افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : تحلیلی -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : جمعه, 7 دسامبر , 2012 لینک کوتاه خبر :

نقش آمريكا در تداوم بحران افغانستان

تداوم بحران در افغانستان، اين سوال اساسي را به وجود مي آورد كه، آيا واقعا آمريكا در افغانستان شكست خورده است؟ نظر غالب تحليلگران اين است كه آمريكا در افغانستان شكست خورده است و بر اين عقيده اند كه آمريكا براي شكست طالبان به افغانستان آمده بود ولي در نهايت خودش شكست خورد. به علاوه يك تريليون دلار هزينه كرد وصدها كشته داد. دوازده سال جنگيد ولي اكنون درباتلاق افغانستان ودرتله طالبان گيرمانده است. و اين در حالي است كه مشروعيت بين‌المللي خود را در اشغال افغانستان از دست داده است و رضايت عمومي مردم افغانستان از آمريكا سلب شده است.
اين گونه تحليل اما؛ به شدت سطحي و غيركارشناسانه است. مگر با كدام برهان يقيني ثابت شده است كه مقصود آمريكا از حمله به افغانستان همانا از بين بردن طالبان بوده است وهدف غائي شان تحصيل رضايت مردم افغانستان از وضعيت پساطالبان؟ اين تحليل گران موجوديت طالبان ونارضايتي مردم را با شكست آمريكا مساوي مي دانند. حال اينكه اين دو گزينه را بايد با استراتژي آمريكا در افغانستان مساوي دانست نه با شكست آمريكا. چه آنكه عدم موجوديت طالبان در افغانستان مساوي مي شود با عدم موجوديت (حضور) آمريكا در افغانستان و رضايت مردم از وضعيت موجود افغانستان مساوي مي شود با نفي حضور آمريكا در افغانستان. همانگونه كه حمله آمريكا در افغانستان نه براساس يك پيش آمد ويك حادثه  بلكه براساس يك استراتژي دقيق طرح شده بود.نگهداشتن طالبان در افغانستان و حضور آمريكا در اين كشور نيز در امتداد همان استراتژي است. مگرآمريكا قبل از حمله به افغانستان؛ تجربه ويتنام وتجربه شوروي در افغانستان را نداشت؟ فلذا آمريكا انديشيده وبا يك چشم انداز بلند به افغانستان آمده است.
تحليل سياست آمريكا در افغانستان وبررسي وضعيت افغانستان در معادله وپارادايم عراق، به شدت يك تحليل گر را دچار اشتباه مي سازد. چه آنكه موقعيت ژئوپوليتيك وژئو استراتژيك  عراق با افغانستان كاملا متفاوت است. خليج فارس قلب خاورميانه است. واين قلب الان دردست آمريكاست وبا نظم آمريكا مي تپد. آمريكا اگر يك پايش را از بغداد بردارد بازهم جاي دور نرفته است در خليج فارس دارد پوتينش را مي شورد. ولي افغانستان بامي است كه مشرف برجنوب آسياست. هند و چين و روسيه را زيرچشم دارد وكشور هاي ماوراي ساحل آمورا با تمام داراي هايش رصد مي كند. بيرون رفتن آمريكا از افغانستان بيرون رفتن ازكل اين منطقه است. آمريكا بعد از شكست شوروي از افغانستان چشم پوشيد واز تمام اين منطقه محروم شد. ديگر اين اشتباه را نخواهد كرد.
ايالات متحده آمريكا بخاطر سلطه برجهان 737 پايگاه نظامي در 163كشور دنيا دارد. اين پايگاه‌ها هريك از منظر خاصي براي آمريكا اهميت دارد. افغانستان اما؛ نسبت به اكثر اين پايگاه‌ها براي آمريكا و متحدانش با اهميت تر مي‌باشد. حال چرا آمريكا اين همه پايگاه را با چنگ ودندان در تمام كره زمين نگه مي‌دارد و در برابر هزينه اين همه پايگاه چه سودي براي آمريكا و كمپنيهاي حمايت كننده آن دارد؟ كسي كه به جواب اين سوال پي ببرد  به حقيقت اشغال افغانستان وسودهاي حاصله از آن براي آمريكا به آساني پي خواهد برد.  آمريكا به دلخواه خودش وارد سرزمين بلاخيز افغانستان شده است ولي به دلخواه خودش بيرون نخواهد رفت. زيرا آمريكا به خوبي مي‌داند كه موفقيت در آن طرف اين سرزمين پربلاست. تجارب تاريخي اشغال وماهيت استعماري نيز ثابت مي‌كند كه تا حال هيچ اشغال‌گري به دلخواه خود از منطقه‌ي اشغالي بيرون نرفته است كه آمريكا دومش باشد.
روسيه، چين، هند و پاكستان انبارهاي اتمي سرزمين آسياست وافغانستان يگانه نقطه خالي در اين منطقه است. آمريكا دقيقا در همين منطقه خالي فرود آمده و از همين بلندا اطرافش را زيرنظر گرفته است. افغانستان نقطه وصل جنوب آسيا با خاورميانه است. شريان‌هاي انرژي بين اين دوحوزه از همين سرزمين خواهد گذشت. افغانستان نقطه وصل اين دو حوزه بزرگ نفتي است. آمريكا كه به اين دو حوزه مهم چشم دوخته است اگرجايگاه‌اش را در افغانستان محكم واستوارسازد دستش به راحتي به اين دو حوزه نفت خواهد رسيد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار