افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : چهارشنبه, 11 جولای , 2012 لینک کوتاه خبر :

جوانی و ملیت گرایی!

اکثر انسانها به این باورند که جوانان، یگانه سرمایه و آینده ساز جامعه و دولت میباشند، بناءً کوشش شود که بالای جوانان امروز که بزرگان فردا اند، سرمایه گذاری شود، واقعیت نیز چنین است، زیرا همین قشر همیشه در ساختار جامعه و دولت نقش مهمی را بازی کرده اند و میکنند، این نسل فداکار در راه دین مقدس اسلام هزاران شکوفه های خود را فدا کرده است، این قشر در آزادی و بدست آوردن استقلال کشور هزاران گلگون کفن را با جسد و تابوتهای لاله مانند راهی سفر ابدی نموده است.

در شرایط کنونی نیز یگانه امید یک ملت همان قشر جوان آن میباشد، جامعه هایی که از همچو یک نعمت محروم اند و یا قشر جوان آن رو به کاهش است، دارند تشویش و نگرانی ها را زیاد میکنند، به هرصورت میخواهم بگویم زمانی که ما از جوانان و جوانی سخن میزنیم یک کلمه ی عام را استفاده میکنیم و بس، در حالیکه به نظر بنده در بین جوانان تفکیک باید کرد، باید بدانیم که کدام نوع جوانان مصدر خدمت و امید جامعه اند، کدام نوع جوانان آینده سازان فردا اند، کدام نوع آنها میتواند به مردم و کشور خود صادقانه خدمت کند؟ به پرسشهای بالا در پایان موضوع پاسخ خواهم داد، اکنون میخواهم در باره ی ویروسی که به اکثر جوانان سرایت نموده است به شکل کوتاهی چند حرفی زنم؟

جوانی و ملیت گرایی، دو پدیده ی کاملا از هم متفاوت و ضد، همچو یک افاده نباید به زبان آورده شود، زیرا مفهوم اصلی این دو واژه ایجاب همچو یک کار را نمیکند. به هرصورت، با اصطلاحات ملت گرایی و ملیت گرایی اکثر ما و شما آشنایی داریم و حتّی بعضی اوقات شاید که خود نیز به یکی از آنها مبتلا گردیم، علیرغم آن میخواهم فرق بین ملت و ملیت و به تأسی آن فرق ملت گرایی و ملیت گرایی را برایتان پیشکش نمایم.

ملت: در اصطلاح جامعه شناسی ملت، به مجموع از انسانهایی گفته میشود که در یک خاک مشترک زندگی نموده و دارای فرهنگ مشترک باشند در مقابل ملیت، به مجموع از انسانهایی گفته میشود که به عین زبان سخن میزنند. از دو جملِه کوتاه بالا چنین نتیجه گیری میشود که تمام انسانهایی که مثلا پشتون، تاجیک، ازبک، ترکمن، هزاره، پشه یی، در خاک افغانستان زندگی میکنند، ملت افغانستان را تشکیل داده و هر یک از واژه های نامبرده یک ملیت را تشکیل میدهد. بناءً ما افغانستانی ها همه یک ملت بوده و میباشیم.

از اینکه مفهوم ملت، نسبت به ملیت وسیع تر است، پس حین رو به رو شدن با همچو یک موضوع ملت و ملیت گرایی را نسبت به ملیت و ملیت گرایی ترجیح دهیم، متأسفانه که چنین نمیکنیم، در این اواخر موضوع ملیت گرایی به حدی رسیده است که حتی بسیاری از جوانان تحصیل کرده نیز به آن مبتلا گردیده اند، بخاطر نتایج وخیم و دردناک آن اگر یکبار نگاهی به گذشته ی خود نماییم، به زودی در می یابیم که سبب اصلی عقب ماندگی مردم افغانستان همان مسئله ی زبان میباشد، همان است که ما امروز حین سخن زدن درباره ی اجداد و نیاکان خود، به اکثر آنها نفرین فرستاده، آنها را متهم سرنوشت کنونی خویش نموده و میگوییم، از اینکه آنها بی سواد بودند ما را به این سرنوشت دچار کردند.

به نظر بنده حالت اکثر جوانان کنونی نیز کمتر از حالت بی سوادان سابق نیست، هر دو یک نقطه ی مشترک دارند و آن هم ملیت گرایی، در گذشته زمانیکه انسانها بلند بودن قوم و ملیت خود را نسبت به ملیت دیگر به زبان می آوردند، میگفتیم “بی سواد اند” امروز که جوانان با سواد دارند همچو یک کار را انجام میدهند، پس به اینها چی با ید گفت؟
این بدان معنا نیست که انسانها نباید قوم و ملیت خود را دوست نداشته باشند، طبعا که دوست میدارند و باید که دوست داشته باشند، همچو یک کار حق مسلم هر فرد میباشد، حتّی کسانیکه در راستای زنده نگه داشتن زبان و فرهنگ خود تلاش و کوشش میکنند باید که تشویق گردند، اما دوست داشتن و خود را نسبت به دیگران بلند گرفتن هر دو از یکدیگر فرق دارد، در اولی انسان حق مسلم خود را استفاده میکند، اما در دومی کاری صورت میگیرد که به طرف مقابل یک نوع توهین و حقارت میباشد، که به نظر بنده هیچ شخص و فرد حق و صلاحیت انجام همچو یک کار را ندارد، متأسفانه که بعضی جوانان ما چنین میکنند.

امروز شرایط چنان خراب و نگران کننده گردیده که یک دوست تان صرفا بخاطر اینکه شما از ملیت دیگری هستید، در مقابل شما بغض گرفته در هر جا و مکان در صدد تخریب تان میگردد، بعضی از جوانان تحصیل کرده صرفا بخاطر اینکه شما پشتون، تاجیک و یا ترکمن هستید، سلام خدایی خود را برایتان نمیدهند، جوانان به حدی مسئله ی زبان و ملیت را مطرح میکنند که گویا بدون انجام چنین کاری زندگی پیش نمیرود، بعضی از جوانان حتّی در برگهای رخنامه (فیس بوک) این موضوع را مورد بحث قرار داده به شکل آشکار به جانب مقابل توهین و تحقیر مینماید، اگر درباره ی ویرانی وطن سخن زنید، هر شخص به موضوع از دیدگاه خود نگرسته درحال یک ملیت دیگر را متتهم این کار میکنند، در ادارات دولتی وزیر و یا ریس صاحب مربوط کدام ملیت باشد، اکثر کارمندان آن مقام نیز از آن ملیت میباشند، اگر درباره ی رهبر یک ملیت چیزی نویسید، بعضی از هوادارانش بدون درک موضوع و تأمل عمیق درباره ی محتوای آن در حال شما را به نظر خودش تهدید میکند.

بورسیه های خارجی نیز در بین ممالک جهان چنان تقسیم بندی گردیده که گویا هر کشور در صدد رشد دادن هم زبان خود میباشد، زیرا حالت محصلین مقیم در ممالک بیگانه بیانگر این موضوع میباشد، در ممالک خارج نیز بعضی از جوانان چنان درگیر ملیت گرایی میباشند که آموزش و پرورش کلا فراموش شان میشود، همان است که بعضی از جوانان چهار و یا شش سال دورِه تحصیلی را به 8 و یا 10 سال به اتمام میرسانند.

از اینکه بنده نیز در ترکیه مصروف آموزش میباشم، این موضوع را خوبتر و بهتر درک کرده میتوانم، بنده جوانانی را سراغ دارم که کارشان به جز از ملیت گرایی و قوم پرستی چیز دیگری نمیباشد، جنگهای فکری (ملیت گرایی های غیر مستقیم) به اوج خود رسیده است، در اینجا زمانیکه سخن از افغانستان یاد شود، اکثر اوقات اصطلاح ملت و ملت گرایی به یاد فراموشی کشانیده شده، جای آنرا واژِه ملیت و ملیت گرایی میگیرد، در همچو یک حالت یک قوم و ملیت قوم دیگر را متهم نموده در صدد به میان گذاشتن معصومیت خود میگردد، در حالیکه به نظر بنده در افغانستان هیچ قوم و ملیتی نه ظالم است و نه مظلوم، چونکه هر کس به نوبت و دوران خود به جانب مقابل کم و یا بیش ضرر رسانده است، لازم نیست که از یکدیگر شکایت کنیم، زمانیکه ترکها چنین کار افغانستانی ها را مشاهده میکنند، اکثر آنها میگویند که آیندِه افغانستان خیلی ها نگران کننده میباشد، شخصا به نظر بنده آنها حق برجانب هستند، چونکه گفتار و رفتار ما در تناقض است.

ما از برادری و برابری سخن میزنیم اما ملیت گرایی میکنیم، بدتر از همه محصلینی وجود دارند که به زبان آوردن واژه افغانستان و افغانستانی بودن را عار دانسته خود را عضو دولت نامبرده میشمارد، به نظر بنده افغانستان اگر خوب است یا بد، در نتیجه زادگاه و مرکز آموزش و پرورش ما بوده بالای ما حق دارد، نباید که مثل بعضی ها ظرفیت خود را پایین آورده از اینکه شهروند این کشور هستیم شرم کنیم، کسانیکه چنین کار را میکنند در اصل گرفتار منجلاب خرابی بوده که نجات از آن خیلی ها مشکل میباشد، در این مورد ضرب المثلی داریم که میگوید: اگر از فلان شخص پدرش خیر میدید، نامش را خیر محمد میماند، یعنی از جوانانیکه تابیعت افغانستان را عار میشمارند افغانستان چی خیر دیده است که دیگر ممالک ببیند.

حال گفته میتوانیم، جوانانی امید و آینده ساز افغانستان میباشند که خود را از همچو یک میکروب و ویروس پاک نموده صادقانه و بدون کدام بغض و کینه در راستای خدمت به مردم و کشور خویش قدم بگذارند، وگرنه با داشتن مفکوره ی کنونی بدست آوردن اسناد ماستری و دکتورا چندان معنی ندارد.

ما جوانان باید از تجربِه تلخ گذشتگان خود درس گرفته و در زندگی گامهای عاقله بگذاریم، به یاد داشته باشیم که همه یک ملت هستیم. توقع بنده اینست که جوانان مبتلا به این بیماری به زود ترین فٌرصت نجات پبدا کرده متوجه مسؤولیت های خویش گردند، خلاصه اینکه در عصر کنونی مردم جهان به کدام سویه رسیده و ما افغانستانی ها به چی فکر و اندیشه هستیم!؟
به نظر شما همچو جوانان چی تأثیری بالای جامعه خواهند گذاشت؟

افغان پیپر

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار