افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 12 نوامبر , 2012 لینک کوتاه خبر :

تجربه ناکام آمریکا از راهبرد سلطه نظامی در قرن 21

پس از یازدهم سپتامبر همه چیز مهیا شد تا رئیس‌جمهور بوش و تیم نومحافظه‌كارانِ جنگ‌سالار همراه وی، دست به اسلحه ببرند و از بعد نظامیِ قدرت سخت برای تحقق اهداف سیطره‌طلبانه‌ خود در محیط بین‌الملل مدد بگیرند. آن‌ها بدون فوت وقت و به تلافی ویرانی دو ساختمان در نیویورك، در اندك زمانی به دو كشور افغانستان و عراق یورش بردند. مهم‌تر از نفس این حملات، بدعت‌های تازه‌ای بود كه مقامات كاخ سفید از رهگذر مبارزه با دشمن نوظهور، یعنی تروریسم، سنگ بنای آن را در جهان جهانی‌شده می‌گذاشتند: تلاش برای دوقطبی كردن دوباره‌ نظام جهانی از راه تحمیل آرایش و صف‌بندی جدیدی كه در یك سوی آن ائتلاف جهانی ضد تروریسم به سركردگی آمریكا و در سوی دیگر با حضور تروریست‌ها و چالش‌گران امنیت دنیای آزاد با تعریف و ماهیت نامشخص قرار می‌گرفتند، تلاش برای پیشبرد اهداف هژمونیك از طریق “یك‌جانبه‌گرایی” با نادیده انگاشتن نهادهای بین‌المللی و خصوصا شورای امنیت سازمان ملل و با بی‌اعتنایی به رأی و موضع  دیگر بازیگران بزرگ و حتی شماری از متحدان اروپایی، همچنین تحمیل برداشت‌های خودساخته‌ای از قواعد حقوق بین‌الملل مانند دكترین “حمله‌ی پیشدستانه” و نیز تلاش برای فریب افكار عمومی جهانی از راه دروغ‌پردازی و بزرگ‌نمایی برخی تهدیدات مانند تسلیحات كشتار جمعی رژیم صدام حسین با هدف مشروع و موجه جلوه دادن اقدامات جنگ‌افروزانه، همگی حكایت از آن داشتند كه ایالات متحده راهبرد میلیتاریسم و اتكا بر اهرم‌های نظامی قدرت را برای برون‌رفت از بحران دهه‌ی 1990 و تحقق رؤیای هژمونی در قرن جدیدِ آمریكایی برگزیده است.
اما امروز كه دوازده سال از حوادث یازدهم سپتامبر می‌گذرد و می‌توان ارزیابی واقع‌بینانه‌ای از كارنامه‌ی بازیگر ابرقدرت ارائه داد، شاید كمتر كسی باشد كه ایالات متحده را در نیل به خواسته‌هایش از مجرای قدرت نظامی شكست‌خورده نپندارد. پروژه‌های افغانستان و عراق علی‌رغم صرف هزینه‌های نجومی و میلیاردها دلار بیش از ارقام پیش‌بینی شده، هیچ‌كدام به سرانجام مورد نظر نرسیده است: افغانستان با هدف مستقیم حذف موجودیت طالبان تسخیر شد. اكنون اما پس از چندین سال، طالبان مجدداً قسمت‌های وسیعی از خاك این كشور را تحت نفوذ خود گرفته و ائتلاف آمریكا- ناتو با وجود تلفات روزافزون و كشتار هزاران غیر نظامی افغان، از برقراری حداقلِ نظم و امنیت نیز عاجز مانده است. در عراق نیز هرچند رژیم مستبدّ صدام حسین ساقط شد اما امروزه شرایط امنیتی به‌مراتب وخیم‌تر از دوران حكومت صدام است و حملات تروریستی گاه و بیگاه در عراق، این كشور ویران‌شده را به یكی از ناامن‌ترین مناطق خاورمیانه بدل كرده است.
علاوه بر همه‌ موارد فوق، جنگ‌افروزی‌ها و تكروی‌های نومحافظه‌كاران در طول هشت سال حضور خود در كاخ سفید، لطمات جبران‌ناپذیری را بر وجهه و پرستیژ جهانی آمریكا وارد كرده و امواج خروشان نفرت از آمریكا را در جای‌جای جهان حتی در قلب اروپا به راه انداخته است.
ناكامی ایالات متحده در اقدامات بین‌المللی اخیر آن‌قدر ملموس و عیان بوده كه صاحب‌نظرانی همچون “جوزف نای” را نیز واداشته كه زبان به اعتراف بگشایند. وی معتقد است: ایالات متحده به‌ تنهایی قادر به شكار سران القاعده كه در گوشه و كنار جهان مخفی شده‌اند، نیست. به همین صورت و بدون اتحاد و همكاری كشورهای دیگر نمی‌تواند در هر جا جنگی راه بیندازد زیرا همكاری و هم‌پیمانی كشورهای دیگر برای برقراری مجدد صلح پس از پیروزی ضروری است. جنگ چهار هفته‌ای عراق در بهار سال 2003 نمایش خیره‌كننده‌ای بود از قدرت سخت آمریكا كه یك حاكم مستبد را از سلطنت كنار زد اما این پیروزی آسیب‌پذیری ما را در مقابل تروریسم برطرف نكرد، ضمن این‌كه هزینه‌هایی را هم برای قدرت نرم ما در پی داشت.
پس از پایان جنگ عراق، طی یك نظرسنجی كه “مركز تحقیقات پیو” انجام داد، مشخص شد كه میزان مقبولیت آمریكا نزد مردم نسبت به سال قبل به ‌شدت كاهش یافته است. حتی نزد مردم كشورهایی مانند ایتالیا و اسپانیا كه دولت‌هاشان در جنگ از آمریكا حمایت كرده بودند، چنین پدیده‌ای مشاهده شد. همچنین جایگاه آمریكا در كشورهای اسلامی از مراكش گرفته تا تركیه و دیگر كشورهای آسیای جنوب غربی نیز افت كرده است. این در حالی است كه ایالات متحده برای تعقیب جریان‌های تروریستی و سلاح‌های خطرناك نیاز به كمك این كشورها دارد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار