افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : اخبار, خبر ویژه -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : چهارشنبه, 8 اکتبر , 2014 لینک کوتاه خبر :

منافع ملی کشور را هرچه سریعتر مشخص کنید

اکنون ما نه اهداف ملی تعریف شده داریم و نه قدرت ملی و منافع ملی تعریف شده که بر مبنای آن اهداف ملی خود را تشخیص و تعریف کنیم. ما نه هنوز به قدرت ملی تبدیل شده ایم و نه اقدامات و رفتار سیاسی دولتمردان و نخبگان سیاسی ما در حول و هوش منافع ملی تعریف شده صورت می گیرد.

منافع ملی مفهوم اساسی در سیاست خارجی است. این مفهوم در اصل در بر گیرنده همه ارزش های ملی نیز می باشد. به سخن دیگر، منافع ملی عبارت است از وضعیتی که جامعه سیاسی در بهترین وضعیت ممکن سیاسی و قدرت قرار داشته و دولت ها برای تامین آن از راه های مختلف و متفاوت تلاش می کنند.

منافع ملی یک امر انتزاعی نه، بلکه یک امر واقعی و عینی است. منافع ملی را می توان آرزو های دولت توصیف کرد، همچنین می توان به طور عملی آن را در توصیف سیاست ها و برنامه های ویژه به کار برد. همه سیاستمداران تحت تاثیر دریافت هایی هستند که از منافع ملی دارند.

اندیشمندان علم سیاست منافع ملی را امر ملموس و عینی می دانند و معتقد هستند که منافع ملی معیارهای همیشگی است که باید با آن اقدامات سیاسی را جهت دست یافتن به اهداف ملی ارزیابی کرد. پس منافع ملی یک خط قرمزی هست در برابر اقدامات دولت های مقتدر و غیر مقتدر که برای دست یافتن به اهداف ملی شان می کوشند. به تعبیر دقیق تر، هیچ دولتی تعهد ابدی ندارد و تنها منافع ملی امری ابدی پنداشته می شود که مسوولیت دولت – ملت پیروی و پاسداری از آن است. پس منافع ملی تنها چهارچوبی است که قدرت ملی و نقش آفرینی دولت ها برای تحقق اهداف ملی در آن معنا می یابد.

منافع ملی همان خطوطی اساسی است که قدرت ملی را شکل بخشیده و قدرت ملی تحت منفعت عمومی وضع و اجرا می شود. بنابراین مباحث اهداف ملی، قدرت ملی و منافع ملی در هم تنیده اند. نگاه تک گرایانه نسبت به یک و یا هر دوی این ها، مفهومی کاملی را به دست نمی دهد. لذا این بحث زمانی که در افغانستان مطرح می شود، باید چند بعدی یا چند سویه در نظر گرفته شود. یعنی هنگامی که نقد و نظر از تعریف و عدم تعریف اهداف ملی صورت می گیرد، به معنای کل این مجموعه ی به هم پیوسته است زیرا این فاکتور ها تک عاملی شکل نمی گیرند و یا زمینه شکل پذیری آنها محدود است.

در بیشتر موارد اهداف ملی و سیاست های دولت ها در چهارچوب منافع ملی مطرح می شود. البته تا زمانی که مجموعه رفتارها و داده های سیاست ملی و سیاست خارجی دولت ها در طول زمان ارزیابی نشود، نمی توان درباره حوزه و محتوای منافع ملی دولت ها قضاوت کرد. گاهی واژه منافع ملی به حدی گنگ و مبهم است که به آسانی نمی توان رابطه ای میان سیاست گذاری های دولت ها و منافع ملی آنان بر قرار کرد. در حالی که منافع ملی با قدرت ملی ارتباط ارگانیکی دارد، این مفاهیم هر دو جنبه های ذهنی و انتزاعی نیرومندی نیز دارد که با ارزش های ملی و جهانی در آمیخته است.

اصولا وقتی از منافع ملی سخن به میان می آید، حوزه و اطلاق این منافع نیز باید مورد توجه قرار گیرد. حوزه و محدوده ی اطلاق منافع دولت ها به تبع برخورداری آنان از قدرت و توانایی های جدید دگرگون می شود. به سخن دیگر، محدوده ی منافع ملی را قدرت و عناصر تشکیل دهنده آن مشخص و تعیین می کند. یک دولت کوچک و متوسط، حوزه منافع ملی خود را بر اساس مرز بندی های جغرافیایی متعارف و در چارچوب حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی تعیین می کند. دولت های بزرگ به موازات افزایش قدرت و توانایی هایشان، به مرزهای متعارف ملی خویش بسنده نکرده، منافع ملی خود را در فراسوی مرزها جستجو می کند.

اکنون پس از شکل گیری دولت جدید، افغانستان نیز می تواند به عنوان یکی از کشورها در جنوب آسیا و بعد در معادلات بین المللی، منافع خود را در ورای مرزها جستجو کند.

اما اکنون ما نه اهداف ملی تعریف شده داریم و نه قدرت ملی و منافع ملی تعریف شده که بر مبنای آن اهداف ملی خود را تشخیص و تعریف کنیم. ما نه هنوز به قدرت ملی تبدیل شده ایم و نه اقدامات و رفتار سیاسی دولتمردان و نخبگان سیاسی ما در حول و هوش منافع ملی تعریف شده صورت می گیرد.

منافع ملی در افغانستان، نامشخص و تعیین نشده می باشد زیرا منافع فعلی افغانستان گره خورده با منافع اقلیت کله گنده های سیاسی در نظام است. هر جناح و گروه سیاسی و رهبریت اقوام به زعم و اراده ی خود خطی را به نام منافع ملی ترسیم کرده و در حول همان خط رفتار می کند، کنش های سیاسی آنها نیز بسته به همان خطوطی مرسوم شده شان است. در فرایند تعریف منافع ملی نخبگان سیاسی به یک شکل و صورت به منافع ملی نمی نگرند.

به همان میزانی که ما و نخبگان سیاسی نتوانیم به تعریف مشترک از منافع ملی دست یابیم، در سطوح مختلف با لغزش ها و چالش های سخت مواجه خواهیم بود. بنا بر این در وضعیت کنونی ما بیش از هر اقدام دیگر، به تعریف از منافع و تهدید مشترک نیازمند هستیم. دولت و ملت در مجموع باید روی تهدیدات مشترک و منافع با ثبات، در نخست به تفاهم رسیده و خطوط قرمزی را برای توقف سیاست در لبه آن به تعریف بگیرند و این مستلزم توجه به توانمندی های ملی و بین المللی کشور می باشد که با بهره برداری سالم از فرصت های پیشرو، بتوانیم نقش ملی بهتر از پیش را در نظام جهانی ایفا کنیم.

و این موضوع باید جزو اولین اقداماتی باشد که سران دولت وحدت ملی باید انجام دهند.

 

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار