افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : جمعه, 28 سپتامبر , 2012 لینک کوتاه خبر :

آیا طرح گفتگوهای صلح جدی است؟

http://www.nca.af/site_files/13413103041.jpg

اگر طرح صلح را در افغانستان دنبال کنیم با دو عرصه مواجه می شویم :عرصه شعار و عرصه عمل. در بخش اول، صلح به یک مساله حیاتی و ضروری تبدیل شده و تمام پدیده های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دیگر را تحت تأثیر قرار داده است.

در کنفرانس های بین المللی، صلح مهمترین مساله ای است که از سوی حکومت افغانستان روی آن تاکید صورت می گیرد. در دیدارهای دو جانبه و سه جانبه، صلح در محور مذاکرات قرار می گیرد و تمامی تعاملات در اطراف صلح صورت می گیرد. دوری و نزدیکی های حکومت افغانستان با کشورهای همسایه و منطقه نیز با مساله صلح پیوند می خورد. حکومت افغانستان بارها از کشورهای مختلف ازجمله آمریکا، بریتانیا، عربستان، ترکیه و پاکستان خواسته است که به روند صلح با مخالفان کمک نمایند.

در تازه ترین و مهمترین مورد، صلح برجسته ترین موضوعی است که در اجندای هیأت بلند پایه کشور به آمریکا قرار گرفته است. بر این اساس رییس جمهور درسخنرانی خود در مجمع سازمان ملل متحد از صلح و پیشرفت های آن سخن می گوید و از این سازمان می خواهد که نام سران طالبان را از لیست سیاه شورای امنیت حذف کند.

رییس شورای عالی صلح نیز از سر منشی ملل متحد می خواهد که برای تسهیل روند صلح نام رهبران طالبان از لیست سیاه ملل متحد حذف شود. باز هم صلح است که مرکز گفتگوهای سه جانبه افغانستان، پاکستان و بریتانیا را تشکیل می دهد. در افغانستان صلح در همه صحبت ها، سخنرانی ها، گفتگوها وسمینارها اهمیت پیدا کرده و هیچ روزی و هیچ جایی نیست که از پدیده صلح سخن گفته نشود.درجرگه مشورتی، مساله صلح مبنای تشکیل جرگه و محور مباحثات آن قرار می گیرد و در لویه جرگه عنعنوی باز هم این صلح است که در اجندای آن خود نمایی می کند.

تشکیل کمیسیون صلح و مهمتر از آن تاسیس شورای عالی صلح با ترکیب گسترده، صلاحیت های ویژه و امکانات هنگفت برای پیشبرد صلخ در افغانستان صورت گرفت. امتیازهای مادی و معنوی به طالبان و آزادی اعضا و فرماندهان طالبان از زندان های افغانستان و تلاش فشرده و گسترده حکومت برای گرفتن مسولیت زندان بگرام، توقف عملیات های شبانه و غیر شبانه، همه و همه به این منظور انجام می شود، تا روند صلح را در افغانستان سرعت بخشد و دل از سنگ سخت تر طالبان را به ترحم وا دارد.

مجموعه این تقلاها و کوشش ها نشان می دهد که مساله صلح از جدی ترین مسایل در افغانستان به شمار می رود. ولی درعرصه عمل اگر مشاهده شود، صلح امری فراموش شده و رنگ باخته است و در هیچ بازاری خریدار ندارد. صلح در هیچ جا حضور ندارد و هیچ روندی را تغییر نمی دهد.

واقعیت افغانستان همان است که بود. اگر کنفرانس لندن را آغاز طرح جدی صلح از سوی حکومت افغانستان بدانیم، وضعیت سیاسی، اقتصادی وامنیتی کشور از آن زمان به بعد بسیار بدتر وشکننده تر شده است.

قلمرو نفوذ و سلطه طالبان توسعه پیدا کرده و بسیاری از ولایات امن، نا امن، عملیات های نظامی شدیدتر و تاکتیک ها پیچیده تر گردیده است، حملات انتحاری به یک امر عادی و روزمره تبدیل سده است. اقتدار مرکزی ضعیف، مناسبات حکومت با جامعه جهانی بی ثبات و با بی اعتمادی همراه گردیده است.

قدرت نظامی، سیاسی و مانور تبلیعاتی دشمنان به مراتب بیشتر ازپیش نمود پیدا کرده وبه عنوان یک پدیده غیر قابل انکار در عرصه سیاسی کشور پذیرفته شده است. شورای عالی صلح به یک موجود بی خاصیت و هزینه بر تبدیل شده که هیچ رضایتی برای صلح ارائه داده نمی تواند.

صلح در واقعیت افغانستان هیچ جایگاه و پایگاهی ندارد و هیچ چشم اندازی نیز در آینده های نزدیک برای آن متصور نیست. خروج نیروهای خارجی از افغانستان و رویدادهای سال 2014 و پس از آن، باز هم چهره صلح را مبهم تر و غبار آلود تر می سازد. حال این که چگونه می توانیم فاصله میان شعار و واقعیت را کم نماییم، بستگی دارد به این که چگونه اشتباهات گذشته خود را جبران کنیم.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار