افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : اخبار -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : چهارشنبه, 8 جولای , 2015 لینک کوتاه خبر :

دولت عاملان تیزاب پاشی در هرات را دستگیر کند!

از قضیه اسید پاشی به صورت سه تن از دختران مکتب از سوی افراد موترسکل سوار سه روز می گذرد، ولی این نخستین باریست که فاطمه یکی از این قربانیان در این مورد سخن می زند.

 

فاطمه دختری که به صورت وی از سوی افراد ناشناس در شهر هرات تیزاب پاشیده شده، خواستار گرفتاری عاملان این رویداد از سوی دولت افغانستان می باشد.

 

او می گوید: در صورتیکه دولت افغانستان امنیت او و دیگر دختران مکتب را تامین نکند، دیگر نخواهند توانست به مکتب بروند.

 

از قضیه اسید پاشی به صورت سه تن از دختران مکتب از سوی افراد موترسکل سوار سه روز می گذرد، ولی این نخستین باریست که فاطمه یکی از این قربانیان در این مورد سخن می زند.

 

فاطمه نسبت به خواهر کوچکتر خود ریحانه و یکی دیگر از همصنفان خود بیشترین آسیب را از این رویداد دیده است.

 

او حالا با چشمان کاملاً بنداژ پیچیده در گوشۀ از خانه مسکونی خود نشسته و چند روزی است که با کتاب های درسی خود بیگانه شده است.

 

فاطمه که در صنف دوازدهم لیسه مهری هروی درس می خواند، از دولت افغانستان خواهان گرفتاری عاملان این قضیه است.

 

فاطمه صحنه درد ناک را از وضعیت تیزاب پاشی به صورت خود و خواهر کوچک اش چنین حکایت کرده گفت: “دو مرد موترسکل سوار که صورت شان را با دستمال نسبتاً بزرگ پیچانیده بودند آنان را در نزدیکی مکتب و آنهم در فاصله تقریباً صد متری یک پوسته امنیتی هدف قرار داده و از محل فرار کردند.”

 

حالا این دختر نوجوان همچنان مصصم است که مکتب برود و به تحصیلات خود ادامه دهد.

 

اعضای فامیل فاطمه نمی خواهند در این مورد صحبت کنند، چرا که ظاهراً معلوم می شود که ترس در اعضای وجود شان جای گرفته است.

 

اما مادر بزرگ آن، این واقعه را جنایت بزرگ و نا بخشودنی توصیف می کند.

 

مادر بزرگ فاطمه با دل پر از درد صدای عدالت خواهی بلند کرده می گوید: اگر دولت نمی تواند امنیت شاگردان مکتب را تامین کند، دروازه مکاتب را بسته کند.

 

حوادث از این دست بر دختران مکاتب در شهر هرات آنقدر فشار های روانی را بالای این خانواده ها افزایش داده که حتی انتظار گروه های هراس افگن در قدرت را می کشند.

 

حالا قضیه تیزاب پاشی بالای سه تن از دختران مکتب در مرکز شهر هرات زنگ خطر را بالای دیگر شاگردان به صدا در آورده است.

 

اما فاطمه با چشمان بسته که در بستر مریضی افتاده است، آنقدر مشکلات روحی و روانی بر وی غالب شده است که نمی خواهد از خانۀ خواب خود بیرون شود و ترس آنقدر در اطراف اش خیمه زده که بیم دارد آن حادثه دوباره بالایش تکرار شود.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار