افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : اخبار, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : شنبه, 9 ژانویه , 2016 لینک کوتاه خبر :

ضرورت توليد و توسعه انرژي برق در کشور

شايد کمتر کسي باشد که اهميت و ضرورت توليد و توسعه انرژي برق در کشور را درک نکند، زيرا:

الف. تمام بخش‌هاي مختلف صنايع مثل شرکت‌هاي توليدي، استخراج معادن، بخش‌هاي ساختماني، و خدماتي و هم‌چنين مصارف خانگي و ادارات وابسته به انرژي برق مي‌باشد.

ب. يکي از راه‌هاي کاهش آلودگي هوا به‌خصوص در کلان شهرهاي مثل کابل در فصل‌هاي سرد خزان و زمستان، تقويت و توسعه بخش انرژي برق علاوه بر تأمين انرژي بخش صنعت، براي مصارف خانگي و منازل رهايشي مي‌باشد. مشکل آلودگي هوا و ايجاد امراض مرتبط با اين معضل و تلفات انساني که به طور متوسط سالانه بين 3500 تا 4500 نفر در شهر کابل جان خود را به دليل آلودگي هوا و استفاده مردم از سوخت‌هاي غير استندرد از دست مي‌دهند، ايجاب مي‌نمايد که دولت روي اين مهم تمرکز بيشتري نموده و برنامه‌هاي ميان مدت و دراز مدتي را وضع نمايد.

ج. در سال‌هاي اخير استفاده کنندگان از انرژي برق افزايش بالاي داشته‌اند، بر عکس توليد و توسعه انرژي الکتريسته که رشد قابل توجهي نداشته است و بيش‌تر برق مورد نياز استفاده کنندگان از طريق برق وارداتي از کشورهاي هم‌سايه تأمين شده است که اين موضوع باعث بدتر شدن کسري بيلانس تجاري نيز گرديده است.

براي اينکه اهميت اين بخش به درستي درک شود، گزارشي از وضعيت توليد و توريد برق در سال‌هاي اخير بر بنياد گزارش اداره مرکزي احصائيه ارائه مي‌گردد.

بربنياد گزارش اداره احصايه در سال 1389 بيش از 49 درصد برق مصرفي کشور از طريق توليدات داخلي تأمين مي‌گرديد که اين رقم در سال 1391 به 22 درصد کاهش يافته بود. ميزان توليد برق داخلي در سال 1393 نيز در حدود 22 درصد مقدار برق مصرفي در کشور بوده است. يعني در سال 1393 از مجموع 4760 ميليون کيلووات ساعت برق توليدي و وارداتي 1049 ميليون کيلووات ساعت برق فقط در داخل توليد شده و مقدار 3711 ميليون کيلووات ساعت از 4 کشور همسايه يعني ايران (868 ميليون کيلووات ساعت)، تاجيکستان (1128 ميليون کيلووات ساعت)، ازبکستان (1241 ميليون کيلووات ساعت) و ترکمنستان (474 ميليون کيلووات ساعت) وارد شده است.

در همين سال از مجموع برق توليد داخل بيش از 85 درصد توسط توربين‌هاي آبي توليد شده است و نزديک به 7 درصد توسط نيروگاه‌هاي ديزلي و 8 درصد ديگر توسط مولدهاي حرارتي توليد شده است.

توليد انرژي برق در سال 1393 نسبت به سال 1392 به اندازه 2.6 درصد رشد داشته است و در سال 1392 نسبت به سال 1391، در حدود 17 درصد افزايش را نشان مي‌دهد.

د. بخش عمده‌‌ي انرژي برق کابل و برخي از شهرهاي ديگر از طريق برق وارداتي از آسياي ميانه تأمين مي‌گردد و در حال حاضر تنها يک لين خط 220 کيلوولت از مسير خطرناک هندوکش از طريق سالنگ به کابل امتداد يافته است و برق پايتخت نشينان را تأمين مي‌کند و گهکاهي بر اثر يک حادثه کوچک طبيعي مثل برف‌کوچ براي مدت طولاني کابل با خاموشي روبرو مي‌شود چنان‌که در آخر سال 1393 بر اثر برف‌کوچ و تخريب چند پايه برق در سالنگ، شهر کابل با يک خاموشي دو ماهه که ميليون‌ها افغاني به بخش صنعت و مصرف کنندگان خسارت وارد گرديد، روبرو گرديد و يقيناً در آينده نيز دچار اين مشکل خواهد شد.

حال پرسشي که مطرح است اين است که چرا شرکت برشنا و وزارت انرژي و آب اصرار دارند که خطوط دوم (کاسا 1000) و سوم (500 کيلوولت) انتقال برق از آسياي ميانه به کابل و سپس به ولايات هاي جنوبي افغانستان و در نهايت آسياي جنوبي (پاکستان) از يک مسير خطرناک و حادثه خيز مثل سالنگ يا نزديک به آن بگذرد؟

به‌طور صريح و آشکار به مسئولان شرکت برشنا و وزارت انرژي و آب بايد يادآور شد که با پروژه لين انتقال برق 500 کيلوولت از دشت الوان پلخمري به کابل نکاتي کليدي و تخنيکي را مورد توجه قرار دهند و به خواسته‌ها و نيازمندي‌هاي همه مردم و مناطق کشور مخصوصاً مناطق مرکزي که به صورت مکرر در زمينه تأمين انرژي برق از حکومت خواستار عدالت در زمينه شده اند، توجه نمايند و از ظلم و اجحاف در حق اين مردم خودداري کنند.

خواسته‌هاي که همراه با پشتوانه و استدلال تخنيکي و اقتصادي و از همه مهم‌تر تحقق عدالت اجتماعي و شکست حصر طبيعي مناطق هزاره‌جات ـ که جزو شعارهاي انتخاباتاتي رئيس جمهور محترم بوده و اکنون نيز بخش از پاليسي حکومت را تشکيل مي‌دهد ـ مي‌باشد. آنگهي مصالح ملي، وحدت ملي و احترام به قانون اساسي و روا نبودن تبعيض ميان شهروندان کشور، تنها با عملکرد درست محقق مي‌شود نه باشعار و حرف!.

ماده ششم قانون اساسي مي‌گويد «دولت به ايجاد يک جامعه مرفه و مترقي براساس عدالت اجتماعي، حفظ کرامت انساني، حمايت از حقوق بشر، تحقق دموکراسي، تأمين وحدت ملي، برابري بين همه اقوام و قبايل و انکشاف متوازن در همه مناطق کشور مکلف مي‌باشد.» نتيجه طبيعي اين ماده اين است که هرکس بخواهد از هر طريق به اين مؤلفه‌ها به‌خصوص رفاه جامعه، عدالت اجتماعي، وحدت ملي، برابري ميان اقوام و انکشاف متوازن، ضربه بزند، خاين ملي بوده و مي‌بايست مورد پيگرد قرار بگيرد.

چرا مسير باميان به‌جاي سالنگ؟

روز گذشته وکلاي ولايات مرکزي در يک کنفرانس خبري خواسته‌هاي موکلان خود را مبني بر انجام پروژه 500 کيلوولت از مسير باميان با رسانه‌ها در ميان گذاشتند. در اينجا براي اينکه خواسته‌هاي مردم ولايات مرکزي و وکلاي  آنها به صورت مستدل و منطقي مبرهن گردد، خلاصه سروي شرکت فيخنر (Fichtner) جرمني که در سال 2013م در راستاي تهيه و تدوين ماستر پلان برق 20 ساله افغانستان انجام داده بود و گزارش نهايي آن در اختيار بانک انکشاف آسيايي و وزارت انرژي و آب قرار گرفته بود، آورده مي‌شود و سپس به دلايل ديگر اين مهم خواهيم پرداخت.

توسعة شبکة برق در افغانستان يکي از پروژه‌هاي زيربنايي اقتصادي در افغانستان است که ماسترپلان 20 سالة آن در دورة حکومت پيشين (در ابتداي سال 2013 ميلادي) نهايي شد. از سوي ديگر افغانستان از نظر موقعيت جغرافياي براي انتقال برق از شمال به جنوب آسيا نيز مساعد تشخيص داده شده است. به همين دليل طرح انکشاف شبکة برق افغانستان نيز در همين چارچوب تدوين شده است، تا از يک سو مسير انتقال برق ترانزيتي از آسياي ميانه به آسياي جنوبي باشد و از سوي ديگر با استفاده از بازار به وجود آمده، مي‌تواند به تأمين برق مورد نياز شهروندان کشور بپردازد و در صورت توليد برق بيشتر مي‌توان مازاد بر نياز داخلي خود را به کشورهاي جنوب آسيا صادر نمايد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار