افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : اخبار, خبر ویژه -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : شنبه, 28 ژوئن , 2014 لینک کوتاه خبر :

نقش نخبگان در مدیریت بحران انتخاباتی

 

افغانستان این روزها آبستن تحولات غیر منتظره درعین حال بزرگ است؛ تحولاتی که همسنخ با هیچ یک از مرزها و سرزمین های دیگر نیست. تو گویی از همان آوان شکل گیری چنین کشوری، همواره جامعه افغانی مدلولات و نشانه های خاص خود را در بطن چنین حوادثی پرورانده است و نهایتا فرجام چنینی نیز یافته است.

پس از رویکار آمدن نظام دموکراتیک و توسعه صوری آن در کشور، ظن غالب حاکی از آن بود که مردم دیگر روزهای دشواری کمتری را شاهد خواهد بود، اما انتخابات 93 و کش و قوس های آن نشان داد که چنان تصوری در مورد کشور حداقل تا زمان کنونی کمی خام و بی مایه است. اینک تو گویی موج های جدیدی از راه می رسد و هر روز بساط زندگی مردم را تحت فشار و اضطراب های بیشتری قرار می دهد.

سرنوشت انتخابات همانگونه که شاهدش هستیم، به خوبی پیش نرفت. ادعای تقلب از سوی تیم اصلاحات و همگرایی و برکناری رئیس دبیرخانه کمیسون و سپس دفاعیه هایی که از سوی تیم تداوم و تحول از روند انتخابات در دور دوم ارایه گردید، همه و همه نشان از این است که این بازی مطابق به قوانین کشور و قواعد بازی دیموکراتیک به پیش نرفت. مردم به رغم تحمل فشارهای زیاد برای حضور پای صندوقهای رای، وظیفه خود را به خوبی انجام دادند، اما عملکرد نخبگان سیاسی، چه آنان که در موقعیت های رسمی کشور متصدی امور هستند و چه آنان که در سوی بازی انتخاباتی قرار دارند، نتوانستند، آن گونه که افکار عمومی انتظار داشت، روند را مدیریت کند.

انتخابات که یک سازو کار دموکراتیک است و اصولا کارکرد آن جلوگیری از تنش ها و کشمکش های درون قومی و دورن حزبی است، در این کشور به سامانه ای برای تحمیل خواست عده ای خاص بر عموم مردم تبدیل شده و برایند آن نیز حتما چیزی غیر از آن است که اراده مردم بدان سمت کشانده شده است. انتخابات کنونی به جای آن که نزاع ها و کش وقوس های غیر اصولی را نقطه پایان بگذارد، بیشتر بدان دامن زده است. از این رو نمی توان مدعی شد که چنین انتخاباتی زمینه انتقال مسالمت آمیز آرای مردم را به زعمای سیاسی فراهم کرده است. بدیهی است که برون داد چنین انتخاباتی نیز در عمل برای پیشبرد اهداف مردمی و کار برای سرنوشت آینده کشور مترتب نخواهد بود.

در بسیاری از کشورهای توسعه نیافته نقش مردم حتی در دموکراسی ها صوری و آنی است. آنان تنها زمانی اختیار امور را در دست دارند که پای صندوقهای رای حضور می یابند، پس از آن این سیاست مداران و نخبگان بازیگر است که نقش محوری را در هدایت سکان سیاست ایفا می کنند. مدیریت آرای مردم و بهره برداری از آن به نفع مردم و در جهت گسترش و ترویج دموکراسی، رسالتی است که به عهده نخبگان نهفته است. از این رو تا زمانی که نخبگان سیاسی به دموکراسی به عنوان یک ارزش مردمی و به سیاست به عنوان شیوه پردازش به امور کشوری از مجرای قواعد مشخص پایبند نباشند، هرگونه تقلا از مجاری دیگر سودی نخواهد داشت. اما چالش اصلی انتخابات کنونی در آن است که دو طرف به نام مردم و با ادعای حمایت از رای مردم و جهت تامین اراده مردمی وارد عمل می شوند.

با عنایت به گستره تاریخی عمل سیاست مداران در کشور، روشن است که تنها کنار گذاردن منافع آنی و شخصی از سوی آنان و اتکا به رای مردم و خواست عمومی است که زمینه ساز غلبه بر بحران کنونی را فراهم خواهد کرد. اجماع نخبگان سیاسی در بن آلمان و تشکیل دولت موقت به خوبی نشان داد که در صورتی که نخبگان بخواهند دست یابی به یک جمع بندی نهایی امری بسیار ساده وغیر قابل هزینه است. اما مادامی که خویشتن خواهی ها و تبارگرایی ها، همچون گذشته تاریخی در کشور ادامه یابد، دست یافتن به یک راه حل نهایی منطقی و معقول شاید کمی دور از تصور باشد.

از دیگر سو، افغانستان کشوری است که همواره خشن ترین و پر تنش ترین سیاست ها را در حوزه داخلی و حتی در سیاست خارجی خود تجربه کرده است. مردم اسیب های جبران ناپذیر و ویران کننده ای از ناحیه جنگ های مداوم و خشونت های غیر انسانی متحمل شده اند، اینک دیگر به هیچ دلیلی مردم را تحمل کشیدن رنج دوباره بحران سازی و تنش آفرینی بر جان نمانده است. به بیان دیگر به رغم همه گرفتاری ها و ناامنی های کنونی، مردم وضعیت کنونی را بستر جدید برای رسیدن به زندگی متفاوت می پندارند، مسلم است که چنین دیدی تنها زمانی قابل درک و دریافت است که عنایت ویژه به دموکراسی صورت گیرد. هرگونه تبانی و پنهان کاری، هرگونه استراتژی غیر دموکراتیک ولو اگر به بهای همسویی تمامی نیروهای دخیل در کشور صورت گیرد، برای اینده مردم و کشور اسیب های جدی و دامن درازی پدید خواهد آورد. از این رو تنها گزینه گردن نهادن به دموکراسی و اعتماد سازی مردمی و شفاف سازی روند انتخابات و عمل مطابق قوانین نافذه کشور است.

اکنون مدیریت بحران پیش آمده یک ضرورت جدی و یک نیاز فوری است. تداوم چنین روندی نهایتا چیزی جز سردرگمی مردم، بی اعتمادی آنان نسبت به نظام و نخبگان سیاسی نخواهد بود. مسلم است که اعتماد اصلی ترین اهرم قدرت مندی و کارایی نظام های دموکراتیک است. وقتی مردم به این باور برسند که چنین نظامی به جای آن که جایگاه آنان را در تعیین سرنوشت آینده برجسته سازد، موقعیت ها و شرایط خطر افرین تری برای آنان پدید می آورد، در چنان صورتی مردم اعتماد خود نسبت به نظام سیاسی کنونی را از دست داده و نهایتا مشروعیت آن زیر سوال می رود. از این رو بر تمامی نخبگان سیاسی و مدیران ارشد کشوری است که بیش از این اجازه ندهند، اذهان مردم مشوش تر و دیده های آن نگران تر شود.

مدیریت بحران در سیاست یک اصل بسیار مهم است. همه ی کشورها به میزانی با چالش ها و حوادث غیر مترقبه مواجه می شوند، در چنان زمانه ای نخبگان سیاسی تمام همت خود را برای رفع کردن شرایط دشوار می گذارند. هر بحرانی ریشه ها و زمینه های خود را دارد. دریافت ریشه های بحران به ویژه در عالم سیاست نقش مهمی در خاموش کردن آن بحران دارد. نقش نهادهای انتخاباتی به عنوان مجریان قانون و ارگان بی طرف، برای پاسخ گویی به بحران کنونی بسیار حایز اهمیت است. البته طبیعی است که این مهم تنها در صورتی ممکن است که این نهادها واقعا بی طرف عمل کنند و تنها میعاد شان دفاع از حق مردم و گزاره های قانونی باشد.

نتیجه این که اصل مدیریت بحران چه در سیاست داخلی کشورها و چه در حوزه سیاست بین المللی یکی از اصول مهم حوزه سیاست است. اکنون که افغانستان از رهگذر حوادث انتخاباتی و پسا انتخاباتی به سمت بحران در حرکت است، بر نخبگان و مدیران کشوری اعم از رقبای انتخاباتی و کمسیون ها به ویژه رئیس جمهور است که نقش خود را ایفا کرده و برای تامین خیر عمومی و صلاح کشوری اقدام فوری نماید. قطعی است که هرگونه تعلل در این مورد می تواند صدمات بزرگ و جبران ناپذیری را بر مردم تحمیل کرده و فاجعه دیگری را رقم خواهد زد.

 

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار