افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 17 دسامبر , 2012 لینک کوتاه خبر :

حرکت بسوی صلح نسبی در افغانستان!

اخیرا در کشور، تلاش برای دستیابی به صلح شتاب بیشتری گرفته است. بر رغم ترور رییس امنیت ملی افغانستان که در ظاهر بایستی در روند شتابنده صلح با طالبان، وقفه یا اخلال ایجاد می کرد، اما این حادثه نه تنها باعث ایجاد کندی در این پروسه نشده، بلکه ظاهراً عزم دولتمردان ما را برای رسیدن به آنچه صلحش می نامند، جزم کرده است.

اظهارات و موضع گیری های مقامات مختلف افغان و پاکستانی و همچنان سفر اخیر هیاتی از شورای عالی صلح به پاکستان و نیز حمایت جامعه جهانی و همسایگان افغانستان از روند صلح با مخالفان، نور امیدی بر دل های افغان ها و مقامات آنان، تابانده است.

غیر از خوشبینی های معمول و عوامانه، نشانه هایی دیده می شود که سران پاکستانی این بار با صداقت نسبی ای وارد مذاکره صلح با مقامات افغان شده اند. اظهارات اخیر حنا ربانی وزیر امور خارجه پاکستان، مبنی بر افغانیزه شدن مذاکرات صلح و پیشنهاد شهر کابل به عنوان مکان آن از جانب ایشان، تا حدود زیادی از انعطاف مقامات پاکستانی در زمینه همکاری های صادقانه تری نسبت به بر قراری صلح در افغانستان حکایت دارد.

به نظر می رسد افزایش و شدت فعالیت های تروریستی و تخریبی در مناطق مختلف پاکستان و البته از سوی طالبان پاکستانی و گروه های دهشت افگن دیگر نظیر القاعد و …، نقش تعیین کننده و انکار ناپذیری در فرآیند رویکرد جدید مقامات پاکستانی در همکاری آنان نسبت به تصمیم بر مصالحه جدی با طالبان داشته است.

شاید سوال شود که برقراری صلح و ثبات در افغانستان چه ربطی می تواند به آرامش اوضاع در پاکستان داشته باشد؟. در پاسخ باید گفت که بر رغم تفاوت ظاهری میان طالبان افغانی و پاکستانی و سایر گروه های افراطی، در واقع، همگی آنان از یک چشمه سیراب می شوند؛ برای تثبیت این ادعا نیز می توان به عقب برگشت و به اظهارات یکی از مقامات ارشد طالبان پاکستانی در یک سال پیش اشاره کرد که گفته بود:” تحریک طالبان پاکستانی، ملا عمر را به عنوان رهبر و امیرالمومنین پذیرفته و قبول دارند.”

بنابراین، می توان گفت که برقرای صلح با طالبان در افغانستان، اگر نتواند موجب ایجاد صلح با طالبان پاکستانی در آن کشور شود، لااقل، به تعدیل فعالیت های خشن تروریستی در پاکستان منجر خواهد شد که همین مقدار نیز برای دولتمردان پاکستانی و مردم آن کشور، غنیمت بسیار است.

به هر حال، با توجه به همین روند شتابنده برنامه صلح است که به پیشنهاد دولت افغانستان، اسامی تعدادی از اعضای برجسته طالبان از لیست سیاه شورای امنیت سازمان ملل متحد، حذف می شود و مهمتر آنکه هیئتی از طالبان برای شرکت در کنفرانس پاریس، اعلام آمادگی کرده اند؛ حالانکه می دانند که در کنفرانس مذکور، هیئتی از دولت افغانستان نیز حضور داشته و اساساً قرار بر ریاست دولت افغانستان در این کنفرانس و مذاکرات بعدی با مخالفان، گذاشته شده است.
نکته جالب و قابل تامل دیگر در اظهارات رییس جمهور کشور، حامد کرزی دیده می شود که بر رغم آنکه در ترور اسدالله خالد، نوک همه پیکان ها به سوی مقامات پاکستانی، نشانه رفته بود، رییس جمهور با برخورد ملایم و محتاطانه ای نسبت به پاکستان، دست استخبارات جهانی و فرامنطقه ای را در ترور رییس امنیت ملی کشور، دخیل دانست و آن را پیچیده تر از آن دانست که به وسیله طالبان و پاکستان و امثال آن، صورت گرفته باشد.

اگر چه برخی از آگاهان این اظهارات رییس جمهور را نوعی اغماض و مسامحه سیاسی و مصلحتی نسبت به مقامات پاکستانی به دلیل خدشه دار نشدن مذاکرات صلح عنوان می کنند؛ چرا که از دید این دسته، تا همینجای کار هم دولت افغانستان تلاش زیادی به خرج داده تا توانسته مقامات پاکستانی را قانع کند تا از نفوذ خویش بر روی طالبان افغان استفاده کرده و آنان را به پای میز مذاکره با دولت افغانستان کشانده اند؛ بنابر این، منطقی نیست تا این بنای لرزان را با یک حرف نسنجیده، ویران کند!.

غیر از این، برخی دیگر از کارشناسان، گزینه فشار و استفاده امریکا و غرب از این اهرم موثر را در منعطف شدن مقامات پاکستانی نسبت به همکاری آنان با برنامه صلح در افغانستان، بی تاثیر ندانسته و بر این باور پای می فشارند که بدون فشار، ممکن نبود پاکستان به برقراری صلح در افغانستان، تن در دهد؛ چرا که تجربه دهه های پیشین به خوبی نشان داده است که همسایگانی چون پاکستان، ثبات و امنیت سیاسی و ملی خویش را در بی ثباتی و ناامنی افغانستان، جست و جو می کند!.

به هر تقدیر، آنچه از اوضاع بر می آید، اجماعی در حال شکل گیری است تا پیش از فرارسیدن سال ۲۰۱۴ و یا بعد از آن، به هر شکلی از اشکال، افغانستان را لااقل به صلحی برسانند تا در پرتو آن، هر صاحب منافعی در این کشور، بتواند به برنامه های از پیش تعیین شده خویش سر و سامان دهد.

اما آنچه از روند جاری اوضاع در کشور و منطقه برداشت می شود، حتی در صورت برقراری صلح در کشور، به نظر نمی رسد این صلح، آن صلحی باشد که دولت و ملت افغانستان و آن هم پس از یک دوره جنگ طولانی و طاقت فرسا، انتظار آن را می کشیدند.

صلح و مصالحه، زمانی ارزشمند و پایدار است که برخاسته از حس نیازمندی و اراده جمعی و ملی یک ملت باشد و نه ساخته و پرداخته قدرت ها و اجانبی که گاه در پرتو صلح به اهداف نامشروع خویش رسیده اند و گاه نیز در سایه جنگ و ناامنی!.

امید می رود، دولت و ملت ما به آن حد از رشد و بالندگی دست یازند که روزی با تدبیر و توانایی فکری و فیزیکی خویش، قله های رفیع و شکوهمند صلح و برادری را، یکی پس از دیگری، فتح کنند.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار