افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : جمعه, 7 دسامبر , 2012 لینک کوتاه خبر :

تهاجم فرهنگي در خلال تبادل فرهنگي

تبادل فرهنگي براي تازه‏ ماندن معارف و حيات فرهنگي بشر امري بسيار ضروري است و جامعه انساني را در ارتقاي ارزش‏ها و پيمودن مسير سعادت واقعي به پيش مي‏ برد. اين جريان فرهنگي دو سويه است و هنگام قوت و توانايي ملت‏ها صورت مي‏گيرد. در اين روند، ملت‏ها با هدف ترويج ارزش‏هاي بشري، به تبليغ ايده ‏آل‏ ها و معيارهاي خود مي‏پردازند و نيز عناصر و مفاهيم برجسته‏ ي فرهنگ‏هاي ديگر را وام مي‏گيرند.
گسترش اسلام در برخي از مناطق جهان، از جمله شرق آسيا، از طريق رفت و آمد مسلمانان ايران به اين مناطق، از نمونه‏ هاي قابل استنادي است كه پيامدهاي مثبت تبادل فرهنگي را براي جامعه‏ ي بشري به خوبي اثبات مي‏كند. در تبادل فرهنگي هدف اصلي باردار كردن و كامل كردن فرهنگ ملي است و از اين ديدگاه، ترديدي نيست كه در برخورد با فرهنگ غرب نيز تبادل صحيح فرهنگي، منشأ آثار مثبتي خواهد بود.
بنابراين، اساسا تبادل فرهنگي و تهاجم فرهنگي در دو جهت مخالف قرار دارند. تبادل فرهنگي فرايندي متقابل و طبيعي است و با رضايت طرفين صورت مي‏گيرد؛ ولي تهاجم فرهنگي يك طرفه، غيرداوطلبانه و سلطه‏ گرانه است و اهداف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و حتي نظامي دارد. معرفي، انتقال و جاي‏گزيني ارزش‏ها در تهاجم فرهنگي طبيعتا تحميلي است. در واقع در تبادل فرهنگي، هدف به روز كردن و كامل كردن فرهنگ ملي است، ولي در “تهاجم فرهنگي” هدف ريشه ‏كن كردن و از بين بردن فرهنگ ملي است.
قابل توجه است كه فرهنگ‏ پذيري با ميل و به دلخواه يا تعامل فرهنگي، زماني ميسّر است كه هيچ‏ گونه نابرابري اجتماعي يا سياسي بين دو فرهنگ وجود نداشته و هيچ‏كدام برتري مادي يا معنوي نسبت به ديگري نداشته باشند. در مقابل، در سايه‏ ي برتري تكنولوژي، قدرت نظامي، امكانات بيش‏تر اقتصادي و فني، و برنامه‏ ريزي سياسي است كه تسلط پديده‏هاي فرهنگي يك جامعه بر ديگري انجام مي‏گيرد .
در مجموع مي‏توان گفت كه: در تبادل فرهنگي سه اصل گزينش ،تحليل و جذب و اصل توليد فرهنگي، مد نظر متوليان فرهنگي يك جامعه است و اين افراد براي زنده و پويا نگه داشتن فرهنگ خودي، عناصر فرهنگ بيگانه را بررسي و عناصر مثبت آن را گزينش و پس از تحليل و تعيين تناسب آن با فرهنگ بومي، آن را جذب مي‏كنند و به شكل عنصري از فرهنگ خودي درمي‏آورند .
به طور خلاصه، تفاوت تهاجم فرهنگي و تبادل فرهنگي را مي‏توان در موارد ذيل دانست:
1. در تهاجم، هدف تخريب است، اما در تبادل فرهنگي هيچ كدام از دو فرهنگ قصد تخريب فرهنگ مقابل را ندارد و هدف انتقال و نشر فرهنگي است.
2 .در تهاجم، يك ملت براي جاي‏گزيني فرهنگ خود، به نحوي ظالمانه سعي در ريشه‏كني فرهنگ مقابل دارد، اما در تبادل فرهنگي چنين نيست.
3. در تبادل فرهنگي، همواره جنبه‏ هاي مثبت و انساني مطرح است؛بدين معنا كه دو طرف قصد بارور كردن، تكامل بخشيدن و ارتقاي يكديگر را دارند؛ در حالي كه در تهاجم فرهنگي اهدافِ خيرخواهانه در ميان نيست. بلكه قلع و قمع، ارعاب، بي‏ هويت كردن و ايجاد سلطه، مدنظر است.
4. در تهاجم فرهنگي، قصد استيلا و به طور كلي، غرض سياسي مأخوذ است و مهاجم اصولاً بقاي فرهنگ مقابل را به هيچ عنوان نمي‏پذيرد.
در مجموع مي‏توان گفت اين استعمار گران بودند كه به بهانه‏ هاي مختلف به منظور تسلط بر كشورهاي جهان سوم از اين حربه استفاده كردند.
سابقه‏ ي تاريخي اين فرايند در غرب به بعد از رنسانس و انقلاب علمي در جامعه‏ي اروپا برمي‏گردد؛ هنگامي كه صنعت و علم با شتاب بيش‏تري رشد يافت و كشورهاي صنعتي كه از توليدات، اشباع شده بودند، از يك طرف نيازمند بازارهاي جديد مصرف شدند و از سوي ديگر تداوم حيات صنعت غرب، بستگي تام به سوخت و مواد اوليه داشت. در اين زمان معقول‏ترين انتخاب براي غرب در خصوص تأمين منابع اوليه و به‏دست آوردن بازار مصرف، نزديك‏ترين منطقه به آنان، يعني جهان اسلام بود؛ به همين سبب، ذخاير غني نفتي و بازارهاي مصرف اين منطقه از جهان، هدف تهاجم آنان قرار گرفت. بدين ترتيب كشورهاي اسلامي يكي پس از ديگري با روش‏هاي مختلف سياسي، نظامي و فرهنگي استعماري در ظاهر استقلال پيدا كردند. شركت‏ها و صنايع اروپايي در اين كشورها رخنه نموده و بازارهاي اين كشورها را در اختيار گرفتند. براي تثبيت وضع موجود، تنها چاره‏ اي كه به فكر انديشمندان و متفكران سياسي غرب رسيد، استفاده از “تهاجم فرهنگي” بود؛ زيرا توسل به نيروي نظامي و زور، براي هميشه راه ‏حل مناسبي براي استيلا نبود و براي مدت‏هاي طولاني نمي‏شد استثمار را با آن تداوم بخشيد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار