افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : اخبار, خبر ویژه, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : شنبه, 23 آگوست , 2014 لینک کوتاه خبر :

بي ثباتي حكومت دموكراتيك در پاكستان و تاثيرآن بر وضعيت افغانستان

پاكستان اين روز ها آبستن مشكلات و چالش هاي متعدد است. عمران خان، رئيس حزب تحريك انصاف پاكستان و يكي از مخالفين حكومت خواهان استعفاي نواز شريف نخست وزير پاكستان شده است.

طاهر قادري روحاني با نفوذ در پاكستان نيز با عمر خان هموا است. او نيز، خواهان استعفاي نواز شريف شده است. اين دو خواهان استعفاي نخست وزيري است كه او از طريق انتخابات و فرايند دموكراتيك به قدرت سياسي دست يافته است. بنا به گفته دولت پاكستان درخواست عمر خان و طاهر قادري خلاف قانون اساسي پاكستان و خلاف روند هاي دموكراتيك است. آنچه اين مسئله را جالب ساخته است، به ظاهر بي طرف نشان دادن ارتش پاكستان است. ارتش پاكستان بيان داشته است كه دو طرف بايد از طريق گفتگو و مذاكره به نتيجه برسد. اما عمر خان گفته است تا زماني كه نواز شريف استعفا ندهد، حاضر به مذاكره با او نخواهد شد. اين وضعيت پاكستان را به كجا خواهد برد. آيا حكومت دموكراتيك و مردمي ادامه خواهد يافت و يا اينكه مخالفان دولت و ارتش پاكستان قدرت سياسي را به دست مي گيرد. تاثير اين وضعيت بر روند دموكراسي در افغانستان چه گونه خواهد بود.

قبل از پرداختن به مسئله نيازمند بررسي اهميت اين مسئله مي باشيم. اول؛ بي ثباتي در پاكستان تا حدودي زيادي تاثيري بر وضعيت افغانستان خواهد گذاشت. در تئوري هاي جديد روابط الملل، بي ثباتي در يك كشور مساوي به تامين منافع ملي كشور هاي ديگر نيست. بلكه بي ثباتي در يك كشور به معني تهديد جدي براي كشور هاي ديگر و به خصوص كشور هاي همسايه تلقي مي شود. باور نگارنده نيز بر اين است كه هر نوع بي ثباتي در پاكستان تاثير منفي افغانستان خواهد گذاشت. بنابراين، از اين جهت براي ما حائز اهميت است كه اوضاع پاكستان را رصد كنيم و متناسب با آن رفتار ها و كنش هاي خود را سازماندهي نمايم و در مواردي آمادگي هاي لازم جهت مصون مانندن از تاثيرات منفي آن باشيم. دوم؛ رشد و تحكيم دموكراسي در منطقه منجر به رشد و تحكيم دموكراسي در كشور هاي ديگر نيز مي شود. از آنجايي كه افغانستان و پاكستان داراي مرز مشترك است و بيشترين تبادله تجاري و اقتصادي با همديگر دارد، تضعيف شدن دموكراسي در پاكستان بدون شك، باعث تضعيف دموكراسي در افغانستان خواهد شد. زيرا، با تقويت شدن گروه هاي مخالف دموكراسي و حقوق بشر در پاكستان منجر به روحيه گرفتن گروه هاي ضد دموكراسي و حقوق بشر در اين سوي مرز مي شود. از اين جهت، مورد تهديد قرار گرفتن حكومت دموكراتيك و يا بي ثباتي حكومت دموكراتيك در پاكستان روي ثبات و دموكراسي در افغانستان تاثير مي گذارد. بنابراين بررسي مسائل پاكستان از اين جهت براي افغانستان داراي اهميت فوق العاده مي باشد.

پاكستان يك كشور كودتا خير بوده است. كودتا روش براي انتقال قدرت سياسي از فردي به فرد ديگر و يا از حزبي به حزب ديگر بوده است. كودتا اما، از طريق ارتش صورت مي گرفته است. ارتش پاكستان اكنون نيز، داراي بيشترين قدرت مي باشد. در صورت كه ارتش پاكستان از حكومت حمايت نكند، امكان حفظ حكومت ممكن نيست. اين نه به خاطر ضعف بيش از اندازه نهاد هاي حكومتي است بلكه به خاطر سياسي بودن ارتش پاكستان مي باشد. بدين معني، اگر ارتش پاكستان از حكومت حمايت نكرد به معني اين است كه در تقابل با نهاد هاي سياسي و اداري حكومت(ممكن به صورت آشكار و يا پنهان) قرار گرفته است. اگر چه در سال هاي اخير روند انتقال قدرت تغيير نموده است و نقش مردم پاكستان بيشتر شده است و قدرت سياسي از طريق انتخابات انتقال مي يابد. اما، ارتش پاكستان تا هنوز غير سياسي نشده است. ارتش پاكستان سياسي ترين نهاد مي باشد. بنابراين، ارتش در زد و بند هاي سياسي و تصميم گيري ها تا حدودي زيادي نقش برجسته و اساسي دارد.

سازمان استخبارات پاكستان نيز يكي از مهمترين نهاد هاي در حفظ ثبات سياسي مي باشد. در كشور هاي دموكراتيك سازمان هاي استخباراتي نقش در تصميم گيري هاي مهم و اساسي ندارد. تصميم گيري بيشتر به افراد غير نظامي واگذار مي شود. افرادي كه در ارتش و سازمان هاي استخباراتي پست هاي كليدي نداشته باشد. در پاكستان اما، ارتش پاكستان و سازمان استخباراتي آن نقش برجسته تر از نهاد هاي سياسي و … دارد. نوع بازي ارتش پاكستان و سازمان استخباراني آن تعيين كننده وضعيت سياست و ثبات در پاكستان مي باشد. بنابراين، حفظ ثبات در پاكستان تا حدودي زياد بستگي به رفتار ها و كنش هاي اين دو نهاد دارد. در عين حال، ناديده نبايد گذاشت كه نخبگان سياسي در چارچوب قدرت و خارج از چارچوب قدرت نقش زياد در حفظ ثبات سياسي دارد.

موقعيت و جايگاه گروه هاي مخالف دولت تاثير بسزايي بر اوضاع مي گذارد.در پاكستان قدرت سياسي ميان دو خانواده دست به دست شده است. موقعيت آن ها و ميزان دسترسي گروه و حزب مخالف تا حدودي در ثبات و بي ثباتي تعيين كننده است.

به صورت كلي، بي ثباتي و زير سوال رفتن حكومت دموكراتيك در پاكستان به نفع ثبات و دموكراسي در افغانستان نيست. اولين و اساسي ترين تاثير آن بر وضعيت افغانستان رشد گروه هاي تند رو است. زيرا، بي ثباتي در پاكستان زمينه را براي رشد گروه هاي تند رو فراهم مي كند. از فرصت اما، گروه هاي مخالف مسلح دولت و گروه هاي تندرو در افغانستان نيز استفاده مي كند. از يك نگاه، گروه هاي تند رو در دو سوي مرز افغانستان و پاكستان پيوند تنگاتنگ و رابطه نزديك با همديگر دارد. بنابراين قدرتمند شدن گروه هاي تندرو در پاكستان به معني قدرتمند شدن تندرو ها در خاك افغانستان نيز خواهد بود.

بي ثباتي حكومت دموكراتيك اما، بيشترين ضربه را به روند دموكراسي در افغانستان خواهد گذاشت. زيرا، تضعيف شدن دموكراسي در پاكستان باعث خواهد شد كه از دو جبهه عليه دموكراسي در افغانستان مبارزه صورت گيرد. از يك جبهه گروه هاي مخالف دموكراسي و حقوق بشر است و از جانب ديگر، حكومت پاكستان در تلاش خواهد بود تا دموكراسي در افغانستان مانند پاكستان ضعيف بماند. بنابراين، سازمان ملل متحد و ايالات متحده امريكا بايد توجه جدي به مسئله پاكستان داشته باشد تا فروپاشي حكومت دموكراتيك در پاكستان منجر به بي ثباتي در افغانستان نگردد.‏

در پايان اين نوشتار بايد متذكر شوم كه نوع نگاه حكومت پاكستان و افغانستان نسبت به روند تحولات در دو سوي مرز معيوب و ناقص است. هر دو كشور خواهان بي ثباتي در كشور مقابل است. فهم آن ها مبتني بر اين پيش فرض است كه بي ثباتي در كشور مقابل همسو با منافع ملي كشور شان است. باور نگارنده بر اين است كه اين نوع نگاه، معيوب است و در دنيايي امروز تعريف كه از منافع ملي صورت مي گيرد، ناسازگار با نوع نگاه سياستمداران كشور هاي جهان سوم مانند افغانستان و پاكستان است.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار