جنگ نرم از يكسو توانايي كسب آنچه كه مي خواهيد از طريق جذب كردن نه از طريق اجبار و يا پاداش مي باشد ( و از سوي ديگر نشان دهنده ، تفاوت هاي عمده آن با جنگ سخت مي باشد.
تفاوت‏هاي جنگ نرم و جنگ سخت با مبنا هاي چندي باهم قابل تفكيك است كه عبارتند از:
1.حوزه تهديد نرم اجتماعي، فرهنگي و سياسي است، در حالي كه حوزه‌ تهديد سخت امنيتي و نظامي مي‌باشد.
2.تهديدهاي نرم پيچده و محصول پردازش ذهني نخبگان و بنابراين اندازه‌گيري آن مشكل است، در حالي كه تهديدهاي سخت؛ عيني، واقعي و محسوس است و مي‌توان آن را با ارائه برخي از معيارها اندازه‌گيري كرد.
3. روش اعمال تهديدهاي سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالي كه در نرم ، از روش القاء و اقناع بهره‌گيري مي‌شود. و تصرف و اشغال سرزمين است در حالي كه در تهديد نرم ، هدف تاثير‌گذاري بر انتخاب‌ها، فرآيند تصميم‌گيري و الگوهاي رفتاري حريف و در نهايت سلب هويت‌هاي فرهنگي است.
4. مفهوم امنيت در رويكردهاي نرم شامل امنيت ارزش‌ها و هويت‌هاي اجتماعي مي‌شود، در حالي كه اين مفهوم در رويكردهاي سخت به معناي نبود تهديد خارجي تلقي مي‌گردد.
5. تهديدهاي سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگيختن است، در حالي كه تهديدهاي نرم به دليل ماهيت غير عيني و محسوس آن، اغلب فاقد عكس‌العمل است.
6.مرجع امنيت در حوزه تهديدهاي سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالي كه مرجع امنيت در تهديدهاي نرم محيط فروملي و فراملي (هويت‌هاي فروملي و جهاني) است.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار