افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 17 سپتامبر , 2012 لینک کوتاه خبر :

دام نشانی آمریکا علیه مسکو در افغانستان

غفلت آمریکا از افغانستان تا ده پنجاه، زمینه کاملا مساعدی برای افزایش‌ نفوذ شوروی در این کشور فراهم کرد.شوروی با اعطای کمکهای مختلف و اعمال نفوذ از طریق‌ احزاب کمونیست و در افغانستان توسط حزب دمکراتیک خلق نقش مهمی در جهت‌گیری‌های‌ سیاسی افغانستان ایفا می‌نمود،تا اینکه با کودتای سال 1978 اولین دولت کمونیستی در این‌ کشور روی کار آمد و سال بعد در تاریخ دسامبر 1979 شوروی به مداخله نظامی در افغانستان‌ پرداخت.این مداخله هرچند به حضور پررنگ‌تر شوروی در افغانستان حد اقل در کوتاه‌مدت‌ انجامید،اما از سوی دیگر موجبات واکنش بسیار قوی و جبهه‌گیری‌های شدید جهان غرب و در رأس آن آمریکا را فراهم ساخت. با کودتای آوریل 1978 افغانستان به عنوان صحنه جنگ سرد آمریکا و شوروی تبدیل شد.

از مهمترین دلایل مداخله نظامی شوروی در افغانستان می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: 1.شورش سراسری افغانستان در مقابل رژیم ناشی از کودتای کمونیستی و تضعیف آن؛2. پیروزی انقلاب اسلامی؛3.گرایش نسبی امین به غرب؛4.رسیدن به آبهای گرم جنوب طبق‌ سیاست قدیمی شوروی؛5.دفاع از ایدئولوژی کمونیسم؛6.جلوگیری از خطرات آینده و حفظ امنیت مرزهای شوروی،اولین مخالفت و مقاومت در مقابل نیروهای شوروی از سوی مردم‌ مسلمان افغانستان برانگیخته شد که به رغم افزایش تعداد نیروهای روسی در افغانستان،این‌ شورش نه‌تنها فروکش نکرد،بلکه به میزان مخالفت‌ها افزوده شد و در نهایت این مخالفت‌ها براساس سیاستها و کمکهای قدرتهای خارجی سازماندهی یافت. جنگ میان مردم افغانستان و ارتش شوروی پای ابرقدرت آمریکا را که تا آن زمان نقش فعال و چشمگیر در این منطقه نداشت‌ به این سرزمین باز کرد و فرصت مناسبی برای آن پدید آورد تا به یاری دو هم‌پیمان خود پاکستان‌ و عربستان در منطقه نه‌تنها ضربه‌ای سنگین بر رقیب خود(شوروی)وارد آمد که بابرنامه‌ریزی‌های حساب شده راه را برای حضور درازمدت خود در این سرزمین و جمهوری‌های‌ آسیای مرکزی هموار سازد.

در این زمان،سیاست خارجی آمریکا در وضعیت نابسامانی قرار داشت،آمریکا در اوایل‌ دهه 0791 در ویتنام شکست خورده بود و تلاش شوروی‌ها در این شکست کاملا مؤثر بود. آمریکا منتظر تسویه حساب و گرفتن انتقام از شوروی بود.از سوی دیگر همزمان با کودتای‌ کمونیستی در افغانستان،آمریکا در مقابل اشغال نظامی کامبوج توسط ویتنام و حمله چین به‌ ویتنام،پاسخ مناسبی از خود نشان نداده و این اقدامات تنها با سیاست صبر و انتظار آمریکا همراه بود.پیروزی انقلاب اسلایم ایران که متحد آمریکا در منطقه به شمار می‌رفت به قطع نفوذ آمریکا در ایران انجامید و حیثیت سیاسی این کشور را به شدت خدشه‌دار نمود.مجموعه این شرایط مداخله نظامی شوروی در افغانستان را تسهیل کرد. در عین حال‌ سیاست خارجی ایالات متحده در خصوص افغانستان علی‌رغم تمام محافظه‌کاری‌ها با این‌ اعتقاد که مداخله فیزیکی شوروی بیشتر برای منافعش زیان‌آور خواهد بود تا سودمند و بنابراین‌ اتفاق نخواهد افتاد،هرگونه مداخله شوروی را در مقایسه با دخالت  این کشور در چکسلواکی منتفی دانست…به نظر می‌رسید آمریکایی‌ها باز به فاصله کوتاهی با یک مورد پیش‌بینی نشده روبرو شده بودند.به این ترتیب عکس العمل ایالات متحده در قبال اشغال نظامی‌ افغانستان با اتخاذ تدابیر تدافعی و تشدید فشار غیر مستقیم برای اتحاد شووری به صورت تحکیم ثبات در جنوب غربی آسیا وجلوگیری از نفوذ شوروی به سمت جنوب برای رسیدن به مناطق نفتی خلیج فارس یا به عبارتی سیاست محدودسازی نمود یافت.

فعالیت سیاسی خارجی آمریکا در افغانستان با عنایت به تجارب گذشته این کشور بخصوص جنگ ویتنام بر استراتژی جدیدی استوار شد.آمریکا در جنگ ویتنام علاوه بر اینکه‌ نتوانست به اهدافش برسد،در سایه حضور نظامی مستقیم،متحمل خسارات فراوانی شده بود. تلفات جانی و مالی وارده توسط نیروهای ویتنامی بر آمریکاییان از یک سو و تبلیغات شدید علیه‌ آمریکا در صحنه جهانی از سوی دیگر خاطره بسیار بدی برای دولتمردان آمریکایی بر جا گذاشته بود.لذا بعد از این اتفاقات،نه‌تنها در مورد افغانستان بلکه در دیگر مناطق جهان مثل‌ نیکاراگوئه به سیاست جدید موسوم به«استراتژی جنگ کم‌شدت»روی آورد.در این استراتژی‌ آمریکا صرفا براساس تعهد سیاسی و بدون حضور نیروهای خود و از طریق کمک به عوامل محلی‌ به پیشبرد سیاست موردنظر می‌پردازد.دولت آمریکا در دو مورد افغانستان و نیکاراگوئه با پیروزی کامل این استراتژی را به انجام رسانید.

بر این اساس گروههای مجاهد افغانی به عنوان مجریان اصلی این سیاست می‌بایست‌ مورد حمایت قرار می‌گرفتند و کمکهای مختلف در اختیار آنها قرار داده می‌شد.در جریان‌ کمک‌رسانی به مجاهدین افغانی دولت آمریکا از حمایت‌های مالی عربستان سعودی و امکانات‌ لجستیک و دیگر کمکهای پاکستان بهره گرفت.دولت عربستان سعودی به منظور جلوگیری از گسترش نفوذ اسلام چالش‌گر در سایه پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین برای نفوذ ایدئولوژی‌ وهابیت در افغانستان منابع مالی معتنابهی در اختیار مجاهدین افغانی قرار داد که تشویق‌های‌ آمریکا در اتخاذ چنین سیاستی بی‌تأثیر نبود.در مورد پاکستان همزمانی انقلاب اسلامی ایران با کودتای نظامی ژنرال ضیاء الحق در پاکستان باعث شد که علاوه بر قطع امید آمریکا از اعمال‌ سیاست‌های خود از طریق ایران توجه اصلی این کشور به پاکستان معطوف گردد؛از سوی دیگر ضیاء الحق که در پی سرنگونی دولت مردمی علی بوتو در این کشور از محبوبیت داخلی و خارجی‌ برخوردار نبود به منظور جلب نظر مساعد آمریکا خود را آماده اجرای سیاست‌های این کشور در منطقه نشان داد.بدین‌ترتیب آمریکا کمکهای نظامی و مالی خود را از طریق پاکستان در اختیار نیروهای مجاهد قرار می‌داد.ضربات مداوم رژیم حزب دموکراتیک خلق افغانستان نیز که‌به منظور دستگیری و متلاشی کردن هسته‌های مقاومت در افغانستان صورت گرفت،نیروهای‌ مقاومت را به قبول چنین امکاناتی راغب‌تر ساخت‌.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار