افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : اخبار -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 1 دسامبر , 2014 لینک کوتاه خبر :

دوست یا دشمن؟!

ای برادر پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک و…

 

بیایید باهم زندگی کنیم، یکدیگر را درک و فرهنگ تحمل پذیری را در جامعه نهادینه سازیم، بیایید دوست ودشمن را از هم تفکیک نموده و وضعیت نابسامان کشور خود را به تحلیل بگیریم. تا به کی دنبال تفرقه افگنی و سوژه های قومی و نشنلیستی حرکت کنیم و تا به کی در گودال جهنمی بنام جغرافیای افغانستان بسوزیم و بسازیم و تا به کی قربانی ها و تا به کی سکوت نامردانه در قبال سرنوشت کشور و تا به کی تماشای هر نوع جنایت ضد بشری که لکه ای ننگ جوامع بشری از جغرافیای افغانستان بی شرمانه به نمایش گذاشته می شود!

 

همچنانیکه می دانید در شرایط حساس و نابسامان کشور قرارداریم، امنیت کشور ما هرروز وخیم تر و سردمداران کشور ما در فکر تنش های سیاسی و بدست آوردن قدرت قومی ویا… خود می باشند و نه تنها که از رای ما حراست نتوانستند، حتی آرای مردم را به مسخره گرفتند و عدم تحمل پذیری، خودخواهی و قدرت طلبی آنان هرروز و ضعیت کشور ما را به بحران و فاجعه نزدیکتر می سازد، بیایید بدون در نظرداشت هر معیاری انحصارگرایانه ای قومی، سمتی، نژادی و مذهبی، یک چند لحظه ای سکوت و در قسمت آینده ای کشور خود تامل و راه حل بحران را جستجو نماییم.

 

به نظرمن اولین چیزی که در شرایط فعلی مهم است تعریف مشخص از دوست و دشمن مردم افغانستان است! آیا کسانی که همه روزه کشورمان را به خاک وخون می کشانند و صدها نفر را به شهادت می رسانند و حتی به حیوانات هم رحم ندارند، برادر ما هستند؟ آیا کسانی که ترور وحشت و انتحار پیشه ای شان هستند و افراد ملکی را به شهادت می رسانند، مخالفان سیاسی ما هستند؟

 

آیا کسانی که جوانان و نیروهای فکری جامعه ما را سر می برند و به عنوان کارمند دولت جان شان گرفته می شود، آیا آنها (طالبان) لیاقت صلح را دارند؟ آیا شورایی بنام شورای عالی صلح افغانستان در چنین شرایطی که طرف مقابل بوی از انسانیت نبرده باشد و درک از انسانیت نداشته باشد لازم است که باز به آنها فرصت داده شود که دعوت به صلح نماییم؟ آیا در ضمیر آنها انگیزه ای بنام صلح وجود دارد؟ آیا سزاوار است که ما بدون دستاوردی که قبلا این همه پول مصرف کردیم و به عوضش از رییس شورای عالی صلح افغانستان، ریس شورای ولایتی بامیان، برادر تنی رییس جمهور کرزی و ده ها چهره سیاسی کشور گرفته تا طفل های معصوم، زنان، محصلان، نمازگزاران داخل مسجد و هزاران نفر دیگر را از ما قربانی گرفت، دوباره آهنگ صلح سردهیم؟

 

آیا خون هزاران هموطن آنقدر ارزش ندارد که هر انتخاری و طالب را دستگیر کردی به قتل برسانی و انتقام شهدا را باید بگیری و آیا خون آنها رنگین تر از خون شهدای بیگناه ما است و آیا به اندازه ای ریزه گل هم احساسی وجود ندارد؟

 

فکر کنم بجای تقویت شورای عالی صلح یگانه راه حل در شرایط کنونی این است که جنایت کاران را باید به سزای اعمال شان رسانید و زنده ماندن، و رها ساختن آنها باعث تقویه گروه تروریستان ودهشت افگنان می شود که باید جلوگیری نمود.

 

آیا خون شهدای گوشه گوشه ای کشورما از از پکتیا گرفته تا غور از هلمند گرفته تا قندهار و از کابل گرفته تا بدخشان و از غزنی گرفته تا بغلان و میدان هیچ ارزشی ندارد که بازهم سکوت بی شرمانه و حتی بعضی از دوستان ما دنبال توجیه غیر عقلانی می گردد و برای طالب بها می دهند و از چنین اشخاص هم باید دوری جست و به اندازه ای دولتمداران ما بی احساس است که حتی در چنین وقایعی ابرو هم خم نمی کند و حتی بسیار سطحی از قضیه می گذرد و دنبال توجیه غیر منطقی هستند و نمی دانم وزارت داخله و وزارت دفاع ملی چه دفاعیه ای در قبال این مسایل دارد؟ حتی در استجواب هم از بی تفاوتی های خویش به افتخار یاد می کند و بعضی از نمایندگان مجلس ما هم در قبال این قضایا بی تفاوت هستند و حتی کسانی هم هستند که شاید از گروه دهشت افگن بصورت غیر مستقیم حمایت کند.

 

ما به این نتیجه می رسیم که ما به اندازه ای یک زن افغانستانی و وطن پرست ( ریزه گل) هم شهامت وغیرت نداشتیم که در مقابل دشمن مردم افغانستان سنگر گرفته و انتقام شهدای خود را بگیریم و باید این حرکت ریزه گل برای ما، الگوی مبارزه با خونریزی ها و قتل عام ها باشد. یک حرکت جمعی و مردمی لازم و ضروری است که خود مردم در مرحله نخست از دولت جداً بخواهند که موقف شان در قبال مسایل امنیتی و مخصوصا طالبان روشن و مشخص نماید و ثانیا انزجار شان را بصورت راهپیمای ها و گردهمایی های فراقومی و منطقه ای از گروه دهشت افگنان و دشمنان مردم افغانستان نشان دهند.

 

دوستان!

کسانی که امروز از گروه طالبان و القاعده به عنوان برادر خطاب می کنند و مخالفان سیاسی کشور یاد می کنند خواهان وضاحت شویم که آیا شما در کدام صف قرار دارید آیا باما هستید و یا با برادران ناراضی و مخالفان سیاسی خودتان و حتی در بعضی موارد اندیشه ای در ذهن ما خلق می شود که ما طالب دولتی هم شاید داشته باشیم که خود حمایت گر و زمینه ساز فرصت بیشتر برای دهشت افگنان است.

 

ای برادر از هر قومی که هستیم در اول به فضل الهی مسلمان دوم اینکه افغانستانی و در یک سرزمین زندگی می کنیم و سرنوشت مشترک داریم و باز هم یک انسان هستیم باید انسانی فکرکنیم و ببنیم در قبال خود، جامعه و کشورمان چه مسوولیت و وظیفه داریم و چگونه تصمیم گرفته عمل نماییم تا کشور مان از بحران کنونی نجات پیدا کند و یکی از اساسی ترین کارها این است که دوست و دشمن افغانستان را تفکیک کنیم هم از بعد داخلی و هم از بعد خارجی از بعد داخلی هر که از هر قومی و از هر گروهی که هست و به ملت شریف ما افغانستان خیانت می کند و هر روز هموطنان ما را شهید می سازند، باید بشناسیم و جدی براساس قوانین اسلام با آنها برخورد شود. از بعد خارجی باید کشورهای دوست و دشمن از هم تفکیک شوند و نباید فرصت دیگرداده شود تا دیگران ، کشور ما را به میدان خون و تنش قومی و سیاست های خارجی تبدیل نماید و تا این مسایل و مشکلات امنیتی در کشور ما حل نگردد، سایر اصلاحات و تحول امکان پذیر نیست.

 

فساد اداری، فقر، بیکاری، بی اعتمادی و… معلول ناامنی و تفسیر نادرست از مفهوم دوست و دشمن می باشد و حتی تاهنوز ما قادر به تفکیک دوست و دشمن نشده ایم و اگر می دانیم ولی به دلایلی مختلف نمی خواهیم بدون در نظرداشت تعلقات ابراز نظر نماییم و این تحرک زمانی جامه عمل می پوشد که جوانان و نیروی فکری ما دست به اقدام شود و غافل از آنیم که حتی بعضی از نیروهای فکری جامعه ما متاسفانه نیز دنبال سوژه های قومی و تباری هستند که جلواعتمادسازی، نهادینه شدن دموکراسی و راه حل معضله افغانستان را گرفته است که باید بخود آییم و بدون تعلقات مذهبی و لسانی و قومی به آینده ای کشور خود تعمق نموده ومعیار اصلی در تصمیم گیری های کشوری ما، وحدت وهمبستگی ملی، شایسته سالاری و عدالت اجتماعی باشد.

 

بیایید دوستان دیگر مساله ای به نام قوم و منطقه و زبان و مذهب مطرح نباشد و به نام افغانستانی و برادر باهم برابر در سایه ای زندگی مسالمت آمیز راه جدیدی را انتخاب نماییم و گذشته های تلخ (دور و نزدیک) خود را در قالب زبان و مذهب فراموش کنیم و من به عنوان یک عضو از اعضای جامعه طرح و پیشنهادم انیست که در حل بحران افغانستان گام های عملی ذیل را برداریم.

 

1- تعریف مشخص دوست و دشمن از طرف حکومت و مردم افغانستان و حذف اصطلاحات چون برادران ناراضی و مخالفان سیاسی از قاموس سیاست داخلی افغانستان و به محاکمه کشاندن دشمنان مردم افغانستان

 

2- در اولویت قرار دادن مساله امنیت و بحران تروریزم درصدر برنامه های حکومت و صدور حکم برخورد جدی و نظامی در مقابل دشمن مردم افغانستان از طرف دولت افغانستان

 

3- ایجاد فرهنگ همدیگر پذیری و تحمل پذیری در بین اقوام افغانستان و پذیرش اینکه همه مردم افغانستان از ساکنان اصلی و بومی افغانستان هستند و به سرنوشت کشور شان سهم برابر دارند.

 

4- ایجاد شورای همبستگی ملی اقوام افغانستان بجای شورای عالی صلح افغانستان: ایجاد یک کمسیون ویا شورا جهت تقویت روحیه ملی گرای و باز تاب مشترکات و منافع ملی یکی از ضرورت های اصلی جامعه ماست که در این شورا اعضای فعال، روشن، بااحساس و وطن پرست از نمایندگان هرقوم، روی اشتراکات فرهنگی، تاریخی و… کار نموده و توسط نشریه های صوتی و تصویری و نوشتاری به همه ملت افغانستان اطلاع رسانی نمایند و از هر گونه تبلیغات زهر آگین قومی، زبانی و مذهبی جلوگیری و مطابق قانون باید مورد تحقیق و بازپرس قرار گرفته شود.

 

5- بسته ویا محدود نمودن رسانه های چاپی، صوتی و تصویری که مسایل قومی، سمتی، نژادی و مذهبی را دامن می زند.

6- جلوگیری و مبارزه بافساد اداری

7- در نظر گرفتن شایسته سالاری در نظام سیاسی و اقتصادی افغانستان

 

بادر نظرداشت مسایل فوق و تلاش برای حرکت جمعی و مدنی توسط مردم و حکومت افغانستان جهت از بین بردن مشکلات و بحران فعلی کشور، نیازمند فعالیت و انجام مسوولیت بیشتر در بخش های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور هستیم.

 

 

رمضان احمدی

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار