افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : اخبار, خبر ویژه -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : پنج‌شنبه, 7 آگوست , 2014 لینک کوتاه خبر :

انتخابات و جنگ همه عليه همه

افغانستان كشور استثناها است. استثناء حتي در جهانشمول ترين و بشري ترين ميكانيسم ها و كارشيوه ها.

كشور استثنايي حتي انساني ترين رويكردها و بشري ترين رهيافت ها. اين نوع استثنا كلي بودن قاعده ي همه چيز را زير سوال مي برد. همه چيز انسانيت را به رغم اين كه در همه جاي جهان تجربه شده باشد، با پرسش مواجه مي سازد و به جاي آن بي قاعدگي و بي پارادايمي را رايج مي سازد. از انتخابات گرفته تا دولت داري، از پارلمان گرفته تا شيوه مديريت سياسي و اداري، از تجارت گرفته تا دموكراتيزاسيون همه و همه استثنا است و سنگ زيرين همه بنيادهاي بشري را تخريب كردن و چوب لاي چرخ آن گذاشتن.

انتخابات رياست جمهوري كنوني، نماد عيني و مصداق واقعي مفهوم جنگ همه عليه همه است. جنگي كه هيچ كس را آهنگ ياري از ديگري نيست و همه را قرار بر عناد و تباهي و نابودي و خويشتن خواهي است. نه آن گونه كه در جنگ مشاهده مي شود و نه حتي قانوني از سنخ باغ وحش، كه حتي جنگل و باغ وحش را نيز قوانيني در جريان است و شيوه اي در طريقت رفتار حيوانات مي توان مشاهده كرد كه آگاهانه و معمول و پذيرفته شده حد اقل در جرگه آنان است. اما در خراب آباد اين مرز و بوم به اندازه همان جنگل نيز قاعده اي حاكم نيست و نه حتي به رغم نداهاي رئيس جمهور كه خود را شيران ناميد، شيري در آن وجود دارد. همين است كه مصداق و مظاهر عملي جنگ همه عليه همه است و اين جنگ را نيز پاياني متصور نيست.

در انديشه هابز كه باني تفكر واقعي جهان سياست در گستره مفهومي جنگ همه عليه همه است، وضعيت آدم ها در شرايط طيبعي وصف مي شود. شرايط طبيعي يعني همان وضعيت جنگ همه عليه همه. يعني همان نزاع دايمي بر سر قدرت و غذا و مكنت. يعني همان ادعاي تصاحب همه دارايي ها و ظرفيت ها را براي خود و نفس خود. او بديل شرايط طبيعي را وضع شرايط مدني مي داند. شرايط مدني در واقع راه حلي است براي برون رفت از شرايط طبيعي. در شرايط طبيعي و جنگي نابودي همه و در خوشبينانه ترين حالت مرگ همه به جز عده اي، امري حتمي و بدون پرسش است. در شرايط طبيعي اما، آدم ها براي زنده بودن و با قراردادي خود را از وضعيت طبيعي بيرون مي كنند و به شكلي وضعيت مدني را اختيار مي كنند. رهيافت مدني گرايي آدم ها در فلسفه هابز امري طبيعي نيست بلكه برخاسته از درك شرايط وخيم جنگ همه عليه همه است و ناگزير بايد به راهي متوسل شد كه بهتر از وضعيت گذشته است. اين ديگرديسي خواهي و تغيير حالت، خواست تمامي آدمها و بر اثر درك شرايط و ناگواري هاي محيطي پديد مي آيد و براي همين همگان در برابر آن تعهد دارند و احساس وظيفه مي كنند و براي تداوم حالت مدني از تمام تلاش كار مي گيرند.

بر اساس اصول به كار رفته در فلسفه هابزي، جامعه مدني شده، در واقع نخستين جامعه انساني عقل مداري است كه با درك شرايط و وخامت اوضاع كنار هم قرار گرفته اند و به جاي نابودي به همكاري و تعاون تن داده اند. بديهي است كه هرچه از چنين شرايط و وضعيتي فاصله مي گيريم، به دليل درك و درايت انساني و شهري شدن تمدن انساني؛ و اشتراكات و آموزه هاي مشابه كنوني، ميزان همگرايي و همسويي بيشتر شده و دلايل جنگي و تضاد كاهش مي يابد. به ميزان عنايت و درايت جوامع نسبت به اصل هم پذيري و دوري از خطرات سهمگين طبيعي بودن است كه ميزان رشد و بلوغ جوامع مشخص شده و منزلت ملي و بين المللي آن مشخص مي گردد. انتخابات رياست جمهوري در افغانستان نشان داد كه حوزه سياست در افغانستان به ويژه سياست مداران تاكنون در شرايط طبيعي قرار دارند. در همان شرايط جنگ همه عليه همه. اينجا همه به هركاري ممكن دست مي زنند تا بر همه پيشي گيرد و براي هر كاري از همه گوي سبقت را مي ربايد تا از همه ي ديگر عقب نماند. اين جا سرزميني است كه كسب قدرت آن هم به شنيع ترين و وقيح ترين شكل از مسلمات دنياي سياست پنداشته مي شود. براي سياست مدار و سياست پيشگان هيچ فرمولي جز خود  طلبي و خود محوري، مهم تلقي نمي شود. سياست به معني برد و باخت مطلق آن مطرح است و هيچ قاعده اي مگر باخت براي هر بازيگري هيچ معني و  مفهومي ندارد و براي همين است كه تا پايان راه و تا انتهاي مسير پيش مي روند.

انتخابات به خوبي نشان داد كه خرد سياسي سياست پيشه گان ما در همان آوان سياسي شدن قرار دارد. در همان تعبير بدوي ارسطو از سياست. با همان خوي و سرشت بدوي و بدون توجه به هيچ قاعده اي وضع شده و به كار رفته در ساير نقاط جهان. دخالت يك باره وزير خارجه آمريكا هنوز نتوانست گره از كار فرو بسته انتخابات باز كند و اكنون نداي آمدن ديگر باره وي به گوش مي رسد. سازمان هاي بين المللي و نهادهاي جهاني حتي در چنين گيروداري مات شده اند. مانده اند چگونه دو نامزد رياست جمهوري را براي برد و باخت انتخاباتي كه جزو پذيرفته شده ترين قوانين دنياي امروز است قانع كنند. هر كدام تمام توانش را به كار مي بنند تا خود بر قدرت دست يابد و هيچ مهم نيست كه چنين خواستي چه هزينه گزافي براي مردم افغانستان و موقعيت بين المللي آن تحميل خواهد كرد. براي مدعيان قدرت مردم و همه قوانين موضوعه در صورتي مهم و قابل شمار است كه ابزاري براي تامين مطالبات و خواست آنان باشد. در غير آن صورت هيچ وقعي بدان نخواهد كرد. اگر با گفتمان هابزي به اين مساله نگريسته شود، مي توان مدعي شد كه سياست مداران كنوني كشور، به ويژه نامزدهاي انتخاباتي اخير و هم قطاران شان هنوز در وضعيت طبيعي ماقبل مدني به سر مي برند و بر آنند كه بدان شيوه به روند انتخابات بنگرند. وانگهي حاضرند براي دست رسي به  خواست شان از هر موضعي كه لازم مي دانند حمايت كنند.

چكيده اين كه بايد فرهنگ سياسي را در افغانستان از نو بنا كرد. فرهنگ سياسي امروزين و ويژه نظام هاي دموكراتيك كه در آن تساهل و هم پذيري و پايبندي به قوانين عام و بين المللي دموكراتيك از اصول مسلم پنداشته مي شود. اين كه افرادي خود را بر اساس كارشيوه هاي دموكراتيك كانديد مي نمايد و سپس در ميدان رقابت ها به پيكار مي پردازند كافي نيست، مهم تر آن است كه ايده و انگيزه اي براي پذيرش و عملياتي كردن نتايج انتخابات، آن هم با وجود پيروزي تيم رقيب شكل بگيرد. شگل گيري چنين گفتماني است كه مي تواند روند گزينش دموكراتيك را نهادينه سازد. اين اولين بار است كه افغانستان بايستي به روش نوين و از طريق نهادهاي پذيرفته شده قدرت را از شخصي به شخص ديگر منتقل مي كرد. شكست و بن بست در اين روند مي تواند به مثابه نگراني و نا اميدي از آينده افغانستان نوين باشد. بايد سياست مداران به گونه ي خود انگيخته به قواعد بازي تعهد نشان دهند و بر مبناي آن خود را ملزم به رعايت منافع مردمي و عبور از منافع شخصي نمايند. بن بست كنوني انتخابات يك امري  زودگذر و موقتي نيست، بلكه ريشه در سياست  تاريخي و تاريخ سياسي كشور دارد؛ تاريخي كه بيشتر با نگاه سنتي و باورهاي كلاسيك گره خورده است. رهايي از چنين وضعيتي تنها با نگاه نو آن هم معطوف به فرهنگ سياسي دموكراتيك، نسبت به انتخابات كه پديده نوين و مردم سالار است، ميسر خواهد بود و بس.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار