افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : اخبار, تحلیلی -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : پنج‌شنبه, 29 ژانویه , 2015 لینک کوتاه خبر :

آمریکا گرداننده سیاست های پشت پرده است

در کشورها حادثه خلق می کند و خود مدیریت آن را رهبری می کند. آمدن آمریکا درون افغانستان تصادفی نیست، 11 سپتامبر برنامه ریزی شده بود و تصادفی نیست. رفتن به شرق آسیای میانه تصادفی نیست و ضعیف ساختن قدرتهای کلان عربی در مقابل اسراییل، به خاک و خون کشیدن سوریه، عراق، لیبی و مصر تصادفی نیست.

 

حضور آمریکا در افغانستان از سال های قبل تاکنون برای افغانستان و امنیت آن سود آوری نداشته است، نه تامین امنیت و نه پیشرفت اقتصاد و نه حکومتداری خوب و مبتنی بر دموکراسی در کشور محقق نشده است. پس آمریکا در افغانستان چه می کند و چه اهدافی را در اینجا و در منطقه دنبال می کند؟

 

سید مسعود استاد دانشگاه کابل در برنامه «ثورلیـد» گفت: امروز آمریکا بزرگترین قدرت آمریکا و در حقیقت گرداننده تمامی سیاست ها در پشت پرده است. به خصوص بعد از جنگ سرد که در سال 1992 ختم شد، آغاز ایجاد یک قدرت یک قطبی در دنیا بود. آمریکا نظام نوین بین المللی را مطرح کرد. در این نظام نوین بین المللی عمدتاً مساله امنیت اقتصادی و ثبات بین المللی در کشورهای رو به انکشاف مطرح شد.

 

وی در ارتباط با عملکرد آمریکا در منطقه و اینکه آیا حوادث ایجاد شده در آن و اقدامات آمریکا تصادفی بوده و یا برنامه ریزی شده عنوان کرد: حرکات های آمریکا هیچ وقت حرکتهایی تصادفی نیست. اگر حرکات آمریکا تصادفی می بود ما می توانستیم حوادث11 سپتامبر را به دوش کسانی دیگر بیندازیم. آمریکا پالسی های کلانی دارد و در درون پالسی های خودش استراتژی های معینی دارد. استراتژی جنوب آمریکا بعد از جنگ سرد، چهار مرحله معین به خود می گیرد.

 

مسعود این مراحل را چنین برشمرد: در افغانستان و در این منطقه، آمریکا توسط استراتژی کلانی که داشت مرحله وار پیش آمد، مرحله اول جنگ سرد، کشانیدن پای شوروی به افغانستان و درگیر کردن آنها به جنگ، کمک مجاهدین و ISI به آنها و جنگیدن آنها در مقابل شوروی ، سقوط حکومت داکتر نجیب و آمدن مجاهدین. مرحله دوم، ایجاد اختلافات میان مجاهدین برای کاهش محبوبیت آنها و جلوگیری از به قدرت رسیدنشان. مرحله سوم، ایجاد گروه دیگری به نام طالبان و زدودن مجاهدین از افغانستان به وسیله آنها. مرحله چهارم تضعیف کردن چنین نیرویی که خودش ایجاد کرده بود. با این حال آمریکا طالبان را از بین نمی برد بلکه آن را ضعیف می کند و بعد در زمان لازم دوباره از آن استفاده می کند.

 

این استاد دانشگاه داعش و دیگر گروهها را ایجاد شده توسط خود آمریکا تلقی کرد و بیان کرد: آمریکا آنها را ایجاد و سپس رهبری می کند، به این معنا است که در حقیقت استراتژی دراز مدت جنوب آسیا توسط آمریکا به مرحله پنجم خودش رسیده است. مرحله ششم هم در راه است. تا وقتی اوکراین ایجاد نشده بود، مرحله ششم آغاز نمی شد. نیروهایی در آسیای میانه، در پاکستان، تاجیکستان، ترکمستان، قزاقستان وجود دارند. این نیروها مانند آتش زیر خاکستر هستند که به یک باروت نیاز دارند تا شروع به فعالیت کنند. این نیروها باید حرکت کنند و محاصره روسیه باید تکمیل شود.

 

وی اهداف ورود آمریکا به افغانستان را چنین بیان کرد: این بار روسیه بعد از عراق مطرح می شود. از این لحاظ آمدن آمریکا درون افغانستان تصادفی نیست، 11 سپتامبر برنامه ریزی شده بوده است و تصادفی نیست. رفتن به شرق آسیای میانه تصادفی نیست و ضعیف ساختن قدرتهای کلان عربی در مقابل اسراییل، به خاک و خون کشیدن سوریه، عراق، لیبی و مصر و از بین رفتن اتحادشان هم تصادفی نیست. حرکات آمریکا کاملاً استراتژیکی است.

 

این تحلیلگر امور سیاسی در مورد اهداف آمریکا در منطقه گفت: هیچ دشمن دایمی و هیچ دوست دایمی وجود ندارد مگر معرفت دایمی. این شعاری است که همه قبول می کنند و در کل دنیا مورد پذیرش است. ما با معرفت خود باکسی دوست می شویم وبا معرفت خود با کسی دشمن می شویم. هر کس مطابق با منافع ملی خود کاری انجام می دهد.

 

مسعود ادامه داد: بعد از سال 1992 تعریف آمریکا از جهان تغییر می کند. حرکاتهای آمریکا چهار بخش برای ایجاد نظم نوین جهانی تعیین می کند. آمریکا در کشورهای منطقه حادثه ساز می شود و بعد آن حادثه را مدیریت می کند. در بسیاری از موارد این طور نیست که حادثه خود ایجاد شده است و بعد آمریکا عکس العمل نشان داده است. چهار بخش در این سیاست ها وجود دارد که کل دنیارا به شور آورده است. در حقیقت این منطقه ما را به شور آورده است.

به انحطاط کشیدن کشورهای سرکش، پشت سر هم می آید. عراق، لیبی، سوریه و بعد ایران، این کشورها هستند. در این کشورها حادثه خلق می کند و خود مدیریت آن را رهبری می کند. رسیدن به بمب اتم کشورهای روبه انکشافی مثل ایران و کره را زیر فشارهای شدیدی قرارمی دهد و اجازه نمی دهد. از بین بردن نقاطی که ثبات اروپا را از دید آمریکا را از بین می برد. به طور مثال تقسیم استرالیا به پنج کشور کوچک.

 

وی از لحاظ ژیوپولتیک کشور ما و موقعیت جغرافیایی ما را به عنوان یک کنترل کننده برای دروازه های چین برای آمریکا دانست و گفت: هر حرکتی که آمریکا انجام می دهد. هر موضوعی که در کشور ایجاد می شود به این معنا نیست که آمریکا در آن دخیل است بلکه بدین معنا است که سیاست عمومی جهانی توسط آنها ایجاد شده و هدف های معین خودش را دارد. این کشور ما می تواند معبر و یا راهی برای آمریکا باشد و هدف اصلی رقابت با چین و محاصره روسیه است.

 

 

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار