افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : اخبار, خبر ویژه, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : سه‌شنبه, 29 دسامبر , 2015 لینک کوتاه خبر :

رواج روحیه داعشی در حکومت

نکته مهم و نگران کننده در ارتباط با موضوع اين است که متاسفانه با وقوع رويداد يادشده اين نگراني جدي مي شود که روش و روحيه داعشي ممکن است محدود به همان گروه باقي نماند. آنچه در ننگرهار راجع به سربريده شدن داعشي ها و به نمايش گزاردن آنان صورت گرفت ممکن است در دراز مدت بدل به يک عرف و رويه معمول و خطرناکي شود که همگاني گردد. در آن صورت عمق و گستره فاجعه به مقياسي خواهد بود که هيچ کس از آن در امان نخواهد بود.

 

چند روز پيش مقامات محلي در ولايت ننگرهار در شرق کشور، گزارش درگيري ميان افزاد خيزش مردمي وابسته به يکي از اعضاي ارشد مجلس نمايندگان و جنگجويان داعش در ولسوالي اچين را تاييد نمودند. در اين گزارش گفته شده است

 

هنگامي که چندين تن از دو طرف درگيري به اسارت گروه هاي درگير افتادند و زماني که داعشيان سر چهار تن از افراد خيزش مردمي را بريدند، افراد وابسته به اين عضو مجلس نمايندگان نيز سر پنج داعشي اسير شده را بريدند، سپس سرهاي بريده شده اعضاي داعش را در مقابل پوسته هاي خود در کنار جاده در ولسوالي اچين به نمايش گذاشتند. عاملين اين عمل در توجيه کار شان اظهار داشته اند که در جنگ حلوا تقسيم نمي شود، در جنگ کشته مي شوند! آن هم در زماني که هيچ کمکي از سوي دولت به مانرسيده بود ما چه مي کرديم؟و…نکته تکان دهنده ديگري که در ارتباط با اين قضيه قابل يادآوري مي باشد اين است که در هنگام نشر اين گزارش از رسانه هاي عمومي تصويري، مسافرين و مردم عادي در حال عبور از موتر پايين شده از سرهاي بريده شده عکس مي گرفتند؟!

 

به نظر مي رسد آنچه در ولايت ننگرهار در ارتباط با قضيه ياد شده اتفاق افتاده است مي توان از زواياي مختلف آن را بررسي نمود ونگراني هاي موجود را مطرح ساخت. نکته نخست اين است که متاسفانه جامعه ما از دير زماني است که با جنگ و خشونت دست و پنجه نرم مي کند. به تعبير ديگر جنگ و خشونت بخشي از زندگي مردم ما گرديده است. طبيعي است که تداوم و تسلط چنين وضعيتي بر روح وروان و اخلاق و ساختار زندگي فردي و جمعي مردم ما اثر گذاشته است. با تداوم خشونت و جنگ و ظهور گروه ها و جريان هاي مختلف با ادعاهاي مختلف سرانجام در اين اواخر يکي از گروه هاي خشن که درجنگ و خشونت با قساوت تمام عمل نموده است، ظهور نمود که بعنوان گروه داعش از آن ياد مي شود. اعمالي که داعشي ها در مدت کمي از ظهور خود مرتکب گرديده اند بسيار تکان دهنده و خشونت بار است. آنان مبتکر غيرانساني ترين روش ها در جنگ و خشونت هستند. گروه داعش ايجاد ارعاب و هراس‌افکني را اولين و مهم ترين و شايد يگانه‌ روش خود در برابرِ مردم و مخالفين ‌شان برگزيده اند.

اما نکته مهم و نگران کننده در ارتباط با موضوع اين است که متاسفانه با وقوع رويداد يادشده اين نگراني جدي مي شود که روش و روحيه داعشي ممکن است محدود به همان گروه باقي نماند. آنچه در ننگرهار راجع به سربريده شدن داعشي ها و به نمايش گزاردن آنان صورت گرفت ممکن است در دراز مدت بدل به يک عرف و رويه معمول و خطرناکي شود که همگاني گردد. در آن صورت عمق و گستره فاجعه به مقياسي خواهد بود که هيچ کس از آن در امان نخواهد بود.

 

نکته دوم که در اين ارتباط قابل يادآوري مي باشد اين است که چرا اين افراد به عمل مقابله به مثل و همسان داعشي ها روي بياورند؟ به تعبير ديگر چرا نيروهاي مردمي به چنان رويه ها و عمل هاي غيرانساني داعشيان معترض بوده و در برابر آن بپا خاسته اند اينک خود به چنان رويکرد داعشي صفت دست يازيده‌اند؟ گمان بر اين است که مسئله دوام جنگ و خشونت نوعي از ارتکاب عمل هاي خشونت بار را قبح زدايي کرده است. امروزه تفنگ در دست داشتن و کشتن افراد ديگر موجب شوکه شدن و مضطرب شدن افراد نمي گردد. وضعيت فرورفته در ناامني سبب گرديده است که هم اکنون تقريبا بسياري از خانواده هاي ساکن در کابل تفنگ يا تفنگچه در خانه خود براي حراست و دفاع دارند. مسئله اي ديگر آنست که متاسفانه حکومت و دستگاه هاي امنيتي و دفاعي نيز در ارتباط با تامين جان و مال مردم و حفاظت از محيط شان فعال نبوده و نتوانسته بگونه اي عمل نمايند که اعتماد مردم را بدست آورند. چنانچه در قضيه فوق يادآوري شده که ما به اين دليل دست به سلاح برده ايم و در برابر داعش بصورت خودجوش بپا خاسته ايم که حکومت درباره امنيت ما اقدام موثر ننموده و از ما حمايت نکرده است. بنابراين دو نکته يادشده از مهم ترين مواردي بود که بايد در ارتباط با قضيه و موضوع مطرح شده توضيح داده شد. اما بسط مسئله مي طلبد که اندکي ريشه هاي جنگ و خشونت در کشور نيز مورد تأمل قرارگيرد. پرداختن به اين مسئله به ما کمک خواهد کرد تا دريابيم که چرا مردم و جامعه ما به نقطه اي رسيده اند که امروز در آن جامعه گروه هاي مثل داعش جاي بگيرند و يا مردم مجبور به ارتکاب رويه هاي داعشي صفت شوند. به تعبير ديگر و در يک دايره کلي تر مي توان گفت اصلي ترين دليل تداوم جنگ و نرسيدن به زندگي صلح آميز در کشور بر چه عواملي نهفته است؟ آيا واقعاً آنچنان که گفته مي شود، تنها دسيسه بيروني در جنگ هاي افغانستان نقش دارد؟ و يا اينکه ما چالش هايي را از درون هم داريم؟ آسيب هاي دروني صلح در کشور از کجا سرچشمه مي گيرد؟ و اينکه چگونه ميتوان در کشور به صلح دست يافت؟ در تحليل دقيق تر مي توان گفت که روحيه برتري جويي در چارچوب قوم، زبان، باورها، منطقه، گروه، حلقه يکي از برجسته ترين عواملي است که خشونت ها را در کشور موجب گرديده و سبب تقويت آن گرديده است. واکنش هاي بوجود آمده در چنان فضايي سبب گرديده است که براي حفظ و تثبيت برتري خود، يا حتا مقابله با روحيه برتري خواهي متکي به بيگانگان شده و در نهايت موجب بازشدن پاي بيگانگان در کشور گرديده و افغانستان ميدان نبرد و ستيز منافع ديگران شود. عامل ديگر وجود بنيادگرايي افراطي است. متاسفانه در سال هاي پسين در واقع اوج بنيادگرايي افراطي را در منطقه و به تبع آن در کشور شاهد بوده ايم. اين عامل هم به عنوان عامل داخلي و هم عامل خارجي سبب گرديده است که دامنه خشونت ها و ستيزه جويي ها در جامعه گسترش يافته و تقويت گردد. در اينجا بصورت بسيار مي توان به چند عامل مهم بيروني در زمينه دوام جنگ و خشونت و دست نيافتن به صلح و زندگي مسالمت آميز اشاره نمود و از تفصيل آن پرهيز مي گردد. موقعيت استراتژيک افغانستان و رقابت هاي جهاني و منطقه اي، گسترش سياست هاي فرامرزي قدرت هاي بزرگ، دست اندازي و دخالت کشور هاي منطقه و بعضي از همسايگان در امور داخلي کشور، فراموشي افغانستان در مقاطعي از تاريخ سياسي هم از سوي غربي ها پس از خروج نيروهاي شوروي از کشور و هم از سوي قدرت هاي شرقي در سال هاي پسين. با در نظرداشت عوامل برشمرده شده وارايه ديدگاه هاي مطرح بايد گفت که تمام تلاش ها و کوشش ها بايد بر اين هدف استوار گردد که خشونت و جنگ و روش هاي آن نه تنها در کشور قطع گردد، بلکه سعي نماييم که با استفاده از تمامي راهکارهاي واقع بينانه در بعد داخلي و خارج بصورت دقيق کارگرفته شود. مهم تر از همه اين که با اطلاع رساني و بالابردن سطح آگاهي جامعه و ساماندهي نيروهاي مردمي اين درک و واقعيت را برجسته سازيم که داعشي صفت شدن نمي تواند پايان خشونت و روش منکوب ساختن مخالفين باشد. البته که با دشمنان صلح و امنيت با قاطعيت برخورد نمود اما با رعايت موازين انساني و اخلاقي. برخوردهاي واکنشي موجب گشايش در چالش ها نخواهد شد بلکه وضعيت را بيش از پيش پيچيده و بحران زا خواهد ساخت. در اين راستا مسئولين حکومت بايد هرچه فوري اقدام نموده و تدابير لازم را در کنترل اوضاع و بويژه نيروهاي مردمي که از عملکرد خشن طالبان و داعشيان به ستوه آمده اند روي دست گيرد. توجه و اهتمام حکومت در زمينه مي تواند بخش عمده اي از چالش هاي امنيتي و ريشه هاي خشونت در جامعه را محو و تحت کنترل قرار دهد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار