آینده‌سازان کشور؛ قربانیِ جنگ و نابسامانی!

زمان انتشار : چهار شنبه, 14 ژوئن , 2017 , بخش : اجتماعی, اخبار, خبر ویژه, مقاله , کد مطلب : 43292 , نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ,
+
-

 

اطفال کارگر، قربانیان اصلی جنگ و نابسامانی اوضاع کشورهستند.

کار فعالیتی محسوب می‌شود که انسان‌ها برای گذران زنده گی خود در قالب‌های مختلفی به آن مشغول هستند. برخی به کارهای اداری و صنعتی و برخی دیگر به کارهای زراعت و مال‌داری و برخی نیز به تجارت مشغول هستند.

در دنیای امروز زنان نیز شانه به شانه و همپای مردان در عرصه‌های مختلف به بازار کار وارد شده‌اند و یکی از اقشار فعال جوامع بشری را تشکیل می‌دهند.

اطفال من‌حیث آسیب‌پذیرترین قشر هر جامعه‌ای از حقوقی در دنیا برخوردار می‌باشند. حق تحصیل، بازی، هوای پاک و محیط مناسب و سالم از جمله این حقوق می‌باشد که در تمامی کشورها من‌حیث قانونی جهانی شناخته شده است.

بر همین اساس دولت‌ها وظیفه دارند تا با فراهم کردن این حقوق به اطفال اجازه رشد و تحصیل در یک بستر سالم و مناسب را بدهند.

از گذشته تاکنون اطفال در کشورهای مختلف دنیا در اموری مانند زراعت و مال‌داری به خانواده‌های خود کمک می‌کردند و این بیشتر به خانواده محدود می‌شد.

در برخی موارد نیز به دلیل فوت پدر، فرزندان پسر بار مسئولیت را به عهده می‌گرفتند و ساعات بیشتری را مجبور بودند در مزارع خود کار کنند. اما باز هم از حق تحصیل و رشد خود باز نمی‌ماندند.

اما امروزه با شیوع جنگ و خشونت و تقسیم ناعادلانه ثروت در دنیا، اطفال به دلایل مختلف به کارهای اجباری گماشته می‌شوند که در بسیاری موارد آسیب‌های جدی و جبران ناپذیری را بر آنها وارد می‌کند.

اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، موتر‌آلات جایگزین کار با دست شدند. این نوع از فابریکه‌ها کم کم در همه جای دنیا گسترش پیدا کرد.

رفته رفته صاحبان این فابریکه‌ها به این فکر افتادند با صرف هزینه کمتر از اطفال من‌حیث منبع جدید نیروی کار برای کار با موتر‌ استفاده کنند. چراکه کار با موتر‌آلات نیازی به قدرت بزرگسالان نداشت.

کار در فابریکه‌ برای اطفال بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود. این اطفال که اغلب خانواده مفلسی داشتند مجبور بودند در روز 12 تا 18 ساعت تنها برای 1 دالر کار کنند.

این شیوه کار کردن فرصت هرگونه بازی و تفریحی را از آنان گرفته بود و اغلب آنها بدلیل کار در محیط‌ها کثیف و غیرصحّی، مریض می‌شدند. اواسط قرن نوزدهم کار اطفال تبدیل به یک معضل کلان اجتماعی در جهان شد.

در این میان افراد و نهادهای زیادی تلاش کردند تا از این امر نامعقول جلوگیری کنند. چارلز دیکنز یکی از نویسندگان روشنفکری بود که با خلق آثار درخشانی برای روشنگری جوامع کوشش فراوانی کرد.

یک چهارم اطفال در افغانستان به کارهای سخت مشغولند

این وضعیت در کشورهای جنگ زده‌ای مانند افغانستان بیش از سایر کشورهای دنیاست. اطفال در کشور ما بدلیل از دست دادن پدر و اعضای خانواده‌ خود مجبورند برای گذران زنده گی تن به کارهایی اجباری دهند.

براساس آمارهای موجود بیش از 250 ملیون طفل بین 5 تا 14 سال که معمولاً زیر سن قانونی کار می‌کنند، در کشورهای در حال توسعه دیده می‌شود.

بر اساس آخرین راپور دیده‌بان حقوق بشر در افغانستان سال‌ها جنگ باعث افزایش فقر و در نتیجه افزایش اطفال کار شده است و یک چهارم اطفال بین سنین 5 تا 14 سال در افغانستان برای حمایت از خانواده مجبور به کار کردن برای ساعتهای زیاد می‌شوند.

اطفال در افغانستان اعم از دختر و پسر در سنین پایین به کارهایی مانند دستفروشی، فرش‌بافی، خشتپزی، صنعت فلزکاری، معدنچی، زراعت، کفاشی، و تکدی‌گری تن می‌دهند.

این وضعیت اسفبار امروزه در تمامی نقاط افغانستان قابل مشاهده بوده و در حال افزایش است. بطوریکه نهادهای بین‌المللی تاکنون چندین بار به دولتمردان افغانستان هشدار داده‌اند تا برای جلوگیری از این پدیده شوم گام‌های اساسی را بردارند.

عوامل تشدید کننده پدیده کار اجباری طفل در افغانستان

اطفال در افغانستان بر اثر عواملی مانند فقر، بی‌سوادی، جنگ و آواره گی به کارهای سخت روی می‌آورند. آنها هیچ زمانی برای تفریح و بازی ندارند و مجبور هستند تا ساعات زیادی را در هوای گرم و سرد برای دریافت معاش ناچیزی سپری کنند.

کار در محیط‌های نامناسب و طاقت‌فرسا بر آینده و روحیه اطفال افغان تاثیر بسیار بدی دارد. آنها همواره در حسرت غذایی گرم و دست نوازش‌گری هستند و بدنبال آغوش و سرپناهی برای جاگذاشتن خستگی‌هایشان می‌گردند.

متاسفانه در برخی موارد دیده شده که رفتارهای نامناسبی با این اطفال شده و چنان ضربه مهلکی را بر روحیه آنها وارد می‌کند که اثرات تا سالهای آینده در طفل دیده می‌شود.

با وجود قوانینی مبنی بر ممنوعیت کار اطفال زیر 18 سال در افغانستان اما بر اساس آمارهایی که در سال 93 از سوی نهادهای داخلی و بین‌المللی عنوان شد، حتی اطفال زیر 5 سال نیز به کارهای سخت گماشته می‌شوند که این میزان چیزی در حدود 2 ملیون تن بود.

تبعات کار اجباری اطفال افغان

این راپور‌ها و آمارهای تکان دهند حاکی از آن است که جنگ، خشونت، ناامنی، اوضاع نابسامان اقتصادی و فقر دامن‌گیر روز به روز اطفال افغان بیشتری را مجبور به انجام کارهای سخت می‌کند.

خانواده‌ها برای فرار از فقر و وضعیت نامطلوب حاکم بر جامعه امروز افغانستان با فرستادن اطفال خود تنها آنان را به گردابی که آینده نامعلومی دارد گرفتار می‌کنند. چراکه تبعات کار اجباری برای اطفال و خانواده‌ها بیش از درآمد حاصل است.

در برخی از موارد افرادی با سوءاستفاده‌های بعضا جنسی از اطفال بیگناه آنها را مجبور به کارهای سخت‌تر و با دستمزد پایین‌تر می‌کنند که در این گونه موارد چیزی جز آینده‌ای نامعلوم و گنگ و روحیه و روانی مریض برای طفل به ارمغان نمی‌آورد.

با گسترش روز افزون ناآرامی‌ها در افغانستان و جنگ‌های پی‌در پی و از بین رفتن سرپرست خانواده‌ها به نظر می‌رسد اطفال قربانیان اصلی این گونه نابسامانی‌ها باشند و سرنوشت ناگواری در انتظار آنها باشد.

دولت نیز در زمینه بهبود اوضاع اطفال کار در افغانستان کوتاهی کرده و می‌بایست با وضع قوانینی سخت‌تر و برداشتن گام‌هایی در جهت حمایت بیشتر از آنان و عمل به قوانین بین‌المللی دستکم از آسیب دیدن آنان جلوگیری کند.

اطفال من‌حیث قربانیان اصلی جنگ و نابسامانی اوضاع کشور بوده و از طرفی آینده‌سازان افغانستان نیز هستند که اگر بستر رشد و بالندگی آنان فراهم نشود وضعیت کشور رو به بهبودی نخواهد رفت.

با این حال اطفالی که به همراه خانواده خود مهاجرت می‌کنند نیز به دام باندهایی می افتند که از آنان در ازای پرداخت مبلغی ناچیز کارهایی سخت را طلب می‌کنند.

 

اشتراک گذاری »