ماجرای دختری که قربانی تجاوز یک پولیس شد!

زمان انتشار : پنج شنبه, 10 حوت , 1391 , بخش : اخبار, تحلیلی , کد مطلب : 15215 , نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ,
+
-

 دختری به نام ملیحه قربانی اختطاف و تجاوز یک مقام پولیس در بغلان شد…
وی ماجرا را اینگونه تعریف می کند:

نزديك به نيمه هاي شب بود كه دروازه منزل ما با صداي بلندي شكسته شد و چهار فرد مسلح به كلاشينكوف و چاقو، وارد منزل ما شدند.
در آن شب هيچ مردي در خانه ما نبود. من از ترس زياد، زير لحاف مادر بزرگم خود را پنهان كردم؛ ولي مردان مسلح، درست به طرف من آمده و دستم را گرفته و كشان كشان به طرف بيرون از منزل بردند. من، مادر كلانم و دو خواهرم همه ما با صداهاي بلندي فرياد مي‌زديم و از مادرم كمك مي‌خواستيم؛ ولي انگار تمام مردم قريه مرده بودند و هيچكس صداي ما را نشنيد.
اين گفته هاي مليحه؛ دختري است كه چهار ماه در بند اختظافچيان بود و هيچ فرد یا نهادی به فرياد وي نرسيد؛ تا او را از بند نجات دهد.
اين دختر ۵ ماه قبل از ولسوالي خوست ولايت بغلان، توسط افراد مسلح ناشناس از منزلش ربوده شده و به جاي نامعلومي منتقل شده بود.
پس از آنكه ملیحه اختطاف مي‌شود نهادهاي امنيتي ولايت بغلان بعد از انتشار خبر و درخواست پدر او در ولسوالي خوست به خاطر رهايی اين دختر عملیات نظامي راه اندازي مي‌كنند؛ ولي اين عمليات ناكام شده و اين نيروها نمي‌توانند اين دختر را پيدا کنند. پس از مدتي، عمليات دوم نیز توسط پوليس بغلان در ولسوالي خوست به خاطر رهایي اين دختر از نزد آدمربايان راه اندازي مي‌شود؛ اما باز هم عمليات ناكام مي ماند و پوليس بغلان برای بار سوم با بيشتر از ۴۰۰ نیروی پوليس عمليات ديگری راه اندازی می‌کند. عملیات چهارم هم نتیجه نمی‌دهد.

سرانجام اين دختر بعد از چهارماه مشروط بر اینکه اول اين دختر از ولسوالي خوست خارج نشود، دوم به رسانه ها و نهادهاي عدلي و قضایي مراجعه نكند و سوم اينكه اين دختر تمام كساني كه پوليس در عمليات ها در پيوند به اين قضيه بازداشت نموده را ببخشد، با فیصله بزرگان قومی آزاد می شود.
ولي زماني كه ملیحه از بند آدمربايان رها شد همراه با پدر و كاكايش و به كمك يكي از بزرگان قومي از ولسوالي خوست فرار نموده و خود را به ولايت بغلان می رساند.

مليحه مي‌گويد:زماني كه مرا اختطافچيان از منزل بيرون كردند، من زياد مقاومت مي‌كردم؛ ولي آنان مرا زياد لت و كوب كردند؛ تا جایي كه چندين قسمت سرم شكست و بيهوش شدم. زماني كه به هوش آمدم در يكي از منازل بودم و هرقدر كه سر و صدا مي‌كردم كسي به فريادم نمي رسيد. بعد از دو روز يكي از مردان اختطافچي آمده برايم گفت كه كسي نمي تواند تورا از چنگ ما رها كند؛ به همين خاطر تو بايد با يكي از ما نكاح كني و ما ملا را آورديم؛ ولي من سر و صدا كردم و آنان نتوانستند كه مرا نكاح كنند. فرداي همان روز قوماندان امنيه ولسوالي خوست به همان منزل آمد و به من اخطار داد كه قوماندان امنيه ولسوالي، من هستم و من طرفدار اين آدم‌ها هستم. حالا كسي نمي‌تواند تو را از نزد اينها رها كند؛ پس تو بايد با يكي از آنان نكاح كني؛ ولي من اين كار را نكردم.

مليحه اضافه می کند:بعد از چندروز براي آدمربايان خبر آمد كه در ولسوالي پوليس هايی از مركز ولايت بغلان مي آيند و آنان مرا از راه كوه ها به ولسوالي اندراب انتقال دادند. زماني كه پوليس از ولسوالي خوست بيرون شد آنان مرا دوباره به خوست بردند. بعد از چند مدت باز هم پوليس هايی كه در قومانداني با اين آدمربايان رابطه داشتند به آنان خبر دادند كه پوليس ها باز به ولسوالي خوست مي آيند و آنان بازهم مرا به كوه ها بردند؛ ولي بار سوم كه پوليس ها به خاطر رهايی من به خوست آمدند شخصي به اسم وكيل ذبيح كه وكيل شوراي ولايتي است و از اقوام آدم‌ربايان مي‌باشد به آنان اطلاع داد كه اين بار پوليس ها تمام كوه ها را خواهند گشت و آنان اين بار مرا به مركز ولسوالي خوست بردند و زماني كه پوليس ها مي‌خواستند آنجا را تلاشي كند؛ چون وكيل ذبيح با قوماندان امنيه بغلان به عنوان همكار پوليس ها آمده بود در همان منزل كه من بودم پوليس ها را نگذاشت كه آن منزل را تلاشي كند.
اين در حالي است كه بعد از ناکام ماندن عمليات سوم، پوليس، قوماندان امنيه ولسوالي خوست و سه افسر پولیس ديگر را به اتهام همكاري با آدمربايان بازداشت کرد كه محكمه اول نظامي، قوماندان امنيه ولسوالي خوست را به ۶ سال زندان و سه افسر ديگر را هر كدام به ۵ سال زندان محكوم كرد.
بعد از رهاي مليحه از نزد آدمربايان، ۹ تن ديگر نیز به اتهام دست داشتن در اين قضيه بازداشت شدند؛ ولي مليحه مي‌گويد كه قوماندان امنيه و سه افسر ديگر كه به چند سال زندان محكوم شده اند بايد جزاي بيشتري ببينند؛ چرا كه آنان تنها به اتهام غفلت از وظيفه جزا ديده اند؛ در حالي كه آنها از جمله آدمربايان بوده اند.

مليحه در حالي‌كه اشك می ریخت گفت:من از حكومت و نهادهاي عدلي و قضایي مي‌خواهم كساني كه بالاي من تجاوز نموده اند را به اعدام محكوم نمايد و كساني -چه پوليس و چه افراد ديگر- که در اختطاف من دست داشته اند، جزاي سنگين دهد.

در همین حال، نوريه حميدي؛ يک عضو شوراي ولايتي بغلان، اختطاف مليحه را يك امر شرم آور و دور از انسانيت دانسته مي‌گويد كه وجود افراد مسلح در ولايت بغلان باعث شده؛ تا خشونت ها عليه زنان در بغلان افزايش پيدا كند و اكثريت مسئولين حكومي در این ولايت از گروه هاي مسلح غيرمسئول حمايت جدي مي‌كنند.
همچنین مل پاسوال اسدالله شيرزاد؛ فرمانده پوليس بغلان مي‌گويد با وجود اينكه پوليس به خاطر رهايی مليحه، چندين بار در ولسوالي خوست عمليات هايی را انجام داد؛ ولي تمام اين عمليات ها ناكام ماند و تنها پوليس به تعداد ۱۴ تن كه در قضيه اختطاف مليحه دست داشتن را بازداشت كرد؛ اما عامل اصلي اين قضيه از ساحه فرار کرده است.
با این حال آقاي شيرزاد اذعان می کند كه علت ناكامي هاي پوليس در رابطه به رهایي مليحه از نزد اختطافچيان روابط قوماندان امنيه ولسوالي خوست و چند پوليس ديگر با اختطافچيان بوده است.
وي گفت كه در رابطه به اين قضيه، قوماندان امنيه ولسوالي خوست و دو افسر پولیس ديگر بازداشت شده و تمام پرسونل ولسوالي خوست به ولسوالي ديگری تبدیل شده اند.
آقاي شيرزاد نیز وجود افراد مسلح غيرمسئول و حمايت شدن اين افراد از سوي برخي مسئولين حكومتي را پذيرفت!

اشتراک گذاری »