افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : اخبار, سیاسی -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : جمعه, 3 فوریه , 2012 لینک کوتاه خبر :

نظام سیاسی ایده آل برای افغانستان !

اپوزیسیون سیاسی کشور بعنوان نخبگان سیاسی، وضعیت آشفته ی موجود را برخاسته از آشفتگی سیستم سیاسی کشور می داند. بدین رویکرد برآنست که تغییر وضع موجود، باید بنیادین و پایدار صورت بگیرد وگرنه این کشور تغییرات روبنایی بسیاری را تجربه کرده است ولی اصلاح پایدار را به خود ندیده است. بدین رهیافت، نخبگان سیاسی، به دنبال تغییر هنجارین در کشور است. لذا هنجاری ترین اصلاح وتغییر را در تغییر ساختار نظام سیاسی کشور یافته است. تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی، اینک به عنوان نسخه شفابخش بحران کشور عرضه وبه پیشگاه اهل خرد وسیاست پیشکش شده است.

طرفداران نظام پارلمانی در افغانستان معتقد اند که نظام ریاستی نمی تواند نظام ایدئال برای مردم افغانستان باشد چه آنکه در طول چندین سال بوضوح مشاهده شده که نظام ریاستی قدرت را در دست یک شخص ویا نهاد مشخص نهادینه می کند. و بدین ترتیب زمینه دیکتاتوری وفرمانروای مطلق را در کشور فراهم می سازد. و این همان چیزی است که ملت به امتداد یک تاریخ از آن گزند یافته و به شدت از آن گریزان اند. بدین لحاظ، تغییر نظام از متمرکز به پارلمانی یگانه راه بیرون رفت از تمرکز قدرت وسانترالیزم در افغانستان است.

حال سوال اساسی اینست که آیا براستی نظام پارلمانی می تواند در افغانستان یک نظام ایدئال باشد؟ آیا این نظام قادر خواهد بود که از تمرکز قدرت در افغانستان جلوگیری کند و زمینه توزیع قدرت ومشارکت همگانی را فراهم آورد؟
بی تردید، نظام پارلمانی بهترین شیوه متعارف برای مهار تمرکز قدرت در دست یک نهاد مشخص شناخته شده است. ولی این نظام خود دارای پیش شرط های است که در صورت فقدان، پیشرفت آن حتمی به نظر نمی رسد. از مولفه های اساسی این نظام موجودیت احزاب سیاسی قدرتمند در سطح ملی خارج از چارچوبه های قومی ، مذهبی و نژادی است. اساسا نظام پارلمانی در صورت نبود، چنین احزابی شکل نمی گیرد. حضور احزاب قدرتمند در کشور های دارای نظام پارلمانی همین تلقی را تقویت می بخشد.

حضور نمایندگان کارآمد و کاردان در پارلمان از دیگر مولفه های مهم سیستم پارلمانی به حساب می آید. زیرا در این سیستم، نهاد دولت از درون پارلمان به وجود می آید. بدهی است که پارلمان نا کار آمد نمی تواند یک دولت کاردان را بیافریند. چه آنکه از کوزه آن تراود که در آنست.
در افغانستان اما، تا کنون یک نظام قوی و قدرتمند که متکی به خود باشد بوجود نیامده است .چرا که افغانستان یک کشور ضعیف است که در نبود جامعه جهانی معلوم نیست که بتواند دوام بیاورد، چه آنکه، پایه هایش لرزان است و از استحکام لازم برخوردار نمی باشد. با این وجود، نظام ریاستی کنونی که قوه مجریه از قدرت بیشتری نسبت به قوای دیگر برخوردار است، از مهار ناامنی ها، فساد اداری وهزاران مشکل دیگر عاجز مانده و اعتراف به ناتوانی می کند،آیا با این وضعیت نهاد دولت باید تقویت شود یا قوت آن باید توزیع گردد؟

حقیقت دیگر اینست که؛ صرف تغییر سیستم نمی تواند برای افغانستان مفید باشد چه آنکه سیستم سیاسی نیک، بدون سیاستمداران خوب، نمی تواند مشکلات یک کشور را حل کند و یا باعث پیشرفت یک جامعه شود. برفرض قدرت نمایی قوه مجره ، در صورت تغییرنظام ، آیا بیم آن نمی رود که پارلمان افغانستان دارای تمرکز قدرت شود و با عدم تحمل قدرت، مشکلات ناشی از قدرت گرای امتداد پیداکند. بنابر این تنها، تغییر سیسم نمی تواند راه حل مناسب برای حل مشکلات افغانستان و ترقی این کشور باشد.

بنابر این برای رهایی از جدال های سیاسی در مورد تغییر نظام سیاسی کشور به نظر می رسدکه به جای تایید مطلق نظام کنونی و یا رد مطلق آن باید در یک گفتمان ملی بصورت علمی و تخصصی در مورد حاکمیت نظام سیاسی که با شرایط سیاسی، اجتماعی،فرهنگی و جغرافیایی کشور هماهنگ است تبادل نظر صورت بگیرد و در نهایت نظامی که دارای مزایای بیشتر و ضعف های کمتری است و می تواند برای افغانستان مفید باشد تصمیم گرفته شود و یا اگر مزایای نظام کنونی بیشتر از ضعف های آن است،تغییرات لازم در همین سیستم انجام گیرد مانند اینکه بعضی از صلاحیت های ریاست جمهوری محدود شود و صلاحیت های پارلمان در صورت نیاز بیشتر گردد.

منبع:http://www.afghanpaper.com

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار