افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : تحلیلی -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : چهارشنبه, 5 ثور , 1397 لینک کوتاه خبر :

نسل کشی هزاره ها… تا کی؟!

هزاره‌

حوادث گذشته نشان داد که هیچکس صادقانه کاری برای حفاظت از جان و مال و زنده گی و کرامت انسانی و حرمت دینی هزاره ها کاری انجام نمی دهد.

1- آنچه که داعش تقلبی انجام می دهد یک نسل کشی تمام عیار است. در هر حمله ی این باند جنایتکار صدها تن از باشنده گان بیگناه هزاره قتل عام می شوند. صدها تن‌دیگر زخمی و مجروح و قطع نخاع و دچار مرگ تدریجی و البته ده ها هزار خانواده نیز در سراسر هزارستان و جهان داغ دار می گردند.

۲- حکومت وحدت ملی که در تبعیض پیشگی و نفاق افکنی و زورگویی بر باشنده گان خود روی بسیاری از ستمکاران و جباران تاریخ را سپید ساخته است با کمال سرخوشی و خاطر جمعی به امور روزمره خود یعنی دزدی، فساد، تباهی، برده پروری و البته مزدوری مصروف است! صرفا وقتی فاجعه ی رخ می دهد از باب خالی نماندن عریضه یک اعلامیه آماده در تقبیح داعش را برون می دهد و دنیا آرام آرام و گل وگلزار می گردد!

۳- با رویداد یک فاجعه هولناک مانند فاجعه چند روز پیش کابل که صدها انسان شهید و زخم برداشتند؛ بردگان و سفلگان سیاسی هزاره نیز یا به انزوا و سکوت می روند و یا به حرکت های سیاسی عوام فریبانه دست می زنند و یا هم با نگارش و نمایش های خنده دار سیاسی بر وحدت ملی و اخوت اسلامی تاکید می کنند و یا این که شعار می دهند که جامعه ما با این قتل عام ها عقب نمی نشیند و از پا نمی افتد و صلح می جوییم و دیموکراسی می کنیم!

۴- جامعه جهانی، امریکا، اتحادیه اروپا، ناتو و سازمان ملل نیز پس از یکی دو روز خاموشی با صدور اعلامیه های کلیشه ای و فاقد هرگونه ارزش و برخی رفت و امدها به دفاتر و منازل برخی از سفلگان و دریوزگان سیاسی هزاره اکتفا می کنند و البته پس‌از چندی وزارت خارجه امریکا و نماینده گی سیاسی ملل متحد در کابل با حضور در شورای امنیت راپوری در باره تبعیض و قتل عام های هزاره ها نشر می کنند و قصه همینجا تمام می شود!

۵- عام مردم هزاره هم چون بیلر های در حال انفجار باروت هر بار عقده های شان متراکم تر می گردد و هر روز به انفجار عظیم‌ نزدیک و نزدیک تر می گردند؛ جامعه مدنی و رسانه ی و چند شخصیت فیس بوکی به اصطلاح ملی از اقوام دیگر به شمول برخی از رهبران سیاسی شان؛ ادای دلسوزی در می‌آورند و به بیان تاسف و تاثر و هشداری اکتفا می نمایند.

۶- تاسفبار تر این که همه علما و دانشمندان کشور مخصوصا علمای اهل سنت و جماعت، اصحاب پوهنتون هیچگونه واکنش قابل قبول و تاثیر گزاری در جهت تقبیح تروریستان و وادار کردن دولت به انجام مسوولیت امنیتی خود در قبال حفاطت از جان و زنده گی هزاره ها و حشر ملی در مبارزه با تروریزم و نسل کشی هزاره از خود نشان نمی دهند.

۷- ولسی جرگه نیز سالها است که در قبال کشتار هزاره ها و قتل عام این مردم سکوت رضایت آمیزی پیشه کرده است. ولسی جرگه ما حتی درحد صدور یک اعلامیه و یا استیضاح وزرای امنیتی حکومت از خود همدردی و فعالیتی نشان نداده است. انگار بلند کردن صدای مظلومیت باشنده گان هزاره تنها و تنها وظیفه و مکلفیت هزاره ها در ولسی جرگه است.

۸- جنبش روشنایی من‌حیث تنها جنبش ملیونی دادخواهانه که می تواند و می باید ابتکارات وسیعی را در این میان انجام دهد اما با تاسف این جنبش ماه هاست که در محاق فرورفته و اکنون حتی نمی تواند از عهده حساب و کتاب سرانگشتی مالی خود بیرون شود. انتظار براین است که جنبش روشنایی باید در مورد اینگونه قتل عام و نسل کشی ها سکوت نکند و بی توجه نباشد و عمیقا بیاندیشد و تدبیر کند. با پیش بینی ها و آینده نگری ها به مردم آماده گی مقابله دهد. این جنبش باید از ظرفیت های عظیم انسانی خود استفاده نماید و حاکمیت را تحت فشار ملی و بین المللی قرار دهد.
این جنبش باید یک باردیگر به میدان بیاید و در سراسر جهان تظاهرات ها و کنفرانس هایی را دایر نماید و از حکومت افغانستان و جامعه جهانی مخصوصا ناتو بپرسد که چرا مسوولیت خود را در قبال جان و مال و زنده گی‌صلح جو ترین قوم افغانستان انجام نمی دهند؟
جنبش روشنایی باید تدابیر انسانی را برای حفاظت از جان هزاره ها بسنجد و به مردم هدایت و گرومون دهد. باید به جامعه جهانی مراجعه کند و به جامعه جهانی بگوید که هزاره ها به مثابه موتور دیموکراسی تا آخر نمی تواند تماشاگری و بیخیالی شما را بپذیرد. خلاصه این که جنبش روشنانی باید در اینگونه مواقع به سرعت ظاهر شود و ابتکار عمل را به عهدا بگیرد. اما و با صد تاسف این جنبش عظیم هیچ گونه واکنش مطلوبی در مورد این رویدادها از خود نشان نمی دهد. حد اکثر برخی از افراد ان ( مانند صاحب این قلم ) تلاش می کنند که به نگارش اعلامیه های دست یازند و قصه های غمبار هزاره را در قالب چند پاراگراف فشرده سازد و خلاصه اینکه ما هزاره ها به رغم ادعاهای کلان و شعارهای که صاحب حق و هویت شده ایم‌ و ….در روزگار قابل قبول و مناسبی به سرنمی بریم و اینکه هیچکس صادقانه کاری برای حفاظت از جان و مال و زنده گی و کرامت انسانی و حرمت دینی هزاره ها کاری انجام نمی دهد!

9- حال باید بدون هیجان و با آرامش و تسلط براعصاب خود به پرسش پاسخ دهیم که عبور از این وضعیت چه باید کرد؟ و اصولا چه می توان کرد؟ لطفا به کسی طعن و لعن نفرستید لطفا نگویید که مسلح شوید. بکشید تا کشته نشوید. نگویید اگر فلانی ها این و ان کار را نمی کردند حالا اوضاع چنین و چنان بود! چرا که حالا وقت تصفیه حساب سیاسی نیست. حالا وقت تفکر و پیدا کردن راه حل های دایمی و پایدار برای جلوگیری از کشتار هزاره ها است…

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار