افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : تحلیلی -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : سه‌شنبه, 22 ژانویه , 2013 لینک کوتاه خبر :

طالبان يك قدرت است يا ابزار ابر قدرت؟

يك سخن را بارها مقام‌هاي حكومتي مطرح مي‌كنند و ظاهراً كليتِ سياست ارگ رياست‌جمهوري را نيز تشكيل مي‌دهد كه:اگر مخالفان مسلح دولت دست از جنگ نبردارند و به پروسۀ صلح نپيوندند، با برخورد جدي حكومت افغانستان روبه‌رو خواهند شد. اين مقام‌ها از جمله آقاي كرزي و معاونانش بارها از مخالفان مسلح دولت خواسته‌اند تا حضور خارجيان را بهانه‌يي براي جنگ نگيرند و اگر مي‌گيرند هم، اين نيروها تا سال ۲۰۱۴ ميلادي از كشور بيرون خواهند شد.
و اين گونه، حكومت همواره دو كارت را به طالبان نشان داده است؛ يكي كارتِ صلح و آشتي به رنگ سبز، و ديگري كارتِ جنگ و هشدار به رنگ سرخ. اما تاثير اين نوع برخورد تا كنون مشاهده نشده است.
بارها گفته‌اند كه به هيچ كشور يا گروهي اجازه داده نخواهد شد كه اوضاع افغانستان را به بحران بكشانند، در حالي كه پاكستان و مقامات سياسي مذهبي آن، عملاً اين كار را انجام مي‌دهند. پاكستان هنوز هم به دنبال تطبيق استراتژيِ خود است؛ چنان‌كه تروريست تربيه و به خاك افغانستان صادر مي‌كند، در نهادهاي دولتي جاسوس مي‌گمارد، زير نام پروسۀ صلح از ايالات متحده و جامعۀ جهاني باج‌ مي‌گيرد، خاك افغانستان را راكت‌باران مي‌كند، به تروريستان و دشمنان افغانستان پناه مي‌دهد، جنگ طالبان را جهاد در راه دين خدا تعبير مي‌نمايد و هنوز هم منتظر فرصت است تا با بيرون شدن خارجي‌ها از خاك افغانستان، دام‌هاي كاشته‌اش را به كار ببندد.
اما چرا مقام‌هاي حكومتي درك نمي‌كنند كه تمام روش‌هاي در پيش گرفتة‌شان طي اين چند سال براي رسيدن به صلح، شكست خورده و هر برنامة ديگري هم كه به گونة مستقيم به طالبان بپردازد، به جايي نمي‌رسد؟ چرا نمي‌خواهند بپذيرند كه طالبان نيروهاي مستقلي نيستند كه صلاحيت گفت‌وگو و پذيرشِ صلح را داشته باشند؟ آنان ابزار تطبيق اهداف سلطه‌طلبانة پاكستان هستند كه فقط برنامة آن كشور را مو به مو  اجرا مي‌كنند.
كوچك‌ترين پيامد منفي برنامة صلح حكومت با طالبان، اين است كه از بس آقاي رييس‌جمهور در اين راه براي طالبان سكه تراشيده، در ميان مردم و حتا در سطح تحليل‌ها، تصور بر اين شده كه آقاي كرزي سخن‌گوي طالبان و گاهي هم سخن‌گوي پاكستان است، نه رييس‌جمهور افغانستان.
در حالي كه خوب مي‌دانيم اگر طالبان مستقل بودند و پروسۀ صلح، كارايي لازم را مي‌داشت؛ در اين دو سال به يك نتيجة نسبي مي‌رسيديم. اما وقتي مي‌بينيم نتيجه برعكس است و فقط دشمن را جسورتر ساخته‌ايم، چرا از اين روش برنمي‌گرديم و برنامه‌هاي صحيح و موثر را روي دست نمي‌گيريم و به عبارت ديگر: وقتي اين گاو سترون، هيچ تخمه‌يي در رحمش جان نمي‌گيرد، چرا اين‌قدر به نمايش گذاشته مي‌شود؟
اما اگر رييس‌جمهوري همواره تلاش كرده به بهانة صلح و هر چيز ديگر، به طالبان چهرة موجه و معقول ببخشد و از آن‌ها گروه سياسي ـ قومي به نمايش بگذارد، گلايه‌يي نيست؛ ولي نبايد معاونان رياست‌جمهوري كه سابقة رويارويي با لشكرهاي پاكستاني و طالبان را دارند و به خوبي آنان را مي‌شناسند، كاپي ديد رييس‌جمهور را به خورد مردم بدهند. زيرا ديدگاه آقاي كرزي حاصل مشوره با تيم خاصِ اوست، به‍‌ ويژه كساني كه بارها متهم به حمايت از منافع طالبان و پاكستان شده‌اند.
اما به نظر مي‌رسد كه كار اين تيم و شخص رييس‌جمهور، بسيار زيركانه و ماهرانه بوده كه حتا ديد معاونان او را نسبت به اين جريان تغيير داده است. ورنه در چنين شرايط بحراني، در شرايطي كه فرصت بسيار اندكي باقي مانده، هر آگاهي مي‌داند كه اين پروسۀ صلح ره به جايي نمي‌برد و بايد نوكِ پيكانِ گفت‌وگوها را به سوي پاكستان نشانه گرفت و اين درست‌ترين و مؤثرترين كاري‌ست كه با انجامش مشكلات امنيتي و سياسي افغانستان مي‌تواند حل شود.
هنوز فرصت وجود دارد و خوب است تا قبل از اين‌كه نيروهاي خارجي افغانستان را ترك كنند، گفت‌وگويي ميان دو كشور به صورت رسمي راه‌اندازي شود و پاكستان به عنوان طرف اصلي در جنگ افغانستان، مي‌تواند به اين مشكل پايان دهد. اگر پاكستان بخواهد كه به افغانستان صلح بيايد و خودش در اين راستا دست به كار شود، پس از گذشت دو هفته، ديگر صداي طالب و انتحاري بلند نمي‌شود. قصه همين است و بس.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار