افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : شنبه, 12 آوریل , 2014 لینک کوتاه خبر :

دلايل ضعف دولت پاكستان در برابر طالبان

در روزهاي گذشته، يك انفجار مهيب در يكي از بازارهاي تره بار درميان شهر راولپندي و اسلام اباد بوقوع پيوست كه در آن دهها نفر كشته و زخمي شدند. اين انفجار در حالي رخ داد كه درميان دولت پاكستان و گروه طالبان مذاكرات ادامه دارد و هنوز آتش بس ميان دو طرف برقرار مي باشد .

افضل خان،مقام سابق دولت پاكستان ويكي از رهبران پشتونهاي اين كشور در رابطه با اين انفجارها و ادامه مذاكرات صلح ميان دولت و گروه طالبان گفت، مذاكرات آخرين راه حل مساله مي باشد. بعد از جنگ گرم هميشه دو طرف مجبور مي شوند كنار هم نشسته و مسايل في مابين خود را حل كنند. اما نكته اي كه در اين ميان مهم است اينست كه دو طرف از چه جايگاهي باهم مي نشينند و گفتگو مي كنند. در مذاكرات طالبان و دولت پاكستان اين سوال مطرح است كه جايگاه و حيثيت طالبان در اين گفتگو چيست؟ آيا اين گروه يك قدرت موازي است ؟ اين امكان وجود ندارد كه در يك كشور دو قدرت و دو حاكميت وجود د اشته باشد. و اگر قدرت و حاكميت موازي نيست پس خواسته هاي طالبان كه مي گويند برخي از مناطق را تخليه كنيدو نيروهاي ارتش را از آن بيرون كنيد چه معني دارد؟ يعني دولت و ارتش اين مناطق را براي چه كساني تخليه كند و حاكم آن چه كسي خواهد بود؟ منظور اينكه هنوز اصلا حيثيت و جايگاه طالبان مشخص نيست . اگر واقعا طالبان بيش از دولت و ارتش ما قدرت دارند، پس ارتش و دولت ما بايد از مقام خود بركنار شوند و قدرت را به گروه طالبان بسپارند و اگر قدرت طالبان كم مي باشد پس بايد به حاكميت دولت تن بدهد. مساله دوم اينكه اگر مردم به دولت راي داده اند و آن را منتخب كرده اند، با اين كار به اين دولت فقط حق حاكميت و دولت را داده اند و دولت اين اختيار را ندارد كه برخي از مناطق را به كسي ديگر واگذار كند. تا جاييكه به انفجار در راولپندي مربوط مي شود، بايد بگويم كه در روزهاي گذشته هم حملاتي رخ داده است و طالبان مي گويند كه اين كار ما نيست .
وي در رابطه با عاملين اين حملات نيز گفت، حال سوال اينست كه اين حملات كار چه كساني است، اينكه هر روز مردم كشته مي شوند، طالبان مي گويند كه ما مردم را نكشته ايم و حملات را انجام نداده ايم . حال سوال مردم اينست كه اگر حملات و كشتار مردم ادامه داشته باشد و طالبان مسووليت آنرا نمي پذيرد، پس اين مذاكرات براي چيست ؟
اصلا نيازي به مذاكرات نيست،چون اگر فكر مي كنيم كه در نتيجه مذاكرات حملات و كشتار به پايان مي رسد پس مسئول حملات جاري چه كساني است ؟ اگر كسي ديگر مسوول اين حملات باشد پس بايد با آنها گفتگو شود.  من باز هم تاكيد مي كنم كه ممكن نيست در يك كشور دو حاكميت وجود داشته باشدو شرط موفقيت هر گونه مذاكرات اينست كه در آن جايگاه دو طرف مشخص باشد . مذاكرات با طالبان اين شرط لازم را ندارد.
دوم اينكه خود دولت گروه طالبان را يك گروه ممنوع الفعاليت و منحله اعلام كرده است ، پس وقتي دولت اين گروه را منحل كرده است و الان دارد با آن گفتگو مي كند، اين نشان مي دهد كه براي اين گروه جايگاه قانوني قايل است . ما نمي دانيم كه جايگاه را دولت چگونه به اين گروه داده است . وقتي حكيم الله مسعود سركرده طالبان در حمله پهپادهاي امريكا كشته شد، وزير كشور دولت ما گفت كه حكيم الله مسعود شهيد است. بايد گفت كه كساني شهيد مي شوند كه غازي باشند نه تروريست . و اگر حكيم الله غازي است پس از وزير كشور بايد پرسيد كه چرا براي كشتن او ميليون ها دلار جايزه گذاشته بودي؟
وي در رابطه با علت ضعف دولت پاكستان در مذاكرات با طالبان و همچنين شرايط طالبان نيز گفت، طالبان شرط مي گذارند كه اگر ارتش و دولت اعضاي اين گروه را آزاد نكند و ارتش از برخي از مناطق وزيرستان بيرون نرود، حملات خود را در پاكستان دوباره از سر خواهد گرفت ، اين در حاليست كه دولت پاكستان با نهايت ضعف و انعطاف و به شكل درخواست از طالبان مي خواهد كه افراد غير نظامي را كه در اسارت اين گروه مي باشد آزاد كندو اگر نيروهاي ارتش يا پليس در زندانهاي طالبان باشد مهم نيست .
وي گفت پاسخ ضعف دولت در برابر طالبان را خود دولت بايد بدهد، نظر من اينست كه امكان ندارد در يك كشور همزمان دو حاكميت وجود داشته باشد. البته اگر دولت به مردم يك منطقه حق آنها را نمي دهد، مردم آن منطقه حق دارند از دولت بخواهند كه حقوق آنها را بدهد. دولت هم موظف است حقوق شهروندان خود را بپردازد. اما اگر يك گروه بيايد و بگويد كه ما در اين كشور حاكميت داريم و حاكميت فعلي و قانون اساسي و نظام فعلي را قبول نداريم ، چرا دولت با اين گروهها گفتگو مي كند. اگر دولت قدرت حاكم باشد بايد اين گروه را سركوب و تابع خود كند، نه اينكه بر سر حاكميت با آن وارد مذاكرات شود. اگر ضعيف است پس قدرت و حاكميت را به آن واگذار نمايد.
مولانا عبدالعزيز امام جماعت مسجد لال در اسلام آباد، قرآن شريف را در دستهاي خود بلند مي كند و مي گويد من فقط اين شريعت را قبول دارم و ديگر هيچ نظامي را قبول ندارم. اين حرف ظاهرا درست است . ولي من دلم مي خواهد از مولانا عبدالعزيز بپرسم كه اگر شما اين كتاب و آيين را قبول داريد پس چرا در ميان مسلمانان، ۷۲ فرقه بوجود آورده ايد .؟ اين يك كتاب و يك آيين است و بايد پيروان آن يك فرقه و يك ملت باشد، ولي شما كه اين همه فرقه ايد پس مشخص است كه اين كتاب را قبول نداريد.
وي در رابطه با نتيجه فرايند صلح با طالبان نيز گفت، در همان ابتدا گفتم كه اصلا اين مذاكرات اصل و اساس ندارد . اول بايد در اين گفتگو جايگاه طالبان مشخص شود كه از چه جايگاهي گفتگو مي كند. اگر طالبان خود را يك قدرت حاكم حساب مي كند و دولت هم خود را حاكم حساب مي كند، پس اين گفتگو به نتيجه نمي رسد و دراين ميان بايد يك طرف از بين برود. اين مذاكرات به هيچ وجه به نتيجه نمي رسد . راه حل پايان ناامني و كشمكش در منطقه اينست كه تقريبا تمام كشورهاي منطقه با يكديگر درگير هستند . و اين درگيري از زمان جنگ سرد آغاز شده است . در اين جنگ سرد كه يك طرف در آن شكست خورد و طرف ديگر به تنها ابر قدرت جهان مبدل شد متاسفانه اين جنگ در خاك افغانها بوده است و در نتيجه آن ميليونها مردم كشته شدند . البته اين طبيعي هم بود چون شوروي مستقيما به افغانستان لشكر كشي كرد. البته در اين ميان امريكا يك اشتباه مهلكي انجام داد و آن اينكه اصلا فكر نكرده بود كه اگر نيروهاي شوروي افغانستان را ترك كنند پس اين خلا را چه كسي پر خواهد كرد. امريكا بايد براي پر كردن اين خلا چاره جويي مي كرد و سپس منطقه را تر ك مي كرد . متاسفانه امريكا به هر نفر در افغانستان سلاح و پول داد و بعد از خروج شوروي اين افراد به جان يكديگر افتادند و كشور خود را ويران كردند و براي جلوگيري از اين خشونت و جنگهاي داخلي امريكادوباره وارد عرصه شد و به حمايت مالي امريكا و عربستان وزير كشور پاكستان گروهي را تدارك ديد ، آنرا مسلح و مجهز كرد و به افغانستان اعزام كرد و در زمان فرستادن اين گروه به افغانستان اعلام كرد كه ما مي خواهيم يك كاروان تجارتي را از راه افغانستان به آسياي ميانه بفرستيم ، من در آن زمان وزير بودم و با شنيدن اعلان وزير كشور به معاون خود گفتم كه شايد وزير كشور ما ديوانه شده است كه در اين شرايط كه در افغانستان خانه جنگي است و هر گروه مسلح است مي خواهد به افغانستان كاروان تجارتي اعزام كند. و هنوز اين كاروان به فندهار نرسيده بود كه چپاول شد . پاكستان اين امر را بهانه قرار داد و گروه طالبان را به افغانستان گسيل داد و اين گروه در همان حمله اول ده استان را تصرف كرد. در اينجا باز هم امريكا اشتباه كرد، چون امريكا بايد مي فهميد كه طالبان براي چه به افغانستان مي روند و هدف نهايي آنها چيست . اين گروه نظام قرون وسطي را در افغانستان مسلط كرد و اقوام غرب عكس العمل نشان داد.
پاكستان، امارات و عربستان به حمايت خود از اين گروه ادامه داد، تا اينكه حادثه يازدهم سپتامبر بوجود آمد و امريكا از پاكستان خواست كه يا با ما باش يا با دشمن . بهرحال اين حوادث اتفاق افتاد و امروز وضعيت به گونه ايست كه هر كشور از وضعيت منطقه بدنبال منافع خود مي باشد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار