ارتداد یک استاد در پوهنتون کابل

زمان انتشار : چهار شنبه, 28 ژوئن , 2017 , بخش : اجتماعی, اخبار , کد مطلب : 43963 , نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ,
+
-

 

دارالعلوم عالی هرات یک استاد در پوهنتون کابل را مرتد اعلام کرد.

احمد ضیاء رفعت استاد پوهنتون، نویسنده، شاعر و اهل سیاست از طرف دارالعلوم عالی هرات به رهبری مولانا جلیل الله مولوی زاده طی حکمی بخاطر چاب مجموعه شعری تحت نام «رفتن رسیدن نیست» کافر و مرتد اعلان شده است.

بر اساس این خبر تعدادی از دانشجویان پوهنتون هرات و جمعی از مردم این ولایت طی نامه‌ای به شعبه عقاید و مناظره دارالعلوم هرات گفته اند که سروده اخیر آقای رفعت تحت عنوان «رفتن رسیدن نیست» جملات کفری و الحادی فراوانی را بکار برده که عده‌ای به علت عدم اطلاع بر مضامین کفری آن، به نشر و پخش آن اقدام نموده‌اند و از آن مرکز فقهی و عقیدتی تقاضای حکم شرعی آقای رفعت را خواستار شدند.

 

در ادامه پاسخ دارالعلوم عالی هرات را می خوانید

 

دارالعلوم عالی هرات نیز طی پاسخی به نامه این تعداد دانشجو نوشته است با مطالعه اثر الحادی ( رفتن رسیدن نیست ) بخوبی واضح میگردد که مولف آن ضیاء رفعت (استاد پوهنتون کابل) در قالب اشعاری شکسته که با وزن و قافیه هم آهنگی ندارد جملات نهایت کفری و الحادی را نسبت به خداوند, ملائکه, انبیا, کتب الهی و احکام شرعی بکار برده است.

 

نانچه در صفحه ۱۵ کتاب خود, مخاطب خود را خدای هستی خوانده و او را از خداوند , آفریده گارتر دانسته چنین سروده است:

 

زلال صبحی و از بحر آبدار تری

تو از بهار طبیعت به ما بهار تری

خدای هستی محوی , نه محوی هستی کس

خدا گواه ! از او آفریدگار تری ( نعوذ بالله )

 

و در صفحه ۱۹ کتاب خود در بیت اول, قرآن را اشتباه دانسته و به این کفر خود افتخار نموده چنین سروده است:

 

منم سر آمد صبر اشتباه خوانده در قرآن

به نام دیگری , این افتخار تازه فهمیدم ( نعوذ بالله )

 

و در تعقیب آن در بیت دوم, اعتقاد به عقائد اسلامی را سبب مختل شدن زندگی و غیرقابل التفات دانسته چنین سروده است:

 

یکی به عرش, یکی در بهشت, سخت سرگردان

خدا نماند کسی را به کار, تازه فهمیدم ( نعوذ بالله )

 

و در تعقیب آن در بیت سوم, دعاء را غیر معتبر و بی فائده دانسته چنین سروده است:

 

بساز چاره درد مرا نه با دوا و دعا

به این دو نیست دیگر اعتبار , تازه فهمیدم ( نعوذ بالله )

 

و در تعقیب آن در بیت چهارم, از زنده شدن بعد از مرگ انکار کرده و از تاخیر خود در ارتداد, اظهار پشیمانی نموده چنین سروده است:

 

به هیچ روی نخواهد دوباره کس شود زنده

سرم چو خورد به سنگ مزار, تازه فهمیدم ( نعوذ بالله )

 

و در صفحه ۴۱ کتاب خود, نسبت به خداوند نوشته که مخلوق را فقط برای اینکه شاه باشد خلق کرده و با احکام خود زندگی مخلوق را تلخ نموده است چنانچه می سراید:

 

مهم این است که تا حشر, خدا شاه بود

مهم این نیست که یک لحظه, بشر خوش نباشد ( نعوذ بالله )

 

و در صفحه ۵۰ کتاب خود در بیت اول, خطاب به خداوند گفته است که با اجازه به خواهشات نفسانی در زمین با ما موافقه کن در مقابل از تو قدردانی کرده و در امور سنگین آسمانی با تو همکاری خواهیم کرد چنانچه می سراید:

 

کمی کنار بیا , قدر دانیت با ما

تمام بار غم آسمانیت با ما ( نعوذ بالله )

 

و در تعقیب آن در بیت دوم, پائین آوردن آدم از جنت زمین را منافی با مهربانی دانسته و با صراحت کامل از صفت مهربانی خداوند انکار نموده است چنانچه می سرآید:

 

به یک گناه براندی فرشته را از خود

چه دم زنی دگر از مهربانیت با ما ( نعوذ بالله )

 

و در تعقیب آن در بیت سوم, خوشگذرانی در دنیا را بر نعمت های آخرت ترجیح داده و حساب و کتاب در آخرت را مورد تمسخر قرار داده است چنانچه می سراید:

 

به نرخ روز, بهشت تو را خریدارم

حساب مشتری آن جهانیت با ما ( نعوذ بالله )

 

و در صفحه ۵۱ کتاب خود در اول ارشادات پیامبران الهی برای اصلاح و بشر را نادرست و بی ثمر دانسته و قوانین ساخته دست بشر را بر آن ترجیح داده است چنانچه می سرآید:

 

جهان به کوشش پیغمبران نشد اصلاح

دگر مدیریت بندگانیت با ما ( نعوذ بالله )

 

و در تعقیب آن در مصرع دوم, خطاب به خداوند نوشته که تنها خدای آسمان ها باشد و اداره نظام زمین و طریقه زندگی در آن را بدون مداخله به انسان بسپارد چنانچه می سرآید:

 

و همچنان تو خدا باش آسمان ها را

روند کار زمینی و زمانیت با ما (نعوذ بالله)

 

و در صفحه ۹۶ کتاب خود حضرت آدم را نادان گفته و شیطان را در مخالفت با امر پروردگار و سجده نکردن به حضرت آدم حق به جانب دانسته و از تاخیر خود در ارتداد اظهار ندامت و افسوس کرده است چنانچه می سرآید:

 

حق داشت که شیطان نزند سجده بر این آدم نادان

پی برده ام امروز کی ام, از چه تبارم چقدر دیر (نعوذ بالله)

 

در پایان این مرکز فقهی از پوهنتون کابل خواسته تا آقای احمدضیا رفعت را از پوهنتون اخراج کرده و به مراجع عدلی و قضایی کشور معرفی کند.

 

مرکز دارالعلوم عالی هرات در ادامه از مراجع عدلی و قضایی کشور خواسته که در صورت اصرار رفعت بر کفر و ارتداد، حکم شرعی ارتداد را بر وی جاری نمایند.

 

این مرکز همچنین خطاب به وزارت اطلاعات و فرهنگ گفته که از نشر و پخش اثر این شاعر ممانعت جدی کرده و حکم جدی جمع آوری این اثر کفری و الحادی را از مراکز فروش آن صادر نماید.

 

این مرکز فقهی هرات از مردم افغانستان خواسته از خرید، مطالعه و نگهداری این اثر الحادی و آثار دیگری مانند کتاب های داکتر انورالحق جبارخیل که با تمویل کفار و دشمنان اسلام، بر خلاف دین و مذهب نوشته شده است اجتناب نموده و خود را از عذاب الهی دور بدارند.

 

 

اشتراک گذاری »