- خبرگزاری افغان تلکس - https://www.afghantelex.com -

چرا خود تيشه به ريشه مي زنيم؟

هستند كساني كه شيفته غرب و فرهنگ غرب مي باشند؛ آن هم جنبه هاي علمي و عقلاني بلكه بيش از همه ابتذال، عريان گرايي و فساد پيشگي آن را مي پسندند و به اين طريق تجارت سياسي و اقتصادي مي كنند.

درچند سال گذشته چهره اين طيف ها را در پشت كاركردهاي آنان در ابعاد مختلف به خصوص رسانه هاي تجارتي كه به راه انداخته‌اند ديديم. ترغيب و تشويق زنان و دختران به كنار گذاشتن حجاب و تقليد و تبعيت از فرهنگ غربي از مهم ترين رسالت كاري آنان در طول اين پنج سال به حساب مي آيد. بدون شك اين طيف يا به صورت مستقيم ابزار دست كشورهاي خارجي هستند و يا چنان شيفته فرهنگ مبتذل مغرب زمين شده اند كه ترقي و پيشرفت را فقط در گرو كنار گذاشتن اخلاق، عفت و هنجارهاي ديني و اجتماعي كشور مي دانند.
بسياري از كشورهاي غربي از اسلام و مسلمانان و به خصوص اسلام سياسي و مسلمانان متعبد و ضد استعمار بيم و هراس دارند و لذا در تلاش‌اند تا براي رسيدن به مقاصد خويش به شيوه هاي غير مستقيم با آن مبارزه و مقابله كنند. دنياي غرب كه هنوز هم خوي و خصلت ضد اسلامي دارد و منافع خود را از طريق استعمار و استثمارگري دنبال مي كند، همواره كوشيده تا از طريق به راه انداختن جنگ فكري و فرهنگي، زمينه حضور خويش را در كشورهاي اسلامي مساعد و هموار سازد. در چند سال گذشته، همانند دهه هاي قبل نيز غربي ها به صورت سازمان دهي شده از طريق رسانه ها، موسسات خيريه، نهادهاي تجارتي و.. وارد عمل شده است و براي تغيير ارزش ها در افغانستان گام هاي را برداشته است. اين فعاليت ها گاهي در قالب افكار و مفاهيم اجتماعي مدرن و گاهي زير چتر كمك و مساعدت انسان دوستانه و زماني از طريق رسانه ها تطبيق و پياده گرديده است. به طور كلي يكي از مشكلات جهان اسلام و مشرق زمين، مساله تهاجم فرهنگي است كه به عنوان يك آفت مهلك و درد جانكاه نه تنها انديشمندان دلسوز جامعه را مشغول داشته كه پدران و مادران علاقمند به سرنوشت جوانان و مديران را به فكر واداشته است. جهان امروز را جهان و عصر ارتباطات ناميده‌اند، كه جامعه بشري را كه به هم پيوسته و درهم تنيده شده است با كوه هاي سر به فلك كشيده و درياهاي بزرگ مانع مسافرت و رفت و آمد نمي‌شود. مسافرت هاي هوايي، زميني، دريايي، ارتباطات پيشرفته جديد ماهواره اي، اينترنت و فكس، دنياي امروزي را علي رغم مساحت و وسعتش چون دهكده اي ساخته است كه گويا فاصله ها چند متر يا حداكثر صد متري بيشتر نيست. طرح ها، كاركردها و انديشه ها در كمترين زماني قابل دسترسي است. امروز افكار، انديشه ها، مذاهب و مكاتب همه در ميدان و در محضر عموم قرار دارند و براي تصاحب فضاي حاكم بر بشريت، سخت در رقابت و تلاش هستند. فرهنگ قوي، تهاجم را آغاز مي كند و فرهنگ ضعيف انزوا را ترجيح مي دهد. تهاجم فرهنگي براي مغرب زميني ها، منافع بي شماري را فراهم آورده است و نظر به تهاجم نظامي هم زحمت و رنج و خرج كمتري دارد. در تهاجم فرهنگي طرف مهاجم لباس دوست مي پوشد و شعار تمدن مي دهد و هدف خود را عمران اعلام مي كند. طرف مورد تهاجم نه تنها موضع خصمانه نمي گيرد و نه تنها به دفاع نمي پردازد بلكه با آغوش باز از او استقبال ميكند.
بي ترديدي در تهاجم فرهنگي منظور تسلط بر تن نيست بلكه شكار قلب و دل است. تهاجم فرهنگي در محدوده ي لباس، آرايش، وسايل زندگي، مسافرت و رسم و رواج معمول جامعه خلاصه نمي شود بلكه تهاجم فرهنگي در جهت تغيير اصل زندگي است. در تهاجم فرهنگي منظور تنها بردن سرمايه مواد خام به كشورهاي صنعتي نيست و باز هم تنها تهيه بازار مناسب فروش محصولات و مصنوعات شان نيست؛ مقصود تغيير فضاي فكري جامعه است. پس تهاجم فرهنگي مسئله اي است كليدي و دفاع در برابر آن مسئوليتي است همگاني.
براستي  كه اينك اهريمن غرب و بيگانه چون اژدهاي هزار سر دهن گشاده تا فرهنگ اصيل، متمدن و اسلامي كشور عزيز ما را ببلعد و بيم آن مي رود كه روزگار فرهنگ ناب و پر بار ما را زير چرخهاي ماشين فرهنگ زداي غرب در حال پيشرفت و شكل گيري است. اگر فرهنگيان، دانشمندان وپژوهشگران باهمياري رسانه هاي گروهي و جمعي در پي حفظ، حراست، تقويه وتكامل فرهنگ وزبان خود نشوند، شايد خيلي زود شاهد آن باشيم كه لغات، اصطلاحات و واژه هاي ناآشناو بيگانه چون مهره هاي شطرنج بجاي هر لغات و اصطلاحات بنشيند. و درخت پربار زبان ما را بي برگ و بر ساخته و سرانجام بخشكاند. فرهنگ ما در حالت ركود و ديگر گوني قرار گرفته كه با تاسف ريشه هاي اين ركود را مي توان از سده هاي دور يعني از زمان يورش ابرقدرت ها و مداخله گران پي گيري كرد.