افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : اخبار, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : چهارشنبه, 8 آوریل , 2015 لینک کوتاه خبر :

حکومت ناتوان، دم از صلح می زند!

در این روزها نه تنها رهبری حکومت وحدت ملی جنابان داکتر اشرف غنی و داکتر عبدالله از صلح همه جانبه و فراگیر صحبت می کنند بلکه خارجی ها بشمول پاکستانی ها مداخله گر دم از مذاکره و مصالحه میزنند، در گذشته نیز نوشته بودم و یکبار دیگر تکرار می نمایم جنگ در افغانستان یک شبه شعله ور نگردیده که یک شبه صلح پایدار فرا رسد. رهبران حکومت وحدت ملی باید بدانند و باور داشته باشند تا زمانیکه برای حل منازعات بازمانده از دوران جنگ، در افغانستان راه حل اساسی جستجو نگردد ، تامین صلح و ثبات پایدار در کشور بحران زده ما هرگز ممکن نخواهد بود.

 

ما در شرایط کنونی نیاز به بازنگری جدی و ذوجوانبه بر وضعیت جاری و ماضی کشور داریم. تمامی مشکلات را باید بصورت شفاف و روشن با جامعه ملی و افکار عامه در میان گذاشته شود سیاست مجامله و معامله به شیوه سال های قبل تیر شده است مشکلی را حل کرده نمی تواند. در افغانستان کنونی از یکطرف سخن بر سر این است که سیستم و نظامی را بوجود بیاوریم تا از منافع گوناگون اجتماعی و سیاسی مردم نمایندگی کند و تا بدینوسیله صلح و ثبات تامین شود، از طرف دیگر این نظام به اندازه کافی کارآمد باشد تا روند اعاده حاکمیت ملی را در سراسر قلمرو کشور تامین و تعمیم ببخشد.

 

دولت به حیث وسیله ای برای نمایندگی از منافع و رفاه مشترک یک ملت، باید از انحصار اشخاص و گروه های محدود بخصوص تیم تحول و تداوم و تیم اصلاحات و همگرایی که در حال حاضر در اریکه قدرت تکیه زده اند رهایی یابد تا از حمایت اکثریت شهروندان برخوردار گردد. به نمایندگی های اجباری و کاذب، نمایندگی های بدوی و قومی نقطه پایان گذاشته شود. متاسفانه عدم هماهنگی و همسویی میان نیروها و شخصیت های سالم و لایق ملی، طی شش ماه گذشته ای حکومت وحدت ملی باعث شده تا اراده عده ای بر اراده جمعی چیره گردد. دولت به حیث یک سازمان بزرگ ملی باید از انحصار حلقات و اشخاص معین و نصب شده بیرون آورده شود. پیشنهاد ما به افکار عامه این است که به هیچ وجه نیازی به کنش ها و واکنش های خشونتبار برای تغیر وضعیت موجوده دیده نمی شود بلکه می توان رهبری اجتماعی مملکت را مبتنی بر قانون اساسی موجوده، بوسیله نهادها و ابزارهای دموکراتیک تغییر داد. سرکشی و فرصت طلبی، ساختارهای مافیایی و خشونتی، زمانی مضمحل می گردد که ما به یک دولت مدرن و ملی برسیم. دولت فعلی که مشهور به بی کفایتی و فساد پنداشته می شود، ظرفیت گام گذاشتن بخاطر مهار کردن واقعیت های منفی را از دست داده است.

 

آقای داکتر اشرف غنی به حیث فرد اول مملکت دارای روحیه لازم برای مواجه شدن با مشکلات عدیده افغانستان نیست چون دستگاه دولتش قدرت و اراده لازم را برای روبرو شدن با مشکلات موجوده افغانستان را ندارند. رییس جمهور باید با استفاده از صلاحیت های قانونی خود، هرچه عاجل تر محافل تفوق طلب را مجبور به ترک امتیاز طلبی های بی حد و اندازه شان نماید که به دلیل ناتوانی های شبکه ای، و وعده های داده شده در دور اول و دوم انتخابات ریاست جمهوری به مافیای زور و زر این کار را نمی تواند عملا انجام داد. هنوز هم در معاملات سیاسی با برخوردهای کرنش آمیز با محافل سرکش، منافع ملی افغانستانی ها را نادیده می گیرد و حلقات فرصت طلب را در سازمان دولت برشانه زخمی ملت هر روز تحمیل می کند. این در حالی است که جنبش مدنی کشور ما در بستر وضعیتی متولد شد و به جریان افتد که این حرکت الزاما در قالب طیف وسیعی از نهاد ها و موسسه ها و انجمن های متنوع با وظایف، مسوولیت ها، مقاصد و روش های کاری ویژه به میدان نیامدند بلکه در حقیقت غلبه بر ویرانیها و نابسامانی ها ی همه جانبه ناشی از سه دهه جنگ و آشفتگی و مهاجرت و فروریختن همه زیربناهای مادی و معنوی ای که موجودیت ملی و کشوری مارا ضمانت میکردند و دراولویت قرار داشتند که جبرا ما را از وظایف اصلی که عبارت بود از ترویج و تحکیم ارزش های دموکراسی و براه اندازی جنبش پویای ملی… به خطوط انحرافی و روزمرگی و پراگندگی سوق داد.

 

هرچند از ایجاد اداره موقت تا کنون اوضاع و شرایط به نفع نیروها و جریانات مدافع امنیت و آزادی و دموکراسی و حقوق بشر تحول چاره ساز نپذیرفته است و اگر همچنان نهادها و سازمان ها و شخصیت های ملی و مدنی و عدالت خواه، بر محور اصول و فلسفه دموکراسی بخاطر دستیابی به دولتی که آبرو و صلح و رفاه اجتماعی را تامین کند، همسو نشوند، ارزش ها و فرصت های موجوده نیز به خاکستر تبدیل خواهند گشت. ارزش هایی که می توان از آن به دفاع برخاست:

1 – دموکراسی و حاکمیت ملی

2 – آزادی در اشکال گوناگون

3 – حقوق بشر

4 – داعیه رفاه و عدالت اجتماعی

5 – اداره سالم

6 – صلح و امنیت

 

همانطور که گفتیم حکومت وحدت ملی یعنی (حکومت جوان اما ناتوان) نمی تواند نه تنها که صلح بلکه هیچکدام از ارزش های مطروحه را برآورده سازد. اگر بهتر و واقع بینانه تر بجنبیم و از لاک های صرف روشنفکرانه و عتیقه زدگی پرواز نکنیم، همه آنانی که قلب های شان برای نجات ارزش های متعالی می تپند، از طریق گفتگوهای سالم و چاره ساز به حیث آدم های مدرن و مدنی به پا نخیزیم، بحران نه تنها که تداوم می یابد بلکه ویرانی و اضمحلال عمیقتر و وحشتناک تر خواهد شد. در کشوری که جنگ تقلب و مقابله نظامی برای رسیدن به اقتدار ویا تضمین آن یگانه گزینه و وسیله ممکنه تعریف می شود پیوسته تضادهای متنوعی در این کشور قد بلند می کند که رسیدن به صلح و ثبات را دشوارتر می سازد.

 

دگرگونی های سیاسی و نظامی پس از کنفرانس (بن) اول با آنکه ساختار ها را تغیر داد و عوض کرد ولی مناسبات تغییر نکرده و همان تفوق طلبی های غریزی اجتماعی و سیاسی برای رسیدن به قدرت ویا حفظ آن همچنان یگانه فرهگ مسلط وسیله ممکنه تلقی وشناخته می شود که منجر به بن بست سیاسی در کشور ما شده است، هریک از گروه های اجتماعی و سیاسی که در انتخابات از دو تیم به قدرت رسیده یکی را حمایت کرده اند مطالباتی دارند که تحقق آنها در وضع کنونی میسر نیست که طالبان رادیکال ترین آنها است، در افغانستان کنونی چند جریان اجتماعی و سیاسی با هم در کشمکش به سر می برند که ناشی از منازعات و تجاوزها سه دهه اخیر در این کشور است نه آنطور که ادعا می شود ناشی از تضاد ها و منازعات تاریخی، هرچند که وجود بی عدالتی های اجتماعی وسیاسی در گذشته را نمی توان نادیده گرفت و انکار کرد اما وضعیت کنونی از آن ناشی و متبلور نمی گردد ولی متاثر می شود، در افغانستان امروز سه جریان اجتماعی و سیاسی با هم در گیرند، سنت گریان افراطی یعنی (طالبان) تنظیم ها وگروه های مسلح بجا مانده از جهاد مردم افغانستان علیه نظامی شوروی سابق با استحاله ورزیدن از ارزش های دینی و جهادی به گرایش های انرشیستی و سکتاریستی و جریان سوم ناسیونالیست ها و هواداران دموکراسی است که متآسفانه هر سه گروه اجتماعی و سیاسی در حال حاضر برای کسب و حفظ قدرت با هم مصاف می کنند.

 

بر علاوه این مشکل در حال حاضر تضادهای موجود را که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال پار بوجود آمده نمی توان به آسانی حل کرد مگر اینکه به وسیله ایثار و ابتکار که مستلزم خرد وبصیرت ملی است. نه تنها شما دو رهبر جناب آقای غنی و جناب آقای عبدالله بلکه هر یک از گروه های سیاسی و اجتماعی باید این حقیقت را درک کنند که به تنهایی قادر به کسپ و حفظ قدرت وایجاد حاکمیت پایدار نیستند، مگر اینکه از بخشی از مطالبات شان دست بردارند، راه حل مشکل امروزی افغانستان نیازمند باز نگری ملی از طریق بر پای گفتگو های صادقانه و سازنده ملی با حضوری نخبگان و همه جریان های سیاسی ممکن است که این بار نه به دعوت و میزبانی یکی از آنها ویا دولت موجوده بلکه با میزبانی و دعوت شخصیت های ثالث ملی، می شود کار سودمند را انجام داد.

 

آقایان داکتر صاحب اشرف غنی و داکتر صاحب عبدالله مردم افغانستان با اضطراب نسبت به آینده کشور شان می اندیشند آینده که باید صلح و امن را به مفهومی وسیع تری تامین و تظمین کند به هیچ گروه اجتماعی و سیاسی بشمول طالبان نباید این امتیاز داده شود که دولت وحکومت موود نظر خود را بر مردم افغانستان تحمیل کند، قانون اساسی موجوده افغانستان تا تعدیل و یا تنظیم قانون دیگری باید از جانب همه گروه های اجتماعی و سیاسی پذیرفته شود طالبان باید قناعت داده شوند تا با حفظ داعیه تعدیل و یا تغیر قانون اساسی البته به بوسیله یک مجلس ملی و همچنان داعیه خروج نیرو های چند ملیتی خارجی را در چنین مجلسی مطرح سازند و پس از تصویب این مجلس است که سبقه ملی پیدا کرده می تواند نه بوسیله زورگویی و انتحار.

 

سرانجام اینکه هیچ گروه اجتماعی و سیاسی حق سر باز زدن از اراده ملی را ندارد، حال اگر سوالی دیگری را مطرح کنیم که استقرار صلح و ثبات بدون سهم گیری و همکاری کشور های همسایه ممکن نیست به پاسخ باید بگویم بلی ولی عاملی که کشورهای همسایه و منطقه را همچنان مجال توطیه و دسیسه می دهد از پراگندگی و ناتوانایی ملی ما ناشی می شود، حضور در حدود 9800 هزار نیروی چند ملیتی خارجی اگر از یکطرف وضعیت منطقه را تشنج بار تر خواهد ساخت از طرف دیگر نقش بازدارندگی از مداخلات بیشتر همسایگان دور و نزدیک ما را نیز داشته است، در وضع موجود ما چاره ای جز قبول این واقعیت تلخ را نداریم که از حضور نیروهای غربی تا مادام بدست آوردن توان ملی برای دفاع از کشور و مردم خود استفاده کنیم ولی این به هیچ وجه به معنای سپردن خیر و شر خود به آنها نیست، مستقل شدن قبل از هر چیز به اتحاد و انسجام ملی نیازمند است که کار خود ما افغانستانی ها می باشد.

 

افغانستان امروز نقش تعین کننده در مناسبات اقتصادی، امنیتی وسیاسی منطقه دارد، یقنا کشورهای منطقه از جمله پاکستان نیز از این بیشتر به ماجراجوی ادامه ندهند و بلاخره باید مجبور شود تا به سیاست های آزار دهنده سه دهه گذشته خود در قبال افغانستان تجدید نظر نماید، چنانچه اکنون در میان مردم پاکستان این نگرانی رو به فزونی است که ادامه سیاست ماجراجویانه پاکستان برای خود این کشور خطرات مدهشی به دنبال دارد، از همین رو در این اواخر در محافل سیاسی و اجتماعی پاکستان اعتراض ها به سیاست های این کشور در قبال افغانستان بخصوص پس از حملات انتحاری و درگیری های مسلحانه اخیر در یکی از مکاتب خیبر پشتونخواه حملات در، سند و بلوچستان که در آن از سلاح های ثقیل استفاده شده و موجی از بمگذاری های انتحاری زمینه را برای تغییر سیاست پاکستان در قبال افغانستان مساعد ساخته، پاکستان اکنون می داند که فرصتی زیادی ندارد، دامنه خشونت ها به سرعت در پاکستان گسترش می یابد، همچنان کشورهای غربی نیز باید پاکستان را بطور جدی تحت فشار قرار دهند.

 

پاکستان و آمریکا طی سال های پس از سقوط حکومت طالبان بر سر مساله افغانستان به توافق نتوانستند برسند اما معامله و مجامله کرده اند. هرچند اسلام آباد تا اکنون میلیاردها دالر را از آمریکایی ها باجگیری کرده ولی آمریکا بیش از این به این رشوت دهی تن داده نمی تواند، واشنگتن سر گرم بررسی چگونگی برخورد با پاکستان است، اکنون بر ما افغانستانی ها است تا از این فرصت استفاده لازم نماییم. البته در پاکستان نیز شخصیت ها و نیروه های طرفدار حل مساله افغانستان نیز رو به فزونی است. ما با مردم پاکستان خصومتی نداریم، اصرار بر منافع یکجانبه با منطق عصر ما همخوانی ندارد. اگر ما در افغانستان رهبری درست و آگاه داشته باشیم پاکستان نیز چاره ای جز تغییر مسیر در مقابل ما نخواهد داشت کشور های دیگر منطقه نیز ناگزیر می شدند که سیاست خود در قبال افغانستان را تغییر دهند.

 

در این میان آنچه که مهم است نقش خود ما افغانستانی ها است که متاسفانه موجودیت خود را به حیث یک ملت نتوانستیم تثبیت کنیم. مهم ترین عامل ادامه بحران کنونی افغانستان، عدم انسجام، هدفمندی و رهبری سالم و با بصیرت ملی است که ما در حال حاضر آن را نداریم ما از انتخابات 2014 ریاست جمهوری زیاد اتنظار داشتیم اما بدبختانه آنچه که می خواستیم آنطور نشد شاید ملت ما اشتباه انتخابات سال های قبل را تکرار کرده باشد. امیدوارم زمامداران در عملکرد های خویش تجدید نظر نمایند و مردم در انتخابات سال های بعدی مکررا مرتکب اشتباه نشوند.

 

 

احمد سعیدی

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار