افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : تحلیلی -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : یکشنبه, 16 سپتامبر , 2012 لینک کوتاه خبر :

بازنگاهی به استراتژی آمریکا در افغانستان (بخش 3 و 4)

بخش سوم

سیاست آمریكا بعد از این حادثه در رابطه با افغانستان دچار تغییرات بسیار اساسی گردیده است .آمریكای كه تا یازده سپتامبر2001 افغانستان را فراموش كرده بود و فقط در پی انجام نقش منفی در قبال تحولات افغانستان بود اكنون بعنوان یكی از بازیگران اصلی در صحنه سیاسی ـ نظامی افغانستان تبدیل شده است.

استراتژی آمریکا بعد از شکست شوروی براین نهاده شده بود که مجاهدین و رهبران آن از نظر مردم افغانستان فاقد صلاحیت اداره افغانستان شناخته شود، چهره جهاد گران خدشه دار گردد تا اعتماد مردمی نسبت به اتوریته مجاهدین فروکاسته شود. این پالیسی نسبت به طالبان نیز تداوم یافت؛ اعتماد مردم نسبت به آنها از بین رفت و حتی باعث سر افكندگی جامعه اسلامی گردید. بدینسان گروه‌های اسلام گرا در گوشه و كنار جهان كه روزگاری بعنوان نیرو‌های آزادی بخش یاد می‌شدند، از جانب آمریکا بعنوان تروریست‌های اسلامی معرفی گردید.

بدین رهیافت چنین به نظر می آید که بوجود آوردن طالبان، ‌حمایت از آن و ساقط كردن آنها یك سیاست حساب شده برای بوجود آمدن فضای كنونی بوده است.  بدین سبب اكنون آمریکا وهمپیمانان او باعث دیگرگونی‌های مثبت در عرصه افغانستان تلقی گردیده است.

هرچند آمریکا بدنبال منافع خود در منطقه وافغانستان می باشد اما این بارمردم افغانستان نیزاز سیاستهای این کشور در قبال افغانستان سود برده است. از قضا این بار منافع آمریکا در عرض منافع مردم افغانستان قرار گرفته واین به نفع  مردم افغانستان  می باشد .

فضای جدید بوجود آمده برای مردم افغانستان یك فرصت طلایی محسوب می‌شود حادثه یازدهم سپتامبر باعث شد كه افغانستان مورد توجه جامعه جهانی قرار بگیرد به اقتضای شرایط موجود كه جامعه جهانی از آن حمایت می‌كند سیاست اكثر كشور‌های كوچك و بزرگ بر این استوار گشته كه افغانستان باثبات و دارای دولت دموكراتیك و مردمی با حضور همه اقوام و مذاهب، به نفع جامعه جهانی و دولت‌های منطقه است و این فرصت بزرگ برای افغانستان است.

شرایط جدید به رغم ناگواری‌های آن برای بخش‌های از جامعه، یك فرصت محسوب می‌شود، ‌تصور براین است كه این بارمعجزه دموكراسی غربی بتواند به منازعه دیرپای تقسیم قدرت فیمابین گروه‌های قومی در كشور مهر پایان نهد و با فرو غلطیدن كشور در دامان قدرت بزرگ، زمینه دخالت قدرت‌های كوچك و بزرگ منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای دیگر را سد سازد، رویا ی که تا کنون تحقق نیافته است.

با توضیحات که مطرح شد این موضوع تا حدودی روشنی یافت كه آمریكا قبل از یازدهم سپتامبر خواهان بر قراری حكومت اسلامی در افغانستان نبوده است چون برقراری چنین حکومتی در آن زمان با منافع آمریکا ساز گار نبود ودلایلش ذکر شداما بعد از یازدهم سپتامبر با تحولاتی كه در سطح منطقه‌ای و بین المللی بوقوع پیوست سیاست آمریكا نیز دچار تغییرات مهم گردید.

با بوجود آمدن فضای جدید در عرصه بین الملل وباتوجه به شرایطی که در افغانستان ایجاد شده بر قراری جمهوری اسلامی در این کشور، دیگر آن نتایج وپیامدهای را که برقراری حکومت اسلامی دردوران مجاهدین برای آمریکا دربر داشت، در پی ندارد چون این نظام سازگار وهمساز با سیاستهای ایالات متحده می باشد. بر خلاف آن زمان که موفقیت حکومت اسلامی نا ساز گار با منافع آمریکا بود، برعکس، امروزموفقیت جمهوری اسلامی در افغانستان می تواند توفیق آمریکا را درسایر نقاط جهان به همراه داشته باشد وبعنوان الگوی مردم سالاری دینی که سازگار با سیاستهای ایالات متحده است ، در دیگر کشورهای اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.

شرایط جدید افغانستان، در منطقه و در سطح كل شرایط جامعه جهانی اقتضا می‌كند كه آمریكا مطابق با خواست مردم افغانستان سیاست‌های خود را تنظیم كند؛ زیرا به خاطر شناختی كه آمریكا نسبت به مردم افغانستان پیدا كرد، چه در دوران جهاد وچه پس از آن به این نتیجه رسیده است كه مردم افغانستان از هویت اسلامی خود جدا شدنی نیست و با ارزش‌های اسلامی و هویت دینی مردم نمی‌شود بازی كرد زیرا در غیر این صورت به سر نوشت شوروی دچار خواهد شد.

در مجموع از آنچه كه راجع به نقش آمریكا در تحولات افغانستان گفته شد، می‌توانیم نتیجه گیری كنیم كه سیاست‌ها و عملكرد‌های ایالات متحده بعد از پیروزی مجاهدین تا یازدهم سپتامبر زمینه سازی برای حضور مؤثر و بلند مدت این كشور در افغانستان بوده است و بعد از یازدهم سپتامبر زمینه‌های لازم و فضای مناسب بوجود آمد، ‌حمایت مردم افغانستان و پشتیبانی اكثر كشور‌های جهان از سیاست آمریكا در قبال افغانستان تضمین خوب و اطمینان بخش برای آمریكا به شمار می‌رود و از طرف دیگرحمایت آمریكا از نظام جدید این كشور ، وزمامداران آن نیز در این راستا می باشد.

بخش چهارم

در دوران جنگ سرد،افغانستان از آن رو در چشم آمریكا ارزش یافته بود كه در آنجا می توانست رهبر جهان كمونیست را به دردسر اندازد و هزینه اش را بالا ببرد. رفتن نیروهای اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان، سبب شد كه آن كشور به جایگاه همیشگی خود در استراتژی جهانی آمریكا بازگردد و به حاشیه رانده شود. پس از عقب نشینی نیروهای اتحاد جماهیر شوروی، علاقه جهان به افغانستان رنگ باخت.توجهی كه در دهه هشتاد به افغانستان شد، نه به علّت ویژگیهای آن كشور، كه تنها به علّت حضور سربازان یكی از دو ابرقدرت جهان در آن هنگام، یعنی اتحاد جماهیر شوروی در خاك افغانستان بود.

رویدادهای یازده سپتامبر و دیگر عوامل بین المللی و داخلی سبب شد كه آمریكا در سرزمینی درگیری نظامی پیدا كند كه كمترین آشنایی را با آن داشت.

از آنجا كه افغانستان هیچگاه اهمیت استراتژیك برای آمریكا نداشت، كمترین پیوندها در زمینه های نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان دو كشور برقرار شده بود. آمریكا گرچه بی بهره از اطّلاعات دست اوّل درباره افغانستان بود، ولی بی گمان آگاهی داشت كه قدرتهای بزرگ هیچ گاه در آن سرزمین طعم پیروزی را نچشیده اند. بزرگترین شكست بریتانیا در سراسر تاریخ استعمارگری اش، در افغانستان رقم خورده بود و بر پایه همین پیشینه تاریخی، عنوان گورستان امپراتوریها زیبنده افغانستان شده و در سده نوزدهم سیاست  بازی بزرگ در پیوند با آن سرزمین بر سر زبان ها افتاده بود.

رویدادهای یازده سپتامبر و اجماع قدرتهای برتر در نظام بین الملل بر سر ضرورت اقدام، سبب شد كه آمریكا فرستادن نیرو به افغانستان را كم هزینه بپندارد. به هرروی، برپایه ارزیابی های سیاستگذاران و اینكه خاورمیانه عربی گرانیگاه سیاست خارجی آمریكا شمرده می شد، با كمترین اشتیاق، گسیل نیروی نظامی اندك به افغانستان، در دستور كار قرار گرفت. در آن هنگام، تامی فرانك (Tommy Frank) رییس ستاد مشترك ارتش و یكی از دست اندركاران طرّاحی سیاستها اعلام كرد: «نباید دست به گسیل نیروهای متعارف پرشمار به افغانستان بزنیم…. نباید اشتباه اتحاد جماهیر شوروی را تكرار كنیم بدین سان، آمریكا استراتژی حضور حداقلی در افغانستان را در پیش گرفت و هدفها را همخوان با كاربرد نیروی رزمی اندك و كمكهای مادّی محدود طرّاحی كرد.

سیاست جاپای كوچك كه نیازمند به كارگیری نیروی نظامی نه چندان سنگین بود، در دوران هشت ساله زمامداری جمهوریخواهان، شالوده كار رهبران نظامی و غیرنظامی گشت. برترین هدف در آن سالها، سرپا نگهداشتن حكومت مركزی در كابل و جلوگیری از رخنه اعضای القاعده در افغانستان بود. نادیده گرفتن واقعیتهای تاریخی، ناآگاهی از ناتوانی آمریكا در دیگرگون كردن معادلات نیرومند قبیله ای، چشم پوشیدن بر بومی بودن طالبان و این باور كه جغرافیای خطر برای منافع آمریكا بیرون از افغانستان است، سبب شد كه سیاستگذاران، هدفها را بسیار محدود تعریف كنند.

با آمدن باراك اوباما به كاخ سفید، دیگرگونیهای چشمگیر در رویكردهای بین المللی آمریكا پدید آمد. یكی از نخستین اقدامات رییس جمهوری در زمینه سیاست خارجی، درباره افغانستان بود. او براین باور بود كه تغییر استراتژی در افغانستان بازتاب های مثبت خواهد داشت و برتری او و سیاست هایش را بر جمهوریخواهان نشان خواهد داد. ولی آنچه او را پیش از هر چیز به دخالت بیشتر در افغانستان برانگیخت، نبود چالش و واكنش از سوی قدرتهای بزرگ غیرغربی یعنی چین و روسیه بود. دو كشوری كه یكی همسایه افغانستان است و دیگری در گذشته نه چندان دور به اشغال خاك آن كشور دست زده بود. آسودگی خاطر از سنگین نبودن هزینه بین المللی و روبه رو نشدن با مخالفتهای داخلی، نیززمینه ساز دیگرگونی كیفی تعریف آمریكا از خطر، جغرافیای خطر و شیوه رویارویی با آن شد.

نیروهای رزمی آمریكا در افغانستان افزایش یافت و به بیش از یكصد هزار تن رسید و در زمینه های اقتصادی و اجتماعی نیز سرمایه گذاری های سنگین در افغانستان در دستور كار قرار گرفت. انگیزه به دست آوردن امتیازات داخلی و نبود نگرانی از واكنش دیگر كشورهای بزرگ، اوباما را به سوی سیاستهایی كشاند كه با واقعیات تاریخی و كنونی افغانستان ناسازگار بود.

ایالات متّحده در دوران زمامداری باراك اوباما، برای توجیه فرستادن بیش از یكصد هزار سرباز به افغانستان و تشویق اعضای ناتو برای حضور فعّال تر در آن كشور، جغرافیای خطر را افغانستان و خطر را طالبان تعریف كرد. در چارچوب این تعریف بود كه اعلام شد سیاست آمریكا سه هدف كلی دارد از میان بردن طالبان، برپا داشتن یك دولت كارآمد در كابل و فراهم آوردن نیروهای نظامی  امنیتی بومی و كارآمد در افغانستان تا پس از بازگشت نیروهای غربی، اداره كارها را به دست گیرند. آمریكاییان هدفهایی برای خود ترسیم كرده اند كه بازتاب دریافت نادرستشان از ویژگیهای جامعه افغانستان است.

 

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار