افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : اخبار, تحلیلی, سیاسی -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : یکشنبه, 23 ثور , 1397 لینک کوتاه خبر :

این فرد خیال رفتن ندارد!!

اشرف غنی که توانست با تیم مرموز ارگ تمامی مهره های دردسر ساز حکومت را منزوی و حذف کند خیال رفتن از قدرت را ندارد.

اشرف غنی

با نزدیک شدن به پایان حکومت وحدت ملی، مردم به تلخی دوران ریاست جمهوری اشرف غنی را با گسترش جنگ، ناامنی، فقر و بیکاری تجربه کردند و با توجه به حمایت همه جانبه امریکا و تلاش چهاساله ارگ برای سازماندهی انتخابات، حکومت وی ادامه خواهد یافت اما بدون نام وحدت ملی و تحمل شریک در قدرت.

در این میان، سیاستمدارانی که از چرخه قدرت نظام ترد شده اند و حکومت در سلطه چند تکنوکرات پشتون قرار گرفته آیا ایتلاف و اتحادها می تواند حداقل سدی در برابر حجم گسترده قبیله گرایی ارگ باشد یا تنها نمایشی است از شکست خورده هایی که برای ماندن به هر ریسمان پوسیده ای چنگ می اندازند؟

و اگرچه از انتحاری در کشتارهای دسته جمعی گرفته تا برکناری و حذف رهبران جهادی، انگشت اتهام به سوی اتمر و استانکزی گرفته می شود اما باید گفت که هست و نیست دوران جدید افغانستان که در کنفرانس بن پایه گذاری شد ثمره ای جز حکومت وحدت ملی و گسترش جنگ و ناامنی چه می توانست باشد؟.

افغانستان هیچ گاه رهبری در پی منافع ملی نداشت و برهمین مبناست که اشخاصی چون کرزی و اشرف غنی به ریاست جمهوری می رسند و تمامی اهداف خود را در از میان بردن رهبران غیرپشتون برای رسیدن به کشور پشتونیزم خلاصه می کنند در حالی که هیچ کشور و قدرتی در تاریخ جهان با وجود نسل کشی های تکان دهنده نتوانست به تصفیه قومی دست یابد.

این در حالی است که باقی رهبران قومی و سیاسی غیرپشتون برخواسته از دل جهاد، چنان دلبسته شهرت و ثروت هستند که با دسیسه های ساده همچون پیشکش پست های تشریفاتی مغلوب می شوند که نشان از عدم دوراندیشی سیاسی دارد و مهم تر از آن، خیانت به اعتماد مردم در عمر سیاسی خود به مانند جنرال دوستم، عطا محمد و محقق که اکنون پس از ایتلاف نمایشی نجات با عده ای از مقام های پشتون در انقره ترکیه دست به اتحادی دیگر زده اند.

هرچند ایتلاف نجات تنها در عکس های رهبران خود خلاصه می شد و هیچ دستاورد دیگری نداشت باید گفت که این رهبران در دوران های مختلف افغانستان، تجربه های بسیاری در اتحاد و ایتلاف های ناهمگون با عمری چند صباح داشته اند که مهم ترین فاکتور که همان اعتماد میان رهبران است را نداشته و نخواهند داشت زیرا همچنان کینه های گذشته پررنگ و تبارطلبی از اصول هر رهبر قومی می باشد.

قرن ها تجربه حکومت داری از رهبران پشتون، سیاستمدارانی قدرتمند ساخته است که با وجود اختلاف های عمیق برای حفظ برتری در قدرت و کنترول دیگر تبارها متحد و یکپارچه می باشند اما باقی بخصوص قومیت تاجک تهی از رهبری با اقتدار و عدم همبستگی همواره با شکست مواجه می شود و مطابق اهداف از قبل برنامه ریزی شده سران پشتون عمل می کنند به مانند کنفرانس بن و دوران پسا طالبان.

از جانب دیگر، مقام های با نفوذ پشتون با وجود قرار گرفتن در جبهه مخالف حکومت وحدت ملی آیا توان تشکیل اتحاد میان خود را ندارند و باید در کنار رهبران غیرپشتون وارد ایتلاف شوند یا در پس پرده برنامه های دیگری در جریان است؟

همانگونه که کرزی از حامی وابسته به امریکا بدل به منتقد سرسخت ارگ سفید شد تا بتواند با رهبری جریان مخالف، پشتونیزم کردن افغانستان را تسریع بخشد حضور مقام های قدرتمند پشتون در کنار رهبران ایتلاف نجات تنها می تواند حکم کنترول توسط ارگ را داشته باشد.

در همین راستا، اشرف غنی که توانست با تیم کوچک اما مرموز ارگ تمامی مهره های دردسر ساز حکومت را منزوی و حذف کند و از توافقنامه حزب اسلامی من‌حیث فشاری برای ساکت کردن صداهای مخالف سود ببرد خیال رفتن از قدرت را ندارد بلکه در حکومت بعدی دیگر نه عبدالله است و نه جنرال دوستمی که خار چشم رهبران پشتون باشد.

و با توجه به سقوط عطا محمد از محبوبیت مردمی که در یک قدمی رهبری جریان مخالف بود و جنرال دوستمی که دیگر مهره ای قدرتمند در شمال نمی باشد، گلبدین حکمتیار با حزبی قدرتمند و یک لشکر نظامی خواهان تصاحب چوکی های ولسی جرگه برای حزب اسلامی است زیرا حزب جمعیت با حذف رهبران بانفوذ خود در قدرت درگیر نبردهای درونی می باشد و حزب جنبش نیز در تبعید رهبر دیگر به مانند گذشته منسجم نیست.

انتخابات ولسی جرگه و شورای ولسوالی ها در صورت برگزاری اگر در تقلب به مانند انتخابات گذشته باشد در سازماندهی نظیر نخواهد داشت اگرچه انتخابات ریاست جمهوری در حمایت همه جانبه امریکا از اشرف غنی و نبود رقیبی قدرتمند از باقی اقوام می تواند تداوم ریاست جمهوری برای وی باشد حال می خواهد بیشمار ایتلاف مخالفان در برابر ارگ به وجود آید زیرا این گونه رهبران نشان داده اند که بازیگران کلان در مقابل کمره رسانه ها می باشند اما در صحنه سیاسی جز ضعف و بی کفایتی چیزی برای ارایه ندارند.

  1. ناشناس :

    غنی سنگ تمام گزاشت انفجار دوزدی گروگانگیری فساد اداری روکود اقتسادی فقر نبود امنیت مهم تر ازهمه افزایش تلفات چندبرابری اوردوی ملی سازش باحکمتیار آغازگری جنگ وخرابگر کابل تعصبات قومی وطندارا خودش قزاوت کند دیگه باید بری هرچی به ملت قود

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
آخرین اخبار