افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : یکشنبه, 15 جولای , 2012 لینک کوتاه خبر :

از مذاكره با طالبان تا طالباني شدن افغانستان

شوراي عالي صلح افغانستان از برقراري تماس هاي با شماري از سردسته هاي شورشيان سخن گفته و كشور هايي كه در روند مذاكره دولت افغانستان با شورشيان دخيل اند در اين اواخر فعال تر شده اند.

هنگامي كه در نيمه هاي سال گذشته خورشيدي شورای عالی صلح در افغانستان ايجاد شد گمانه های متفاوتی در پیوند با چگونه گی تاثیر فعالیت های این شورا بر روند کلی سیاست در کشور مطرح شده است.

اما آیا تشکیل شورای عالی صلح آن گونه که دست اندركاران اين شورا و شماری از تحلیلگران اقتدارگرا، در تلاش اند تا در مورد این شورا به ذهنيت سازي بپردازند كه اين شورا واقعا می تواند، معاملات و معادلات پیچیده، چندبعدی و دارای ریشه های داخلی، منطقه یی و جهانی را به نفع تامین صلح و ثبات پایدار تغییر مسیر دهد؛ یا این که به پیچیده تر شدن وضعیت می انجامد؟

باراک اوباما رییس جمهوری ایالات متحده ی امریکا سال گذشته اذعان کرده بود که ماموریت امریکا در افغانستان تامین دموکراسی در این کشور جنگ زده، عقب مانده، سنتی و دارای ساختار های سنگین قبیله یی نیست و استراتیژی کشورش در قبال افغانستان و منطقه را نیز در قالب معادلات و مناسبات سیاسی – امنیتی تعریف کرد که درهم کوبیدن القاعده و طالبان و توجه به پناه گاه های طالبان در آنسوی دیورند، محور های اصلی آن را تشکیل می داد و در سرتاسر این استراتیژی از ادعا های بلند و بالای جورج دبلیو بوش مبنی بر تامین دموکراسی و حقوق بشر در افغانستان خبری نبود و از رویکرد های سیاسی دولت ایالات متحده در حدود سه سالی که باراک اوباما به عنوان رییس جمهوري امریکا انتخاب شده در پیوند با افغانستان نیز بر می آید که این کشور اگر در صدد فرار از جغرافیای بحران نباشد، دستکم به برنامه های درازمدت، زمان گیر و خرج بردار که بازدهی زودهنگام در اين جغرافيا نداشته باشد، اصلا علاقه یی ندارد.

اکنون که دولت افغانستان در چارچوب شورای عالی صلح در صدد مذاکره با شورشیان بر آمده و ظاهرا شماری از کشور های منطقه نیز به هر دلیلی در برابر  اقدامات صلح خواهانه ی حکومت افغانستان سرتایید جنبانده اند، ایالات متحده نیز اگرچه با اغماض و احتیاط به کمپ موافقان این تلاش ها پیوسته و به این صورت این گمانه را تقویت کرده که به استثنای همسایه گان افغانستان، تقریبا تمامی کشور های صاحب نقش در معادلات افغانستان و منطقه به سرخورده گی و فرسایش عقلانیت سیاسی در پیوند با قضایای جاری در این بخش از دنیا روبرو شده اند.

کند شدن حرکت ماشین جنگی ناتو و ایالات متحده در افغانستان، اوج گیری دوباره ی فعالیت های شورشگرانه در سایه ی جوسازی های همسایه گان افغانستان و شبکه های هراس افگنی جهانی و بی برنامه گی و ناتوانی اداره ی رییس جمهور کرزی در مدیریت بحران افغانستان به سمت ایجاد و تقویت مولفه های ثبات محور وضعیتی را ایجاد کرده که تقریبا تمامی طرف های مطرح در این سوی خط به نتیجه گیری وحشتناک و نا امید کننده یی از سیر وقایع در افغانستان دست یافته اند و آن این که باید به هر صورت از سنگینی بار پروژه یی بنام افغانستان بر شانه های شهروندان کشور های شان بکاهند و آرام آرام راه فرار را در پیش گیرند.

شاید از همین جهت است که ظاهرا همه ی چشم ها به فعاليت هاي نه چندان شفاف شورای عالی صلح دوخته شده که موافقان و مخالفان سیاسی رییس جمهورکرزی در آن گرد آمده اند، تا از یک سو تلاش های بی سروته و خالی از دید راهبردی دولت برای برگرداندن طالبان و دیگر دسته های شورشی به روند صلح را سمت و سوی تازه یی ببخشد و از جانب دیگر زمینه برای مصرف پول های کمکی جامعه ی بین المللی در راستای اعمار صلح در افغانستان مساعد سازند.

اگرچه در آغاز دست کشیدن از خشونت، جدا شدن از القاعده و پذیرش قانون اساسی افغانستان ظاهرا به عنوان پیش شرط های پذیرش شورشیان به روند صلح هرچندگاه یک بار و بر حسب ضرورت از سوی مقامات امریکایی و سخنگویان حکومت افغانستان تکرار می شد اما روایت های ضد و نقیضي كه به مرور زمان از پس پرده ی داعیه ی صلح خواهی دولت افغانستان به بيرون درز مي كند؛ ذهن و ضمیر بسیاری از تحلیلگران مسايل افغانستان را انباشته از پرسش های بیشماری کرده که به ساده گی نمی شود از کنار آن گذشت.

 

پس از ايجاد شوراي صلح شماري اين گونه ابراز عقيده كردند كه رییس جمهور کرزی به اين صورت مي خواسته تا از تشکیل اين شورای در چند جبهه بهره برداری کند، از یک طرف با دادن امتیازاتی در ساختار قدرت در مرکز و شماری از ولایت های شمالی و شمال شرقی کشور به مخالفان سیاسی خود آنان را سرگرم ساخته و به خاطر ملی جلوه دادن سیمای شورای عالی صلح چهره های شاخص جریان اپوزسیون پيشين بسان برهان الدین ربانی را به رغم عدم تمایل درونی، مخالفت اطرافیانش و بگو مگو های رسانه یی، انتصاب وی در بالاترین سمت تشکیلاتی این شورا را پذیرفت.

از جانب دیگر به تقویت پایگاه های قدرت خود در میان طایفه ها و عشایر جنوب و شرق از ورای مطرح کردن هرچه داغ تر و گسترده در داعیه ی صلح خواهی خویش بپردازد.

رهایی بیش تر از 600 تن از زندانیان طالب و حزب اسلامی که به اتهام انجام عملیات تخریب کارانه و حملات انتحاری از سوی نیرو های بین المللی و نهاد های امنیتی افغانستان بازداشت شده بودند، در حدود شش ماه گذشته امتیاز دیگری بوده که پیشاپیش اداره ی رییس جمهور کرزی به شورشیان قایل شده است.

در حالي كه ظاهرا همه چیز دارد به سمت انجام یک معامله ی کلان سیاسی با شورشیان مسلح و پشتیبانان منطقه یی و حتا بین المللی آنان به پیش می رود و شماري از مسوولان شوراي صلح از مذاکره با افرادی از رده های میانی و بالایی طالبان سخن گفته اند و از ايجاد دفتر نماينده گي براي طالبان در تركيه نيز سخن گفته شده است، اما اكنون مشخص شده که سرانجام بازده این مذاکره طالبانی شدن افغانستان خواهد بود نه دموکراتیزه ساختن طالبان، زیرا آنان همچنان روی مواضع جنگجویانه و تمامیت خواهانه ی شان به خشونت آمیز ترین اشکال ممکن پای می فشارند و برخلاف انگاره هایی که اطرافیان آقای کرزی از ورای عصبیت های قبیله یی در صدد تزریق آن در افکار عامه ی افغانستان و جهانیان اند، ارتباط های شبکه یی برخاسته از ذهنیت ها و هنجارمندی های ایدیولوژیک طالبان و حزب اسلامی حکمتیار با شبکه ی القاعده و سازمان های استخباراتی منطقه به این ساده گی ها به آنان اجازه نخواهد داد تا از رویای برپایی دوباره ی امارت اسلامی طالبان که بزن گاه اصلی آرمان های سده هاي ميانه يي شبکه های هراس افگنی در سطح دنیا منصرف شوند و به پذیرش قانون اساسی کنونی و دوام حضور نیرو های جهانی در افغانستان موافقت کنند.

در عين حال واكنش ها در برابر طالبانی شدن دستگاه قدرت افغانستان در درون جامعه ی افغانی در حال پديدار شدن است و اكنون پرسش به جديت قابل طرح است اين كه کشور هایی که از سال ۲۰۰۱ میلادی به این سو بيش تر از دو هزار تن از فرزندان شان را زیر نام مبارزه با هراس افگنی، جلوگیری از تبدیل شدن دوباره ی افغانستان به آوردگاه و پرورشگاه تفکرات تندروانه و طالبانی و بلاخره تامین دموکراسی و رعایت حقوق بشر در این جغرافیای قاتل قربانی کرده اند این روند را نزد افکار عمومی در کشور های شان چگونه توجیه خواهند کرد؟

چه این که به عقیده ی بسیاری از آگاهان مسایل اجتماعی ساختار های اجتماعی افغانستان و مناطق قبایلی پاکستان با پيشينه ي حاكميت ساختارمند ذهنيت هاي قبيله يي و در سایه ی تبلیغات سرسام آور شبکه های هراس افگنی و جریان های تندرو در بیش تر از سه دهه ی گذشته به حدی طالبانی و خشونت پرور شده که اگر هم رییس جمهور کرزی تمامی برادر خوانده های طالب خود را زیر چتری بنام دولت جمهوری اسلامی افغانستان گرد بیاورد، گونه ها و اشکال تازه و ناشناخته یی از شورشگری در این جغرافیا ظهور خواهد کرد که افسار گسیخته گی و مهار ناپذیری آن تمامی منطقه را دچار بحران ها و نابسامانی هایی خواهد کرد که حتا دامن کشور هایی که اکنون از شبکه های هراس افگنی منطقه به عنوان ابزار سیاست خارجی شان استفاده می کنند، را خواهد گرفت. چه اين كه از صحبت هاي اخير مقام هاي پاكستاني در اسلام آباد، واشنگتن و كابل بر مي آيد؛ در سايه ي مباحث مربوط به امضاي قرارداد استراتيژيك ميان افغانستان و ايالات متحده امريكا و ديگر تحولات سياسي منطقه معامله هاي پنهاني كه در آغاز اين روند ميان رييس جمهور كرزي و پاكستاني ها صورت گرفته بود نيز با چالش هايي روبرو شده و به اين صورت منتظر تحولات تازه تر، متفاوت تر و پرسش برانگيز تري در رويكرد هاي صلح طلبانه ي رييس جمهور كرزي، موضعگيري هاي مقام هاي پاكستان و هم پيمانان جهاني روند جاري در افغانستان مي توان بود.

 

 

 

روندسبزافغانستان

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار