افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : یکشنبه, 20 ژانویه , 2013 لینک کوتاه خبر :

جستجوي صلح در تاريكي و ابهام

صلح از ضروريات زندگي جمعي و از اساسي ترين مفاهيمي است كه مردم افغانستان روي آن توافق نظر دارند. اما اين توافق نظر به معناي اين نيست كه در زير چتر صلح هر كاري مجاز دانسته شود و از هر حركتي حمايت صورت گيرد.

صلح با طالبان اكنون به مسابقه اي مي ماند كه هر كسي مي خواهد خود را فاتح آن بداند و بدان افتخار و مباهات نمايد. اما تنها مردم افغانستان هستند كه نمي دانند اين پروسه به كدام سو به پيش مي رود.
پروسه صلح و مذاكره با طالبان از آغاز تا كنون به يك منوال پيش رفته است. تنها تفاوتي كه در پروسه صلح وجود داشته آدرس ها و مكان هاي است كه چشم ها به سوي آن ها دوخته شده است.
نهادينه شدن صلح، بدون شناخت نهاد اصلي بحران نا ممكن است. طالبان اينك به عنوان نهاد اصلي بحران به نظر مي آيد. ولي طالبان تنها مهره ي بحران است نه محور بحران. بي ترديد محوريت بحران افغانستان را پاكستان وآمريكا بر عهده دارند.
عدم شفافيت در مذاكرات صلح يكي از انتقادات عمده اي بوده كه در چند سال اخير از سوي كارشناسان، جوامع مدني و رسانه ها مطرح شده ويكي از مواردي بوده كه پروسه صلح را در تاريكي قرار داده است.
صلح با مخالفان مسلح دولت به دليل اهميت آن، از حوزه اختيارات دولت خارج شده و به يك مساله ملي بدل شده است. البته دولت با توجه به منافع و خواست و اداره ملي مي تواند زمينه ها وبسترهاي صلح را آماده كرده و چارچوب آن را مشخص سازد. مهم اين است كه مردم افغانستان در جريان گفتگوهاي صلح قرار داشته باشند ورضايت آنان در هر مرحله مهم پنداشته شود.
گروه طالبان از آغاز روي كار آمدن خود تا حال مسوول كشتار صدها هزار شهروند افغانستاني دانسته مي شود و خشونت و بي رحمي با برخي اقوام و ناديده گرفتن حقوق برخي طيف هاي اجتماعي در كارنامه سياسي و نظامي اين گروه به ثبت رسيده است. از اينرو دولت بايد اين گونه ملاحظات سياسي و حقوقي را مد نظر قرار داده و سرنوشت و آينده افغانستان و ارزشهايي را كه براي زيست اجتماعي، تقاهم سياسي و توسعه اقتصادي كشور، نقش محوري دارند، به پاي صلح و مصالحه با مخالفان مسلح دولت، قرباني ننمايد.
يكي از مشكلات ودشواري هايي كه تا هنوز در روند تلاش هاي صلح موجود بوده اين است كه حكومت، نه يك استراتژي براي صلح ارائه داده و نه تعريفي از مفاهيم جنگ، صلح و مخالفان مسلح دولت داشته و نه آجندا و چوكات مشخصي براي مذاكرات صلح تعيين كرده است. اين گونه ابهام ها در موضوعي كه با گذشته و آينده مردم و كشور پيوند عميق و تاثير گذار دارد، اشكالات زيادي را متوجه روند صلح كرده و به نگراني طيف هاي گوناگون اجتماعي دامن زده است.
بدون شك تعقيب روند صلح در تاريكي و ابهام نمي تواند به نتايجي منجر شود كه مردم از اين پروسه انتظار دارند. مردم مي خواهند در سايه صلح، امينت در افغانستان تأمين گردد، آزادي هاي سياسي ومدني مردم تضمين شود و مشاركت عادلانه و برابر شهروندان در فرايندهاي سياسي ممكن وميسر گردد وتبعيض و بي عدالتي با همه اشكال آن از جامعه افغانستان برچيده شود. صلحي كه مبتني بر خواست واقعي و عمومي مردم افغانستان باشد، صلح واقعي و پايدار خواهد بود.
صلحي كه بر اين ارزش ها و خواست ها استوار نباشد، در بهترين حالت به جنگ مسلحانه وخشونت هاي عريان پايان مي بخشد و يك آتش بس موقتي و شكننده را در كشور برقرار مي سازد. معناي اين گونه صلح به عدم جنگ تقليل پيدا مي كند و عدم جنگ، دوام زيست جمعي را در سايه عدالت اجتماعي و مشاركت سياسي تضمين نخواهد كرد.
به همين خاطر در حالي كه همه مردم خواهان صلح در افغانستان مي باشند؛ اما هيچگاه از روند موجود حمايت نمي كنند. اين مسأله به اين دليل صورت مي گيرد كه در مسير صلح با طالبان هنوز شفافيت لازم ديده نشده است.
بنابراين نگراني هاي بيشتر در روندهاي رسمي صلح است كه از سوي حكومت افغانستان تعقيب مي شود و اين نگراني ها تنها با باز شدن دفتر طالبان در قطر و يا برگزاري اجلاس صلح در داخل خاك افغانستان برطرف نخواهد شد. پاسخ به اين نگراني ها زماني ميسر خواهد شد كه در اهداف، استراتژي ها، برنامه ها و چوكات صلح شفافيت لازم مراعات گردد و خواست استراتژيك مردم، اصل و معيار صلح و مذاكره شمرده شود.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار