افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : تحلیلی -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : پنج‌شنبه, 14 مارس , 2013 لینک کوتاه خبر :

آيا آمريكا واقعا از افغانستان خواهد رفت؟

آمريكا تمايلي به تشكيل دولت اسلامي مجاهدين نداشت چنانچه درآن ايام دولت دكتر نجيب سقوط مي‌كرد، پيروزي ديگري هم به نام مجاهدين و اسلام ثبت مي‌شد و دولت اسلامي قويتري سر كار مي‌آمد.

آمريكا هرگز نمي‌خواست كه افتخار شكست دادن ابر قدرت شرق كه باتكيه بر هويت اسلامي مردم افغانستان صورت گرفت، باعث شودكه در نقاط ديگر جهان جنبش هاي رهايي بخش و اسلامي با الگو قرار دادن مجاهدين افغانستان به مبارزه بر عليه دولت‌هاي استكباري بپردازد و آنها را نسبت به پيروزي اميدوار سازد كه در نتيجه خيزش عمومي مسلمانان را در پي داشته باشد لذا به تخريب چهره جهادگران و رهبران آنها پرداخت.
آمريكا تمايلي به تشكيل دولت اسلامي مجاهدين نداشت چنانچه درآن ايام دولت دكتر نجيب سقوط مي‌كرد، پيروزي ديگري هم به نام مجاهدين و اسلام ثبت مي‌شد و دولت اسلامي قويتري سر كار مي‌آمد.
آمريكا مخالف تشكيل دولت اسلامي بود. شوروي هم چنين دولتي را نمي‌پذيرفت لذا هم آمريكا وهم شوروي موافقتي با تشكيل دولت اسلامي نداشتند و از تلاش براي جلوگيري از پيروزي ديگر مجاهدين دريغ نمي‌كردند. بدين پاليسي، آمريكا بعد از پيروزي مجاهدين ، دو سياست را در قبال افغانستان در پيش گرفت:اول؛ مخدوش ساختن،چهره جهادگران كه باتكيه بر ارزشهاي ديني و اسلامي بر ابر قدرت شرق پيروز شدند.
دوم؛ صحنه افغانستان بصورتي درآيد كه الگوي ناخوشايندي از مبارزات ديني و ضد استعماري براي مسلمانان جهان ترسيم گردد تا مبارزين مسلمان در ديگر نقاط جهان نسبت به پيروزي شان نااميد گشته و از پيگيري هدف تشكيل حكومت‌هاي اسلامي منصرف شوند.
بدينسان،آمريكا همواره در صدد بوده است كه سياست خارجي خود را دربرابر تحولات افغانستان ، بگونه‌اي تدوين كند كه اولا چهره افتخار آميز جهادگران افغانستان كه با الهام ازتعاليم ديني و آموزه‌هاي اسلامي تحقق يافت مخدوش گردد و ثانيا صحنه افغانستان پس از پيروزي به گونه‌اي ترسيم گردد كه الگوي دردناكي از دستاوردهاي مبارزات ديني و ضد استعماري را براي مسلمانان و پيشگامان مبارزات ضد استعماري ارائه كرده و درنهايت انگيزه مبارزه، انقلاب و استكبار ستيزي را نابودسازد زيرا پيروزي جهادگران افغانستان بر بزرگترين ارتش دنيا براي دنيا باور نكردني و سرمشق آرماني بود.
ادامه جنگ داخلي در افغانستان با خواست اساسي غرب و آمريكا براي زهر چشم گرفتن از همه خيزش‌هاي رهايي بخش بود تا دور نماي آينده شان را در افغانستان ويران ببينند.
آمريكا دراين دوره ي زماني نسبت به وضعيت افغانستان حالت يك ناظر را به خود گرفته و پرونده افغانستان از روي ميز سياست مداران آمريكا به آرشيو تاريخ سپرده شده بود.لذا تا وقوع يازدهم سپتامبر، افغانستان ديگر آن اهميت عصر نظام دو قطبي را بعد از فروپاشي شوروي براي آمريكا نداشت.عمده ترين عملكرد واهداف آمريكا قبل از يازدهم سپتامبر به طور خلاصه عبارتند از:
الف: رها كردن مجاهدين به حال خودشان به هدف زمينه سازي جهت بروز نزاع‌هاي درون سازماني.
ب: حمايت نظامي و پولي از يك يا چند گروه خاص.
ج: حمايت اطلاعاتي از گروه‌هاي مورد علاقه و كارشكني در فرآيند صلح سازي ميان گروههاي جهادي با هدف خسته كردن مردم افغانستان از جنگ و فراهم كردن زمينه حضورمطلق آمريكا در افغانستان.
در مجموع كل سياست هاي آمريكا در اين دوره زماني براين متمركز بودكه مجاهدين بعنوان يك الگوبراي ساير مبارزين اسلامي در ساير كشور هاي اسلامي تبديل نشود.
بعد از روي كار آمدن طالبان و اعلام سياست سخت گيرانه اين گروه بر عليه زنان، دختران و سلب آزادي‌هاي مردم و ده‌ها احكام ضد بشري از طرف آن، حكومت ايالات متحده آمريكا اگر چه اين گروه و حكومت آنان را برسميت نشناخت ولي در عمل از آن گروه بدنام وبدكردار حمايت مي‌كرد و حتي در تأسيس آن نقش اساسي داشته است.
دولت آمريكا از بدو شكل گري جنبش طالبان بنابر اهداف و منافعي كه در منطقه دارد آنان را حمايت كرد. بنابر برخي شواهد دولت آمريكا همگام با پاكستان و برخي ديگر از كشور‌ها در راه اندازي و شكل گيري اين جنبش و گسترش آن سهيم بوده اند.
از آنچه كه گفته آمد به اين نتيجه مي‌رسيم كه آمريكا خواهان برقراري حكومت اسلامي در افغانستان نبوده و اگر از امارت اسلامي طالبان حمايت مي‌كرد و حتي در تشكيل آن جنبش نقش داشته به خاطر بدنام كردن اسلام، ‌علما و مجاهدين بوده است. چون سياست ايالات متحده  آمريكا بر آن بود كه جهاد  وايده اسلامي نبايد بعنوان يك انديشه حاكم ورهاي بخش در منطقه مطرح باشد. سياست زيگزالي و ابهام انگيز آمريكا تا رويداد فاجعه آميز يازده سپتامبر تداوم يافت.
حادثه يازدهم سپتامبر 2001 با تمام فجايع كه در پي داشت باعث تغييرات عمده در سطح وسيع براي افغانستان گرديد، سقوط طالبان، موافقت نامه بُن، بر سر كار آمدن حكومت موقت و انتقالي، برگزاري لوي جرگه اضطراري و لوي جرگه قانون اساسي جديد و در نهايت تصويب آن و تصويب نظام جمهوري اسلامي براي حكومت افغانستان، برگزاري انتخابات رياست جمهوري براي اولين بار در تاريخ كشور و درنهايت انتخابات  نمايندگان پارلمان با مشاركت تمام اقشار جامعه ، اينها همه نتايج مثبتي بود كه حادثه يازدهم سپتامبر براي افغانستان در پي داشته است.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار