افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : مقاله, یادداشت -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : چهارشنبه, 27 جولای , 2016 لینک کوتاه خبر :

تحقیر نظامی اعراب آنها را بسوی سازش با اسراییل سوق داد!

اسراییل

پس از سه چهار جنگی که رژیم اسراییل علیه اعراب تدارک دید و در همه جنگ ها به نحوی قوای عربی را متحمل شکست کرد آرام آرام سرخوردگی ناشی از تحقیر نظامی اعراب آنها را از راهبرد «نابودی اسراییل» به «همزیستی با اسراییل» سوق داد.

میدان دار این حرکت سازشکارانه انور سادات بود که در 15 آکتُبر 1970 جایگزین جمال عبدالناصر رییس جمهور مصر شده بود. سادات که بطور نیم بند در سال 1973 با اسراییلی ها زور آزمایی کرده و نتیجه‌ای حاصل نکرده بود برخلاف سلفش عبدالناصر راه همزیستی مسالمت آمیز بااسراییل را در پیش گرفت و در سال 1978 از بیت المقدس دیدار کرد.

این اقدام او اگرچه اسراییل را وارد دوره شناسایی در صحنه منطقوی و بین المللی کرد و حمایت های غربی از وی و حکومتش را به دنبال داشت لیکن نفرت از وی را در اعماق قلوب مردمش تزریق نمود. امری که سادات هرگز آن را در محاسباتش وارد نکرد تا زمانی که به دست خالد اسلامبولی افسراسلامگرای اردوی مصر ترور شد. از این زمان به بعد بود که سنجش ذائقه ملت ها همواره در نظر سران دولت های عربی در خصوص عادی سازی روابط با رژیم اشغالگر قدس مورد محاسبه قرار گرفت و به رغم امضای قرار داد سازش کمپ دیوید میان مصر و اسراییل اما هرگز این روابط از مرحله صلح سرد عبور نکرد. چرا؟ چون ملت مصر هیچ گاه این قرار داد را به رسمیت نشناخت و هنوز هم به رسمیت نمی شناسد.

تاریخ جملات زیر را در باره انور سادات به ثبت رسانده است: وی اولین حاکم یک کشور عرب بود که قرارداد سازش را با دولت اسراییل امضاء نمود و این کشور را بی چون و چرا به رسمیت شناخت. وی همچنین به دلیل همین تلاش برای برقراری سازش موفق به دریافت جایزه صلح نوبل توسط بنیاد نوبل در سال 1978 گردید. هرچند این قرارداد در افکار عمومی غرب و اسراییل یک موفقیت جدی برای اسراییل محسوب می‌شد و انورسادات من‌حیث فردی صلح طلب معرفی می‌شد اما افکار عمومی اغلب اعراب مسلمان مخالف این قرارداد بود. در سِپتِمبر سال 1981، سادات اقدام به سرکوب و دستگیری گروه‌های مخالف سازش در جهت آرام کردن و کنترول کامل اوضاع مصر نمود که موج دستگیری‌ها در خارج از مصر با محکومیت‌های بین‌المللی مواجه شد. در نتیجه در روز 6 آکتُبر 1981 عیسوی، یعنی کمتر از یک ماه از آغاز دستگیری مخالفان، انور سادات مورد سوءقصد قرار گرفت. در سالروز رژه پیروزی 6 آکتُبر در قاهره، انور سادات در جایگاه ویژه به دست تنی چند از عساکر اردوی مصر وابسته به گروه جهاد اسلامی مصر و مشخصا تورَن خالد اسلامبولی از ناحیه سر هدف قرار گرفت و به قتل رسید. بعدها گفته شد که در آن روز مسئولان اصلی کنترول و حفاظت رییس جمهور در مراسم حج و در عربستان سعودی بسر می‌بردند. گروه جهاد اسلامی مصر مخالف سرسخت قرار داد سازش کمپ دیوید میان مصر و اسراییل و شناسایی اسراییل توسط مصر بود. این جماعت از اینکه سادات مصر را از خط مقدم مقابله با رژیم صهیونیستی خارج کرده بود به شدت خشمگین بودند.

اهمیت فوق العاده استراتیژیک مصر در جهان عرب آن زمان و برتری نظامی این کشور نسبت به دیگر کشورهای عربی در میانه های قرن بیستم برکسی پوشیده نیست. بزرگی می گفت مصر حکم رهبری جهان عرب را داشت هرگاه قیام می کرد امت عربی هم به تبع مصر قیام می کرد. جنگ های دهه50 و 60 قرن بیستم علیه اسراییل به رهبری جمال عبدالناصر برای رهایی فلسطین و همدردی ها و همراهی خالصانه امت عربی با او مصداقی بر دوره طلایی مصر در رهبری جهان عرب بود.

با این وجود دولت مقتدر مصر با همه اقتدارش و با همه حمایت های مالی، ‌سیاسی و دیپلوماتیک غرب از رییس جمهور وقتش اما زمانی که از خط مطالبات ملت مسلمان این کشور خارج شد و تن به سازش داد ملت تصمیم دیگر گرفت و میزان ننگین سازش با غاصبان صهیونیستی را برپیشانی سادات داغ کرد.

این روزها شاه سلمان؛ شاه سعودی گو اینکه سودای سازش با اسراییل را دارد. دست کم از اخبار و رفت و آمدهای پرترافیک هوایی تل اویو- ریاض و بالعکس که چنین برداشت می شود. خواه این نزدیکی به قولی با هدف بدرکردن رقبایش از میدان رقابت منطقوی باشد خواه فرجام دادن به پلان سازش عربی- اسراییلی، هرچه باشد احتمالا عامل امتی را وارد محاسبات راهبردی اش نکرده است. همان عاملی که انورسادات فکرش را نمی کرد و اساسا اهمیتی نداد و مستظهر به عایدات مالی غرب آرمان امتی فلسطین را زیرپا گرفت و شد آنچه که نباید می شد.

دولت سعودی پس از باختنِ قافیهِ رقابت منطقوی و جهانی به محور مقاومت، این روزها از ترس مرگ به خود مرگ پناه برده است. سفر انور عشقی عالی رتبه ترین مقام نظامی سعودی به تل آویو پس از شکست در سوریه، عراق، یمن، لبنان و… دقیقا همان وضعیتی را در ذهن انسان عربی تداعی می کند که سفر انور سادات رییس جمهور مصر به بیت المقدس پس از شکست در جنگ رمضان 1973 تداعی کرد. به نظر می رسد شاه سلمان برای حفظ سلطنت خود عطای رهایی فلسطین را بر لقایش بخشیده باشد و از نابودی اسراییل به همزیستی با اسراییل رضایت داده است. اما در عصر بیداری ملت ها آیا پناه بردن به اسراییل تداوم سلطنت را برای بن سعود تضمین خواهد کرد؟ آیا ملت عربستان فرصت خواهد داد که سناریوی سادات برای او و پسرش تکرار نشود؟ به واقع هیچ تضمینی وجود ندارد و اساسا به گواه تاریخ، ملت ها به هیچ خاندان و سلطنت و مالک خائن به ملتی تضمین ماندن نداده اند.

میان رهبری «قلب» ملت‌های عربی توسط عبدالناصر در میانه های قرن 20 با رهبری «جیب» دولت های عربی توسط شاه سلمان در قرن 21 تفاوت از زمین تا آسمان است. او نه می‌‌خواهد و نه توانش را دارد که بر قلب ملت های عرب رهبری کند چه رسد به اینکه امورات آنها را به دست گیرد و هدایت نماید و ملت ها هم پشت سر او حرکت کنند. شاه سعودی با تن دادن به سازش و خیانت به امت عربی و اسلامی روزهای سختی در پیش خواهد داشت.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار